گفت وگو♦ سينماي جهان
امير عزتي - پنجشنبه 17 اسفند 1385 [2007.03.08]
ستاره واقعي امسال مراسم اسکار بازيگران خوش قيافه و شيک پوش و کارگردان هاي مشهور نبودند، بلکه ال گور معاون سابق رئيس جمهور آمريکا بود. کسي که در پي يک انتخابات مشکوک از جورج بوش شکست خورد و تصميم گرفت تا خود را وقف کاري مهم تر از راهبري سياست داخلي و خارجي آمريکا کند و آن کمک به نجات سياره اي است که همه ما روي آن قرار داريم. جايي که در لفظ عوام آن را دنيا خطاب مي کنيم. مکاني که در منظومه شمسي تنها زيستگاه مناسب نوع بشر است و در اثر اهمال کاري همين موجود در آستانه گرمايش تدريجي و تغييرات دردسر سازي است که مي تواند حيات هر موجود زنده اي-از جمله خود انسان ها- را به خطر بيندازد.

مصاحبه با ال گور
ماموريت هنوز تمام نشده!
ستاره واقعي امسال مراسم اسکار بازيگران خوش قيافه و شيک پوش و کارگردان هاي مشهور نبودند، بلکه ال گور معاون سابق رئيس جمهور آمريکا بود. کسي که در پي يک انتخابات مشکوک از جورج بوش شکست خورد و تصميم گرفت تا خود را وقف کاري مهم تر از راهبري سياست داخلي و خارجي آمريکا کند و آن کمک به نجات سياره اي است که همه ما روي آن قرار داريم. جايي که در لفظ عوام آن را دنيا خطاب مي کنيم. مکاني که در منظومه شمسي تنها زيستگاه مناسب نوع بشر است و در اثر اهمال کاري همين موجود در آستانه گرمايش تدريجي و تغييرات دردسر سازي است که مي تواند حيات هر موجود زنده اي-از جمله خود انسان ها- را به خطر بيندازد.
حقيقت دردسر ساز يا تلخ و يا نابهنجار-اسمش را هر چه که مي خواهيد بگذاريد!- چيزي به مراتب فراتر از يک فيلم مستند و شرح جهاد يک مرد براي آگاه کردن ديگران از اين حقيقت و خطر بزرگ است. پايداري آلبرت آرنولد گور جونيور- متولد ١٩٤٨- در اين راه نشان داد که مي توان فارغ از پست و مقام به سعادت انسان ها انديشيد. خدا را بيرون از مسجد و کليسا يافت و ماموريت غير ممکن را ادامه داد.
البته بسياري اين فيلم را يک ترفند تبليغاتي/سياسي از طرف گور ارزيابي مي کنند و شايد ره به خطا نيز نروند، اما آن چه در اين لحظه اهميت دارد؛ نفس عمل اوست. کاش ديگر سياستمداران نيز از وي بياموزند، انتخاب دير هنگام بوش در اشاره به مسئله گرمايش زمين و تلاش براي يافتن راه حل هايي مناسب نشان از شنيده شدن پيام گور[رقيب سابق] دارد. آرزو مي کنم ديگران نيز هر چه زودتر بشنوند.
اگر مراسم امسال اسکار را تماشا کرده باشيد، به خوبي پي برده ايد که بيشترين ستايش ها از طرف مجريان مراسم و حاضران نثار او شد. فارغ از سه اسکاري که به حق نصيب فيلم يک حقيقت دردسرساز شد، سمبل امروز هاليوود يعني لئوناردو دي کاپريو نيز زبان به تحسين و حمايت از وي گشود؛ تمامي حاضران با کف زدن و تشويقي طولاني حضور دوباره او گور را روي صحنه همراهي کردند و جايزه انيميشن سال نيز که تحت تاثير فعاليت هاي گور ساخته شده بود، به پاهاي شاد اهدا و در واقع پيروزي کاملي براي وي رقم زد.
اما اين پيروزي براي ما چه پيامي غير از اين مي تواند داشته باشد: اين که فقط خاک سياره ما نيست که در صدد نابودي است، بلکه هوا و آب نيز در خطر است و روزهايي که مي توانيم از اين منابع طبيعي و زندگي بخش استفاده کنيم هر لحظه کمتر و کمتر مي شود؟ اين که کره ما روز به روز گرم تر مي شود و بسياري در اثر گرما جان خود را از دست مي دهند؟ به نظر زمان آن رسيده که همين الان از خواب بيدار شويم، چون حتماً فردا دير است.... ترجمه مصاحبه اي با الگور از نظرتان مي گذرد.
آيا تا به حال شده عمداً قانون را زير پا گذاشته باشيد؟
بله. مخصوصاً وقتي بچه بودم. يک بار به تريلي هايي که مقابل مزرعه خانوادگي مان ايستاده بوند، سنگ پرتاب کردم و با رنگ اسپري نقاشي شان کردم. البته بعد موقع ارتکاب جرم گير افتادم مجبور شدم به شرکت هاي مختلف باربري نامه هاي معذرت خواهي بنويسم.
بزرگ ترين ولخرجي و اسراف کاري تان چي بوده؟
فکر مي کنم استخر شناي پشت خانه مان در نشويل. در ماه هاي گرم تابستان عين دواست. پولش را نقد ندادم. خانه را رهن بانک گذاشتم.
آخرين بار کي بيرون رفته و تفريح کرديد؟
مگر براي تفريح حتماً بايد بيرون رفت؟ اگر اين کار لازم نباشد، بايد بگويم شب گذشته. دوستان زيادي دارم، يک گروه بزرگ و آنها را براي کباب خوران [barbeque] به خانه ام دعوت کردم. تا ساعت دو نصف شب موسيقي گوش کرديم، نوشيديم و خوش گذرانديم.
با IPod تان چي گوش مي کنيد؟
همه نوع موسقي توش هست. جک جانسون، مارک نافلر، بلک آيد پيز و آلبوم آخر بروس اسپرينگتون و آلبوم هاي نيل يانگ و پل سايمون... من از همه نوع موسيقي خوشم مياد.
آيا به زندگي پس از مرگ اعتقاد داريد؟
بله، اما به نظر من صاحب آن قدرت تخيلي نيستيم که بتوانيم تصور کنيم چه نوع زندگي مي تواند باشد. فکر نمي کنم شبيه به زندگي باشد که روي اين سياره آن را تجربه کرده ايم.
آيا در برنامه هاي واقع گرايانه تلويزيوني[Reality Show] شرکت کرده ايد؟
راستش را بخواهيد آره، اسمش هم برنامه هاي کلينتون- گور بود.

آيا به چيزي حساسيت داريد؟
سگ ها، البته حساسيت چندان حادي نيست. دوتا سگ دارم و هر دو را هم دوست دارم. ولي بهشان اجازه نمي دهم همراه من در اتاق خوابم بخوابند.
محبوب ترين نوشيدني تان؟
فکر مي کنم بيش از اندازه نوشابه هاي گازدار مي خورم. فکر مي کنم به خاطر فاصله بين مسافرت هاي کوتاه و بلندي است که مرتباً مي روم.
آخرين بار تماشاي چه فيلمي را نصفه رها کرديد؟
عموماً در اين مورد صبرم زياد است. اگر چيزي وادارم کند که فيلمي را نصفه نيمه رها کنم و بتوانم جلوي آن را بگيرم- که مرتباً اين اتفاق مي افتد- هميشه مجبور مي شوم نتيجه اين تصميم را تحمل کنم. مثلاً يادم مي آيد وسط هاي فيلم درخشش ابدي يک ذهن پاک مغزم حسابي داغ کرده بود. ولي به نظر مي رسيد که کارگردان مي داند دارد چکار مي کند، ولي اوايل فيلم مثل گربه اي که با گلوله کاموا دارد بازي مي کند، ما را شکنجه مي داد.
محبوب ترين انيميشن تان؟
Futurama، The Jetsons و عصر حجر و بيشتر از همه Futurama و سيمپسون ها. راستش در اين زمينه بي طرف نيستم چون کريستين، يکي از دخترهام سه سال براي مت گرونيگ کار کرده. از طرف ديگر خودم هم در چند قسمت نقش هاي کوچکي داشتم. يک بار نقش يک سر بريده شده را بازي کردم. قبل از اين که با يک حقيقت دردسر ساز مشهور بشوم، بزرگ ترين نقش ام گفتن يک جمله از زبان همين سر بريده شده بود. بعضي وقت ها موقع پياده روي در خيابان با آدم هاي زيادي برخورد مي کنم که مرا مي شناسند، ولي نه به عنوان معاون سابق رئيس جمهور، بلکه به خاطر آن جمله...
وقتي بچه بوديد از دلقک ها ترسيديد؟
خير، ولي به عنوان يک موضوع روانشناختي هميشه براي من جالب بوده که اين موضوع زمينه ترس هاي بعدي بسياري از انسان ها را تشکيل مي دهد.
آيا يک انسان قادر به تغيير دنيا هست؟
بله و عموماً دنيا هم به همين شکل دچار تغيير شده. اما در واقع اين کار زير سايه آن آدم به وجود نمي آيد، بلکه رسوخ کردن فکر او و حقيقت مسائل به دل ديگر انسان ها لازم است، تا آنها اين پيام را بر دوش خود حمل کرده و معني آن را بيش از پيش مقدس تر کنند.
