كمپين و آموزش حقوق بشر
حسن اسدي زيدآبادي - سه شنبه 22 اسفند 1385 [2007.03.13]

براي فعالان حقوق بشر و معتقدان به توسعه توام با تضمين اين حقوق، آموزش و ترويج حقوق بشر همواره به عنوان دغدغهاي اصلي و بنيادي مطرح بوده است. نگاه تك بعدي به مقوله حقوق بشر و غفلت از ابعاد اجتماعي و كاربردي آن در زندگي روزمره افراد بدون شك يكي از آسيب هاي جدي روند تحقق و تضمين حقوق بشر در جامعه ايراني است. عموماً اين موضوع اساسي كه «حقوق بشر قواعدي براي زندگي انسان است» و لاجرم تنها در عرصه زيست خصوصي و جمعي او موضوعيت خواهد داشت از ياد ميرود و در واقع هدف و غايت اصلي به دست فراموشي سپرده ميشود. با اين حال امروزه ميدانيم كه شايد يگانه راه دستيابي به اين هدف «آموزش حقوق بشر» آن هم در سطحي وسيع، فراگير و با نگاهي كلان است. چنين آموزشي البته بايد از غناي علمي كافي نيز بهرهمند باشد. آموزش حقوق بشر بايد به سطح جامعه و كليه اقشار آن برده شود و به عنوان دغدغه ذهني و مشغوليت فكري افراد مختلف جامعه از هر صنف و گروه و با هر درجه از تحصيل يا وضعيت مالي درآيد.
آموزش حقوق بشر را مي توان در دو دسته رسمي و غير رسمي تصور كرد. با اين حال در شرايط ايران امروز، آموزش حقوق بشر در سطح كلان و رسمي كه با توليت دولت انجام پذيرد و به طور نمونه در مراكز آموزشي در سطوح مختلف بدان پرداخته شود، به كلي از نظر دور داشته شده است. از اين رو سياست هاي رسمي و بي تفاوتي به مقوله حقوق بشر (به مثابه قواعد تعامل زندگي مدرن) در برنامه آموزشي كشور اميد به فراگيري و تعميق مفاهيم حقوق بشر را به شدت كاهش داده است. در چنين وضعي و با توجه به اين نكته اساسي كه آزاديهاي اساسي و حقوق بشر در جوامعي محقق شدهاند كه جامعه مدني خارج از نظام حكومت هم توان ادامه حيات داشته است. موضوع آموزش غيررسمي حقوق بشر از طريق فعاليتهاي مدني، در شرايط كنوني جامعه و در مسير گذار به دموكراسي، عمده ميشود. گرچه طي ساليان اخير تاحدي بر تعداد نهادهاي مدافع حقوق بشر در ايران افزوده شده است، ليكن تاكنون برنامه اي جدي و با مخاطبان گسترده براي پي گيري برنامههاي آموزشي پيرامون مقولات حقوق بشري در عملكرد آنان مشاهده نشده است. فارغ از سياست هاي رسمي كه با هرگونه فعاليت در اين زمينه منافات دارند، براي عدم تحقق چنين فعاليت هايي ميتوان سه مانع عمده را برشمرد.
اول اينكه، «وسعت بخشي» به پروژه هاي آموزشي حقوق بشر نيازمند نهادهاي مدني مستحکم و علاقه مند به اينگونه فعاليتهاست كه به لحاظ اجرايي و داوطلباني كه در اختيار دارند توانايي اقداماتي از اين دست را داشته باشند. متاسفانه چنين نهادهايي تاكنون كمتر در اين زمينه برنامه ريزي و يا فعاليت اجرايي داشته اند.
دوم اينكه، «تعميق» اينگونه فعاليتها نيازمند برخورداري از توان كارشناسي و تسلط بر مباحث علمي و مباني نظري چالش برانگيز حوزههاي فعاليت است. اين توانايي بايستي در چارچوب يك كارجمعي توسط گروههاي متخصص به مخاطبان آموزش داده شود و پاسخ به سوالات احتمالي از قبل آماده شده باشد.
سوم اينكه، اگر هم فعاليتي در گذشته در اين زمينه سابقه داشته است، به لحاظ انتخاب حوزه موضوعي فعاليت، اين حوزه از جذابيت كافي و حساسيت لازم براي مخاطبان برخوردار نبوده است. با اين حال كمپين يك ميليون امضاء براي برابري حقوق زنان تجربهاي نو و البته موفق در پيش روي فعالان حقوق بشري در ايران قرار داده است.
در واقع، مهمترين دستاورد اين كمپين همان پيش كشيدن موضوع حقوق زنان با چنين شيوهي اجرايي است. فارغ از اينكه تاكنون چه تعدادي امضاي خود را پاي اين حركت گذاشتهاند بايد گفت توجه فعالان اين عرصه به موضوع آموزش و ترويج مفاهيم حقوق زنان كه در شرايط ايران امروز به نوعي عين حقوق بشر است و نگاه به اهداف و عملكرد كمپين كه تنها جمعآوري كوركورانه امضا را هدف خود نميداند بلكه آن را فرصتي براي تعامل، گفتگو و انتقال مفاهيم قلمداد ميكند، اين باور كه مهمترين حركت در زمينه آموزش حقوق بشر در تاريخ ايران شكل گرفته را تقويت ميكند، و بي شك براي زنان ايران اين يك سند افتخار است.
كمپين يك ميليون امضاء با آنكه تا يك سالگي خود چندماهي فاصله دارد، اما توانسته است لااقل در طراحي و هدفگذاري تا حدود زيادي مشكلات مذكور در زمينه آموزش حقوق بشر در ايران را از برنامه خود حذف كند.
كمپين از «وسعت و گسترگي» لازم برخوردار است. از نظر گستره مخاطبان لااقل نيمي از جامعه مخاطبان مستقيم كمپيناند و از جنبه موضوعي نيز مسائل زنان و دشواري هاي زيست فردي و اجتماعي آنان متاسفانه به اندازه كافي در ايران فراوان است. در صحنه عمل نيز برپايي جلسات بحث و گفتگو در زمينه حقوق زنان در بيش از ده استان كشور در حالي كه حاكميت به شكل جدي عزم سركوب كمپين را دارد نشان از گسترش اميدوار كننده اين حركت مدني دارد.
«نگاه عميق» و انتقال مفاهيم مورد نظر در چارچوب يك تعامل دوجانبه و نه صرفاً در قالب يك ارتباط يك سويه، از مهمترين دستاوردهاي كمپين است كه به تعميق، ماندگاري و اثربخشي مفاهيم منتقل شده كمك شاياني ميكند. اين موضوع قطعاً بدون بهرهمندي كمپين از دانش تخصصي آگاهان به مسائل حقوقي، اجتماعي، سياسي و … به دست نميآمد. همچنين حوزه فعاليت مدنظر از آنچنان اهميتي برخوردار است كه چنانكه گفته شد به باور بسياري، در شرايط كنوني «حقوق زنان به مثابه حقوق بشر» بايستي از جمله شعارها و اهداف هر نوع فعاليت حقوق بشري و تحول خواهانه باشد و از اين رو فعاليت در زمينه حقوق زنان با توجه به نقضهاي فاحش و نظاممندي كه در نظام حقوقي و اجتماعي ما وجود دارد، امري ضروري است كه البته مخاطبان بسياري را نيز به خود جذب خواهد كرد.
به هر حال چنانكه گفته شد در كمپين يك ميليون امضاء صرف اخذ موافقت افراد براي امضاء و تصديق مفاد بيانيه يك هدف نيست، بلكه ايجاد فرصتي براي آموزش «چهره به چهره» هدفي اصولي و غايي در نظر گرفته شده است و اين نكتهاي است كه جزوه آموزشي كمپين نيز بر آن تاكيد فراواني دارد.
در اين جزوه كه خود يكي از مهمترين دلايلي است كه نشان ميدهد مساله «آموزش» تا چه حد نزد دستاندركاران كمپين مهم تلقي شده است، با تاكيد بر «ارتباط تعاملي» به جاي «ارتباط يكسويه» و همچنين كارگروهي، چگونگي آموزش چهره به چهره و معايب و محاسن آن، ويژگيهاي يك داوطلب خوب و نحوه جلب اعتماد مخاطبان مورد بررسي قرار گرفته و چگونگي ايجاد انگيزه و نحوه انتقال مفاهيم در موقعيتهاي گوناگون به شكل مناسبي براي داوطلبان تشريح شده است.
به هر حال آنچه مهم به نظر ميرسد آنكه راز ماندگاري و توفيق كمپين در گسترش آن به سطوح مختلف جامعه با تاكيد بر نياز مخاطبان و از طريق شيوههاي نوين آموزش به ويژه آموزش حقوق بشر است و در اين راه موانع مقطعي و سركوبهاي امنيتي نبايستي فعالان مدافع حقوق زن در ايران را از حركت تاريخي كه آغاز كرده اند باز دارد.
