Rooz

تغيير پارادايم از تحريم به جنگ

روزبه ميرابراهيمي - شنبه 12 اسفند 1385 [2007.03.03]

po_rozbeh_mir_ebrahimi.jpg


بازي هسته اي مسئولان کشور به جاهاي خطرناکي رسيده است. حاکميت تفکري تندرو که حيات خود را در فضاي تنش آلود مي بيند هر روز کشورمان را به «ساعت صفر» نزديک تر مي کند. واقعا کار به جايي رسيده که از هيچ سخنراني شخص رئيس دولت ايران نمي توان اطمينان داشت که بحران را تشديد نکند. چه در بين دستفروشان باشد و چه در بين دانشمندان. اصولا شخص شخيص ايشان هنوز در فضاي سخنراني ها مهديه تهران قرار دارد و با دنيا نيز با همين ادبيات سخن مي گويد. البته به قول ظريفي اين ادبيات در وزير خارجه امريکا نيز تاثير خود را گذاشته و شايد بزودي به جايي برسيم که رئيس جمهور امريکا نيز ناگهان «ياد دوران کابوي ها بيافتد و اسبش را زين و تپانچه اش را بالا ببرد و عزم سفر به ايران کند».

اما حقيقت ماجرا همانگونه که مدت هاست با زبان هاي مختلف بيان مي شود بسيار جدي است. در حال حاضر امريکا و غرب« پارادايم تحريم» را به سوي «پارادايم جنگ» سوق مي دهد و در اين مسير مقامات جمهوري اسلامي بزرگترين حاميان آن هستند.

خبر ها حکايت از اعمال سانسور شديد در رسانه هاي داخلي کشور دارد تا به قولي يکدستي و همبستگي داخلي را با تهديد و سانسور! به نمايش بگذارند. دقيقا همين موضوع - يکدستي - است که مي تواند خطر را دور نمايد اما اين يکدستي با نگاه پليسي و امنيتي بوجود نيامده و نخواهد آمد و هر روز نيز بر بحران خواهد افزود. مقامات عالي رتبه نظام اصرار دارند که بگويند نه بحراني هست و نه خطري! هر چند در خلوت خود آگاهند که بحران کجاست و خطر چقدر نزديک است. در چنين فضايي با چوب «تضعيف نظام» هر منتقدي را به سکوت وا مي دارند و اندک صداهاي بر آمده از درون را به شيوه هاي مختلف مسدود مي کنند.

به پايان سال شمسي نزديک مي شويم و تعطيلاتي طولاني براي ايرانيان در پيش است. در آن سوي دنيا همه چيز براي اجراي عمليات نظامي در آغاز بهار ( همانند دو جنگ افغانستان و عراق از نظر زماني) آماده شده است و تنها يک اشتباه از سوي جمهوري اسلامي مي تواند آغاز فاجعه را رقم زند. محمود احمدي نژاد مي گويد «براي رسيدن به انرژي هسته اي مي ارزد کارهاي ديگر را تا سال ها تعطيل کنيم» و در اين مسير يادآور مي شود «که قطار انرژي هسته اي ما نه دنده عقب دارد و نه ترمز». اين ها همه درست همان چيزهايي است که امريکا براي توجيه برنامه هاي احتمالي اش لازم دارد. آيا احمدي نژاد مي داند که چه خدمتي به آمريکا انجام مي دهد؟

بحران هاي اقتصادي در داخل کشور ناشي از سو مديريت هايي است که در اين سال ها با سوار شدن بر منطق پوپوليسم صورت پذيرفته و تازه پيامدهاي ابتدايي آن در حال بروز پيدا کردن است.

نيروهاي سياسي داخل و خارج از هر جريان يا گروهي بايد بخاطر سرزمين ايران هم که شده سکوت را کنار گذارند و در مقابل اين رفتارها و کردارهاي خانمانسوز بايستند. امريکا اگر جنگ با ايران را آغاز کند ديگر تنها به نابودي چند نيروگاه هسته اي ( که سرمايه نسل هاي آينده هم هست) اکتفا نخواهد کرد و تمام تاسيسات زير بنايي و نظامي کشور را نابود خواهد کرد.

هر چه ديرتر توافق بر سر پرونده هسته اي صورت پذيرد ايران بيشتر هزينه خواهد داد، همان گونه که تا امروز هزينه هاي فراواني را بخاطر اشتباهات و ندانم کاري هاي برخي داده ايم.

در اين ميان اما، حساب ترمز بريده ها کاملا جدا است. داستان ترمز بريده ها را روزي در تاريخ، به عنوان کساني که کشور را به سمت ويراني برده اند خواهند نوشت...


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.