Rooz

استفاده ابزاري از زن

مهرانگيز کار - یکشنبه 12 فروردین 1386 [2007.04.01]

po_mehrangiz_kar_01.jpg

بي ترديد ورود غير مجاز نيروهاي خارجي به قلمرو يک کشور موضوعي است مرتبط با امنيت ملي که پاسداران مرزها نبايد بر آن چشم بپوشند. اما آنچه به اقدامات متقابل کشوري که احياناً مرزهايش مورد تجاوز قرار گرفته مشروعيت و مقبوليت مي بخشد، روش هايي است که در برابر تجاوز انتخاب مي کند. در اين ميان، اطلاع رساني شفاف به افکار عمومي و جامعه جهاني، بخش مهمي از اقدامات بازدارنده متناسب را تشکيل مي دهد.

اما موضوع اين يادادشت، بررسي همه جانبه موضوع ورود غيرقانوني به آبهاي يک کشور نيست. بلکه تأکيد بر نقشي است که نظام تبليغاتي و امنيتي ايران با استفاده ابزاري از جنسيت يکي از ملوانان در صحنه جهاني ايفا کرده است. بررسي و نقد اين نقش، از دو زاويه اهميت دارد. يکي استفاده ابزاري از زن با هدف جلب توجه محافل جهاني، ديگر وارد آوردن ضرر و زيان بر امنيت ملي به لحاظ انتخاب اين شيوه از تبليغات سياسي.

در پي آنکه چندي پيش خبرگزاري هاي ايران اعلام کردند 15 نظامي انگليسي در پي ورود غير مجاز به آبهاي ايران از سوي مأموران ايراني دستگير شده اند، خانم في ترني تنها زن نظامي در جمع نظاميان دستگير شده انگليسي پيش از ساير همکاران خود بر روي صفحه تلويزيون العالم ( از شاخه هاي صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران) ظاهر شد و ضمن ابراز تأسف، اعتراف کرد وي و همکارانش در آب هاي ايران بوده اند. وي همچنين از "پذيرايي گرم و انساني" مأموران سپاسگزاري کرد. خانم في ترني ملوان باداشت شده انگليس در جريان حضور تلويزيوني روسري مشکي بر سر داشت و وانمود مي شد يک زن انگليسي که مقام و منصب نظامي دارد، آزادانه اعتراف مي کند!

در برابر رويدادهايي از جنس آنچه رخ داده است، زبان عقل و منطق بکلي بسته مي شود. طرفداران استفاده از ضوابط عقل و منطق در صحنه سياست خارجي فقط حيران و سرگشته شده و از اينکه مي بينند حافظان امنيت ملي بر ضد آن عمل مي کنند برخود مي لرزند.

هر گاه حفظ امنيت ملي به شيوه هاي عقلايي در دستور کار بود، اولاً چه لزومي داشت صحنه هاي تکراري اعتراف هاي تلويزيوني را بازسازي کنند؟ ثانياً چه لزومي داشت اعترافات تلويزيوني نظاميان انگليسي را، با تنها زن حاضر در جمع 15 نفره اسيران انگليسي آغاز کنند و او را با حجاب روبه روي دوربين بنشانند؟ آيا حافظان امنيت ملي ايران نمي دانند فقط همين درجه از اجبار يعني وادار کردن يک زن نظامي انگليسي به روسري سر کردن در برابر دوربين تلويزيون، نمايانگر آن است که همه ماجرا صحنه سازي و استفاده از ارعاب است؟ آيا اين شکل از برخورد با موضوع، حتي اگر حق با ايران باشد، از تأثير جهاني آن نمي کاهد؟

طراحان سناريوهاي تبلغاتي و امنيتي نمي دانند نمايش يک زن نظامي با حجاب اجباري از نگاه هموطنان و خويشاوندان فرهنگي اش در سطح جهان، تحقير و توهين تلقي مي شود، و حتما نمي دانند زير سلطه خشم ناشي از اين تحقير ملي و فرهنگي، حتي اگر کلام حقي بر زبان زن ملوان جاري شده باشد، کسي آن را باور نمي کند و کفه ترازوي جهاني به سوي منافع ملي ايران سنگين نمي شود.

از اين که بگذريم، پرسشي زنانه را با مقامات امنيتي ايران در ميان مي گذارم: بالاخره جنس زن در مجموعه نظام سياسي، حقوقي، اخلاقي و امنيتي کنوني ايران با کدام مفهوم ارزشي به رسميت شناخته شده است؟ مي دانيم استفاده ابزاري از زنان به صورت انتشار تصاويري از آنها در مطبوعات جرم است و قوانين جزايي ايران، مرتکب را به شدت مجازات مي کنند. آيا با وجود اين قوانين ارزشي مي شود استفاده ابزاري از جنس زن در صحنه سياست جهاني را توجيه کرد؟ در شرايطي که به موجب قوانين موضوعه کشور، در بيشتر زمينه ها شهادت زن مسلمان بکلي فاقد ارزش و اعتبار است، چطور شده که از ديد مقامات جمهوري اسلامي، شهادت يک زن غير مسلمان تا اين حد اعتبار پيدا کرده که مقدم بر شهادت مردان قرار گرفته است؟

مقامات ايراني، حتي اگر مي خواستند با هدف خدمت به امنيت ملي، جنسيت زنانه يک ملوان انگليس را مورد بهره برداري قرار دهند نيز، موثرتر آن بود که او را بدون نشاندن در برابر دوربين تلويزيون با حجاب اجباري، فوراً آزاد مي کردند با اين توضيح که در فرهنگ اسلامي و ايراني مقام "مادري" يک مفهوم ارزشي است.

افسوس، که چنين شيوه اي را انتخاب نکردند و به اندازه اي ناشيانه صحنه آراستند که افکار عمومي در جهان نظاره گر شيوه هاي سرکوب و اجبار و الزام در ايران شد. واقعيت آن است که در نتيجه چنين رفتاري، بخش بزرگي از افکار عمومي بين المللي، از اين پس آنچه را که در مورد نظاميان دستگير شده، از زبان بازيگران صحنه سياسي ايران بشنود، حتي با صدها مدرک و سند هم باور نمي کند.


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.