حسين احمدي نژاد هم ترمز را کند
حرف آخر - دوشنبه 7 اسفند 1385 [2007.02.26]

مريم کاشاني
محمود احمدي نژاد بالاخره همان سياستي در پيش گرفت که روزگاري حسين شريعتمداري آن را اعلام کرده بود: کندن ترمز و راندن در جاده اي يک طرفه. سياست شريعتمداري، به تعطيل فله اي مطبوعات و سرکوب نهادهاي مدني ختم شد؛ با سياست محمود احمدي نژاد به کجا مي رسيم؟
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي در همايشي در ستاد فرماندهي نيروي انتظامي با اشاره به اينکه "سياست هاي هسته اي ايران توسط رهبري ايران تدوين شده" خبر داد که: "اين قطار در حال حرکت است و ترمز و دنده عقب ندارد، چون ما ترمز و دنده عقب را کنده و دور انداخته ايم."
او در عين حال حرف آخر را هم زد؛ همان حرفي که غرب بدان نياز بسيار دارد: "آقاي احمدي نژاد دستيابي به فن آوري هسته اي را تنها دسترسي به يک دانش و فن نخواند بلکه آن را رويارويي دنياي استکبار با توانمندي انقلاب ايران دانست" و آن هم درست موقعي که محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق اظهار اميدواري مي کرد که: "مسئله هسته اي ايران با تدبير پيگيري و حل شود و بحران جديدي در منطقه به وجود نيايد چون هر بحراني به ضرر خاورميانه، ايران و آمريكا خواهد بود".
بحراني که بسياري ديگر نيز برآن توافق دارند: "غنيسازي اورانيوم در شرايط كنوني در راستاي منافع ملي ما نيست و اگر كار به جايي برسد كه در قطعنامه بعدي تحريم خريد نفت از ايران مطرح شود، با توجه به اينكه 80 درصد بودجه كشور از نفت است، چه كار ميتوانيم انجام دهيم؟ آيا با انرژي هستهاي ميتوانيم 80 درصد بودجهاي كه نداريم را تامين كنيم؟"[ابراهيم يزدي]
و همچنين: "ما هميشه بهرهمندي از سلاح هستهاي را، آن هم پس از پايان دوران جنگ سرد و تكقطبي شدن جهان، براي كشوري نظير ايران اسلامي، با حساسترين موقعيت ژئوپلتيك، دخاير عظيم انرژي و حساسيتهاي زياد نسبت به حكومت آن، نه تنها بازدارنده تهديدات ندانستهايم، بلكه وجود اين سلاحها را تهديدي جدي براي منافع و امنيت ملي ارزيابي كرده و مقايسه شرايط، موقعيت و حساسيتها عليه خود را با كشورهايي نظير هند، پاكستان و حتي كره شمالي كه داراي سلاح هستهاي هستند، قياسي معالفارق ميدانيم".[از بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي]
و: "به صراحت وقاطعيت مي گويم که با از تعليق به در آمدن فعاليتهاي هسته اي ايران اقتصاد کشور به تعليق در آمده وروز به روز دامنه اين تعليق عميق تر ووسيع تر مي شود و با اجراي قطعنامه اخير در تحريم اقتصادي ايران قطعا اقتصاد کشور روزهاي سختي را در پيش رو خواهد داشت."[رجبعلي مزروعي]
روزهاي سختي که در بيانيه جبهه مشارکت اسلامي بدينگونه بدان اشاره رفته است: "اعمال هر گونه روشهاي ماجراجويانه يا تقابل جويانه ميتواند آثار پيشبيني ناشده و خسارت باري را متوجه كشورمان سازد كه نتايج قهري آن عقب ماندگي از روند توسعه، تشديد فقر، اوجگيري ناهنجاريهاي اجتماعي، فرار مغزها و سرمايهها، توقف رشد علمي و صنعتي و... خواهد بود. از همه اينها گذشته به طور جدي بايد نگران تهديدهايي باشيم كه منافع ملي و تماميت ارضي كشور را هدف قرار ميدهد، و كاري نشود كه بتواند به عنوان ابزاري مورد سوء استفاده قدرتهاي خارجي قرار گيرد. اين دورنما هر ايراني دلسوز و هر مسلمان وابسته به انقلاب و علاقهمند به نظام و جمهوري اسلامي ايران را به فكر وا ميدارد تا براي تأمين منافع ملي و امنيت كشور و آينده ميهن خود چارهانديشي نمايد."
همان سخني که "سازمان عدالت و آزادي ايران اسلامي" هم آن را تکرار کرده است: "آنچه در مدت يك سال و نيم اخير گذشت نشان مي دهد سياستهاي نادرست دولت نهم نه تنها منافع ملي و تماميت ارضي را به خطر افکنده و کشور را در آستانه برخورد و انزواي بين المللي قرار داده و حتي حق ملت در استفاده از انرژي هسته اي نيز آسيب ديده، بلكه ساير حقوق مسلم مردم مانند آرامش، آزادي بيان، امنيت رواني، رفاه، استقلال، وغرور ملي را نيز در آستانه خطر قرار داده است! در چنين شرايطي لازم است شخص رييس جمهور، دبير شوراي عالي امنيت ملي و مسئولان پرونده هسته اي، در برابر ملت شريف ايران پاسخگوي دستاوردهاي سياستهاي رنگارنگ خود از قبيل نگاه به شرق، عقد قراردادهاي كلان اقتصادي با كشورهاي فاقد فناوري پيشرفته مانند چين و روسيه که به واقع مي توان آن را استراتژي «دادن مرواريد و گرفتن آب نبات» ناميد، باشند؛ به راستي اين سياستها چه نتيجه اي جز انزواي بيشتر ايران و فروش منابع ملي به ثمن بخس در پي داشته است؟"
سياستي که سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم بر آن انگشت گذاشته است: "ملت بزرگوار ايران بايد بداند با داشتن راكتورهاي موجود هستهاي در تهران و اصفهان، كشور ما قادر به تأمين كلية نيازهاي هستهاي پزشكي، كشاورزي و ... هست و تمامي بحثهاي مربوط به غنيسازي و غيره مربوط به تأمين سوخت هستهاي براي نيروگاه است. از اين رو ما هميشه بر اين باور بودهايم كه حاكمان اجازه ندارند براي دفاع از حقي كه حداكثر ما را به تأمين سوخت يك نيروگاه نيمه تمام هستهاي با زمان اتمام نامشخص، قادر خواهد ساخت، بدون آگاه كردن ملت از ميزان تأثير اين «حق مسلم» در زندگي و سرنوشتشان، منافع و امنيت ملي آنان را به خطر اندازند".
در فضاي سانسور زده ايران، دلسوزان از اين سخنان، کم و بيش گفته اند. سخناني که عطاء اله مهاجراني، چنين خلاصه اش کرده است: "حرفها و حركتهاي احساسي و هيجانزده در اقتصاد، بحران اقتصادي ميآفريند و در قلمروي سياست خارجي، بحران امنيتي. كشوري كه پرونده بسيار حساس و سرنوشتساز هستهاي را در پيش دارد مثل كسي است كه يك گلدان قيمتي عتيقه را در آغوش گرفته و ميخواهد از گردنهاي بگذرد. چنين كسي كه نميتواند با آزمون و خطا گام بردارد بايد ببيند در اين راه چه كساني آشنايي بيشتري دارند و ميتوانند در اين لحظات تعيينكننده، دشواري را آسان كنند. اگر او را دشنام هم بدهند نبايد لحظهاي از گلدان سراميكش غافل شود."
اما متخصصان کندن ترمز را گوش به اين حرف ها نيست.آنها راه سخن بر دوست که هيچ، بر ملت هم بسته اند: "من- احمد شيرزاد- به عنوان يك مخلص كوچك مردم ايران، به عنوان يك شهروند ساده كه در اين كشور حق دارم بدانم چه چيزي براي ما مردم ايران ميارزد و به عنوان يك دانشگاهي معمولي كه ياد گرفته در قضاوتهاي علمي با سبك و سنگين كردن استلالها نتيجهگيري كند، از رييسجمهور محترم دعوت ميكنم كه دريك مناظره آزاد تلويزيوني دلايل سنجيده خود را در ارزشيابي ميزان مفيد بودن انرژي هستهاي- در حدي كه ارزش داشته باشد كه تا ده سال همه چيز را به خاطر آن تعطيل كنيم- عرضه كنند و به اين شهروند ايراني نيز اجازه دهند آنچه در ترديد نسبت به اين ادعاي بزرگ به ذهنش ميرسد و از واقعيتهاي موجود نتيجه ميگيرد را مطرح كند. شايد با جوابگويي به اين ايرادها و ترديدها ما هم بتوانيم با همان قاطعيتي كه آقاي رييسجمهور در هر كوي و برزن از واجب بودن انرژي هستهاي براي منافع مردم ايران صحبت ميكنند، حرف بزنيم و به كمك ايشان بياييم".
سخني و دعوتي که بدون شک نه شنيده خواهد شد و نه اجابت.وقتي ترمز بريدگان نمي بينند که "نشست کشورهاي اسلامي در پاکستان بدون دعوت از ايران" بر پا مي شود و نمي خوانند که "وزير خارجه پاکستان نيز در بيانيه اي که شنبه منتشر شد محورهاي اين رهيافت را که قرار است در نشست اسلام آباد مورد بررسي قرار گيرد تلاش جمعي و اتحاد براي حل منازعات منطقه اي به منظور مقابله با رشد فزاينده افراطي گري و تروريسم عنوان کرد" چگونه مي توان انتظار داشت حرف سيمور هرش را بپذيرند که: " آمريكا درباره نگرانيهاي خود در مورد فعاليتهاي خاص دولت ايران بسيار شفاف بوده است و رييسجمهور بوش بارها تكرار كرده است آمريكا قصد دارد با متحدان خود در منطقه براي بررسي اين نگرانيها از طريق تلاشهاي ديپلماتيك فعاليت كند".
آن هم در حاليکه "دولت بوش اطلاعاتي از اسرائيل دريافت كرده است مبني بر اينكه ايران داراي موشكهاي قارهپيما است كه قادر به حمل كلاهكهاي متعدد كوچك هستند و ميتوانند به اروپا اصابت كنند."
به واقع که "ملتي كه شطرنج را 1500 سال پيش اختراع كرده دريغ است مسوولانش به حركتي دست بزنند كه گويي دو حركت بعد را نميتوانند پيشبيني كنند".[مهاجراني]
اما با اين ترمز بريدگان شايد لازم باشد آقاي مهاجراني در نوشته بعدي خود اندرباب ارتباط شطرنج و ترمز سخن بگويد.
