زماني براي بازگشت
احمد زيدآبادي - چهارشنبه 23 اسفند 1385 [2007.03.14]

وطن آبستن تحولات سرنوشت سازي است. ممکن است گردباد تحولي که در پيش است، برخي از موانع سخت روياروي توسعه و پيشرفت را از سر راه کشور بردارد و ما را بدون تحمل هزينه اي سنگين در مسير آرام و مطمئني براي رسيدن به جايگاه طبيعي مان در جامعه جهاني قرار دهد. متاسفانه عکس اين موضوع نيز صادق است.
توفان تحول احتمال دارد شيرازه کشور را از هم بپاشد و مردم ما را با سرنوشتي به غايت تلخ و ناگوار روبرو کند.
در اين ميان، همه ما ايرانيان براي نجات ميهن بايد به اندازه وسع و توانمان وظيفه اي را بر دوش گيريم، وگرنه از رهگذر تعقيب منافع شخصي و عافيت طلبي فردي، به گذر امن از اين گردنه تاريخي صعب العبوري که در مسير ما ايرانيان قرار گرفته، اميد چنداني نمي توان داشت.
اما در حالي که وطن به تک تک فرزندان خود بيش از هر زماني نيازمند است، سيل مهاجرت به خارج از کشور شدت گرفته و هر که استعداد و توان و حرفه اي در خود مي بيند، دليلي براي ماندن در کشور نمي بيند.
بدين ترتيب ايران در حال تهي شدن از فرزندان باسواد و فعال خويش است. در محيطي تهي از افراد انديشمند و تحليل گر و مسئول، طبعا ميدان به تسخير کوته فکران و کج انديشان در مي آيد و جامعه به سوي ناکامي و نامرادي پيش مي رود.
از اين جهت، به نظر من نه فقط دوستاني که آهنگ هجرت کرده اند، لازم است هر چه سريع تر در تصميم خود تجديد نظر کنند، بلکه آن دوستاني هم که طي سال هاي اخير به علت فشارهاي سياسي خاک وطن را ترک کرده اند، بهتر از هر چه سريع تر باز گردند.
در اين ميان روي سخن با آنان که براي انجام وظيفه مشخصي مانند تحصيل از کشور رفته يا مي روند، نيست، منظور آن دسته از ايرانياني که با شيوه هاي مسالمت آميز مبارزه ميانه اي ندارند و رابطه شان با حکومت خونين شده است، نيز نيست. روي سخن با آن دوستاني است که به دليل اظهار نظرها و تحليل ها و فعاليت هاي مدني و مسالمت جويانه دچار مشکل شده اند و شرايط سخت ايران آنان را گرفتار غربت کرده است.
اين دسته از دوستان اگر مايلند در جهت ايفاي نقش معقول و معتدل خويش در فضايي که ممکن است از دو سو به افراط کشيده شود، وظيفه اي را به عهده گيرند، به نظر من بهتر است که گروه گروه با اعلام قبلي به وطن بازگردند.
اينکه برخي از اين دوستان حکم زندان دارند و يا ممکن است با چنين حکمي روبرو شوند، نبايد مانعي در راه بازگشت آنان باشد چرا که در شرايط کنوني، نظام سياسي شور و شوق چنداني براي پر کردن زندان ها از زندانيان سياسي و عقيدتي ندارد و حتي اگر هم داشته باشد، به گمان من در ايران زنداني بودن مفيدتر و تاثيرگذارتر از دوري از وطن است.
به تصور من، از حيث فردي نيز بهتر است که ايرانيان از نزديک درگير تحولات کشور باشند چرا که نظارت از راه دور کمکي به آرامش رواني آنها نخواهد کرد.
اگر کشور به سمت تحولات مثبت برود، قاعدتا دوري از اين تحولات حسرتي جبران ناپذير بر روي ايرانيان مهاجر خواهد گذاشت و اگر به سوي مصائب رو کند، جز اندوه و احساس گناه پيامدي نخواهد داشت.
اگر قرار است ايران راه خود را از ميان مشکلات و گرفتاري ها بگشايد چه بهتر که همه از نزديک در آن سهيم باشيم و اگر سرنوشتي تراژيک در انتظار آن باشد، به واقع زندگي بر همه ما تلخ و اندوهبار خواهد شد، چه در داخل باشيم و چه خارج از آن.
