زنان در زندان
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 17 اسفند 1385 [2007.03.08]
"اگر چند مجرم آزاد باشند بهتر از آن است که يک بي گناه در بند باشند." اين سخن اميرالمومنين علي است، اما ظاهرا اصول گرايان مدعي پيروي از ايشان، علاقه و اصرار زيادي دارند که درست عکس اين سخن عمل کنند.
در روزهاي اخير شهرام جزايري از دست ماموران زندان فرار کرده و متواري شده است. من نمي دانم جزايري تا چه اندازه گناهکار است، زيرا نه سير پرونده او را مطالعه کرده ام و نه به عدالت دستگاه قضايي کشورمان نسبت به مجرم شناختن يک متهم باور دارم.
فرض مي گيريم اما که شهرام جزايري همانطور که مخالفانش ادعا مي کنند مفسد اقتصادي و گناهکار و پرونده او از هر نوع شائبه سياسي برکنار باشد.
با اين حساب يک مجرم از مجازات فرار کرده است. آيا اين مساله آنقدر جريحه دار کننده است که مدعيان عدالت از هر گوشه و کنار به اعتراض برخيزند، ميتينگ برگزار کنند، اعتبار قوه قضاييه را براي 25 سال بر باد رفته بدانند و از آن سو، رئيس قوه قضائيه ابتدا هيئت تحقيق تشکيل دهد، سپس چند مقام قضايي مرتبط با پرونده را از کارشان برکنار کند و به هر حال چنان حساسيتي از خود بروز دهد که پنداري با فرار يک مجرم از مجازات، آسمان خدا به زمين آمده است.
حال اين وضعيت را مقايسه کنيد با واکنش همان مدعيان نسبت به دستگيري دهها زن بي پناه اين کشور که براي حمايت از چند تن از دوستان و همکاران خود مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند.
اولا، رسانه هاي مدعي عدالت طلبي که فرار شهرام جزايري را به آن وسعت پو شش دادند، خبر دستگيري زنان را اساسا منعکس نکردند. ثانيا، دانشجويان بسيجي و همسويان آنها، که در سوگ فرار جزايري براي عدالت مجلس ختم گرفتند، ماجراي دستگيري زنان را به روي مبارک خود نياوردند. ثالثا، مقام هاي قضايي که فرار شهرام جزايري را لحظه به لحظه پيگيري کردند و فرار او را سبب از دست رفتن اعتبار دستگاه متبوع خود دانستند، در موضوع دستگيري دهها زن بي گناه اين مرز و بوم چنان رفتار کردند که گويي حادثه اي رخ نداده و يا اينکه دستگيري زنان براي دستگاه قضايي سبب کسب آبرو و اعتبار شده است!
به اعتقاد من، در يک فضاي عادي و معقول فرار فردي مانند شهرام جزايري از مجازات، اعتبار دستگاه قضايي را از بين نمي برد چرا که در همه دنيا روزانه دهها مجرم خطرناک چه به دليل اهمال ماموران و حتي چه از طريق تباني با آنها فرار مي کنند و پس از آن هم يا دستگير يا براي هميشه مفقود و پنهان مي شوند.
در يک فضاي عادي و معقول اما دستگيري دهها زن فرهيخته آن هم به دليل حمايت از همکارانشان، نه فقط اعتبار و آبروي دستگاه قضايي را به طور کامل بر باد مي دهد، بلکه موجبات سقوط يک دولت را نيز فراهم مي کند.
در کشور ما اما آقايان عادت کرده اند که سرنا را از سر گشادش بنوازند. آزادي يک مجرم را تاب نمي آورند اما به نبد کشيدن دهها بي گناه را مجاز مي دانند. فرار يک مجرم را سبب بر باد رفتن اعتبار دستگاه قضايي مي دانند اما به زندان انداختن دهها بي گناه را مايه اعتبار آن دستگاه مي پندارند.
دنياي حکومت گران ما وارونه شده است. بي سبب نيست که در اغلب مسائل عالم روندي معکوس جريان هاي بين المللي در پيش گرفته اند.
