Rooz

چقدر زشت است...

احمد زيدآبادي - چهارشنبه 2 اسفند 1385 [2007.02.21]

po_zeydabadi_01.jpg

سال ها پيش در جلسه اي با حضور فعالان سياسي، يکي از دوستان با نقل سه خبر، تحليلي به جمع ارائه کرد که من بلافاصله با صراحتي دل آزار، گفتم که تحليل وي درست نيست.

با واکنشي توام با عصبانيت گفت: براي چه درست نيست؟ گفتم به دليل اينکه هر سه خبري که شما تحليل خود را بر آن بنا کرديد، درست نيست.

گفت؛ خبرها را خودم در روزنامه ها خوانده ام و کاملا دقيق است. در جواب گفتم؛ من هم آن خبرها را ديده ام اما اصل آنها چيزي ديگري بوده است و آنگاه اصل خبرها را نقل کردم.

با نگاهي ترديد آميز به من چشم دوخت و گفت؛ از کجا معلوم است که آنچه تو مي گويي درست و آنچه من به نقل از روزنامه ها گفتم غلط است؟

جمع هم با او همدلي نشان داد، به گمانم بيشتر به اين دليل که تحليل او با علايقشان سازگارتر بود و باعث آرامش خاطر و انسجام ذهن شان مي شد.

طبيعي است که آزرده و عصباني شدم، اما پس از اندکي درنگ حق را به آن دوست دادم نه از حيث اينکه خبرها و تحليلش درست بود، بلکه با درک اين نکته که او براي ارائه تحليل به جمع، کلي به خودش زحمت داده و روزنامه ها را زير رو کرده بود تا از لابلاي آنها اخباري را «کشف» و تحليلي را بر مبناي آنها استوار کند و حالا يک جوان نه چندان با تجربه، با يک جمله، بر صحت خبرها و تحليلش خط بطلان کشيده بود.

طبيعتا در رويارويي با چنين وضعيتي، هر فردي هر چند سليم النفس و منطقي باشد، ناراحت مي شود، زيرا زحمات خود را بي دليل بر باد رفته مي بيند.

در اين ماجرا نه او تقصير داشت و نه من، مقصر اصلي مطبوعاتي بودند که خودآگاه يا ناخودآگاه خبرهاي مجعول و دستکاري شده چند خبرگزاري داخلي را منتشر کرده بودند.

جالب تر از اين، زماني بود که پس از امضاي قرارداد اسلو، از طرف دوستان مجله ايران فردا توصيه شدم که مطلبي در باره قرارداد بنويسم.

عمده اطلاعاتي که در باره قرارداد اسلو در مطبوعات ايران انتشار يافته بود، مطلبي از خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي تحت عنوان «متن» قراداد بود.

برخي دوستان که در آن دوره با سرويس بين الملل مجله ايران فردا همکاري داشتند، اصرار مي کردند که من مطلبم را بر اساس همان متن منتشره از سوي خبرگزاري جمهوري اسلامي بنويسم، اما من مخالفت مي کردم زيرا متن انتشار يافته به قدري سخيف و غير عقلاني بود که من در باره جعلي بودن آن کمترين ترديدي نداشتم، اما در غياب متن اصلي چگونه دوستاني را که ذهن شان در حوزه مسائل خاورميانه چندان فعال نبود، مي شد متقاعد کرد که قراداد اسلو چيز ديگري است؟

خوشمزه اما اين بود که سران کشور بر مبناي همان متن مجعول، مرحوم ياسر عرفات را به باد حمله و ناسزا گرفتند و روزنامه جمهوري اسلامي که اصولا با هر چه در اين دنيا رنگي از عقل و اعتدال داشته باشد، سر جنگ دارد، به عرفات لقب «رئيس ژاندارمري غزه» را داد.

من داستان هاي مضحک تر از اين در باره گمراهي هاي ناشي از اطلاع رساني ناقص و تحريف شده در ايران به خاطر دارم که فعلا مجال بازگويي آنها نيست. دو مورد فوق را به اين دليل نقل کردم که بهانه اي براي پرداختن به خبر اخير منسوب به کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا را به دست آورم.

راستش هنگامي که تيتر خبر مربوط به خانم رايس را در خبرگزاري فارس ديدم، فکر کردم که اين هم مانند دهها خبر ديگري است که اين روزها توسط رسانه هاي ايران بدون توجه به اصل خبر ساخته و پرداخته مي شود تا ذهن ايراني ها را نسبت به آنچه در جهان پيرامونشان مي گذرد، تيره و تار کنند.

در حالي که روابط ايران و آمريکا در همه عرصه ها رو به وخامت است، چه اتفاقي ممکن است رخ داده باشد که ناگهان خانم رايس از چرخش صدو هشتاد درجه اي سياست کشورش در برابر ايران خبر دهد؟

بنابراين تيتر خبر به اندازه کافي ترديدبرانگيز است، اما از آنجا که اين روزها نمي توان به چيزي مطمئن بود، نديدن متن خبر هم دور از احتياط است. در متن خبر نشاني از يک منبع قابل اعتماد نيست، زيرا خبرگزاري خود آن را به نقل از شبکه العربيه منتشر کرده است. با اين حساب ترديد نسبت به صحت آن بيشتر مي شود. اصل عدم قطعيت بخصوص در امور سياسي خود دليل ديگري است که آدمي در خبرگزاري هاي معتبر بين المللي هم در باره موضوع جستجو کند و اگر در آنجا پيدا نشد، ديگر بايد شک و ترديد را کنار نهاد و در خوشبينانه ترين حالت تصور کرد که تنظيم کننده خبر، تسلطي بر زبان عربي نداشته و با درک ناقص خبر، آن را تحريف شده منعکس کرده است.

خب، در ايراني که تاکيد صريح و بي پرده جرج بوش بر ارسال سلاح از سوي ايران به داخل عراق را به عنوان «عقب نشيني» او از موضع نخستينش معرفي مي کنند، اين هم خبري در کنار خبرهاي ديگر.

اينکه روزنامه کيهان هم همان خبر را تيتر نخست خود کند و برمبناي آن تحليل بنويسد، جاي تعجب ندارد چرا که اين تقريبا کار هر روزه آن است. حتي بر روزنامه اعتماد ملي هم حرجي نيست اگر گمراه شود، تعجب از وزير خارجه دولت آقاي احمدي نژاد است که نسبت به يک خبر مخدوش و بي اعتبار واکنش نشان داه است.

يعني دستگاه عريض و طويل وزارت خارجه اين قدر بي در و پيکر است که حتي امکان احراز صحت و سقم خبري را پيش از اعلام موضع بالاترين مقام رسمي وزارتخانه ندارد؟

معلوم است که ندارد، اگر داشت که آقاي متکي ادعا نمي کرد در همين چند ماه گذشته در ايران سي ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي صورت گرفته است. ظاهرا همه مخاطبان خود را کودک فرض کرده اند.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.