غني سازي بالاخره بايد طرح مي شد
مسعود ده نمکي در مصاحبه با روز: - چهارشنبه 2 اسفند 1385 [2007.02.21]

آرش بهمني
Arashbahmani@gmail.com
شنيدن نام مسعود ده نمکي براي بسياري يادآور گروه فشار و اعتراض و شلوغ کاري است. اما مسعود ده نمکي فعلي، بسيار تفاوت دارد با هشت سال پيش خود. اين قضيه لااقل در لحن صحبت و استدلال هاي وي کاملا مشخص است. او امروز اگرچه ديگر به مطبوعات اميد چنداني ندارد، اما به تيتر و ليد مصاحبه حساس است.
آقاي ده نمکي، بعد از پايان دوره دولت آقاي خاتمي، آقاي احمدي نژاد سياست هاي متفاوتي با دولت قبلي در بحث هسته اي ايران در پيش گرفت. فکر مي کنيد اين سياست ها تا چه حد تامين کننده منافع ملي ما بوده؟
پرونده هسته اي ما يک نقطه آغازين و پاياني دارد و مرحله غني سازي، دير يا زود، در اين دولت يا دولت قبلي بايد طرح مي شد. لذا فکر نمي کنم شروع اين مساله با دولت فعلي باشد، در دولت آقاي خاتمي نيز اين بحث بود. فکرمي کنم در کليت، همه جريان هاي سياسي کشور در اين بحث، به اين نتيجه رسيده اند که منافع ملي ما فارغ از زد و بندهاي سياسي است.
خود شما تاکتيک هاي کدام دولت را مي پسنديد؟
آن دوره يک جور تاکتيک و اين دوره تاکتيک هاي ديگري را اقتضا مي کرد. البته نوع مطالبات ما در اين مرحله فرق مي کند و فکر مي کنم اگر آقاي خاتمي هم در اين دوره سر کار بود به همين نتيجه مي رسيد.
يعني تفاوتي ديده نمي شود؟
من فکر مي کنم خير، تفاوتي وجود نمي داشت.
بحث هايي که اصلاح طلبان در مورد بعضي ديگر از مواضع آقاي احمدي نژاد مطرح مي کنند چطور؟
بحث دو طرفه است. ممکن است دوستداران آقاي احمدي نژاد هم بگويند موقعي که دنيا دنبال جنگ تمدن ها است شما مي گوييد گفتگوي تمدن ها. اين ها سليقه ايست. به هر حال دعواهاي سياسي مي طلبد که يکديگر را نقد کنند.
مثلا شما بين گفتگوي تمدن ها و زير سئوال بردن هولوکاست تفاوتي نمي بينيد؟
به هر حال غرب هر روز دارد براي ما يک پرونده جديد درست مي کند و چند تايي هم ذخيره دارد. طرح اين مساله باعث مي شود آن ها در موضع تدافعي بيفتند و توپ در زمين آن ها باشد
يعني خود شما به شخصه با اين موضوع موافقيد؟
در حقيقت سليقه اي است. کش و قوس است. عرصه ديپلماسي مثل شطرنج است. شايد من با يک زبان ديگر مي گفتم ولي خب موارد ديگري هم بود.
مثل چه مواردي؟
خيلي موارد. کمک آمريکا به عراق در جنگ، سلاح هاي شيميايي، مجازات صدام که بايد در دادگاه بين المللي صورت مي گرفت. و موارد ديگري که مي شد از بايگاني بيرون کشيد.
آقاي ده نمکي، شما در دوره آقاي خاتمي به شدت از سياست هاي فرهنگي انتقاد مي کرديد. الان سياست هارامي پسنديد؟
همه دولتها قابل نقدند. اما فرهنگ عرصه زود بازده نيست و بايد در سال هاي بعد تاثير گذاري فرهنگ را ديد. متاسفانه در حال حاضر سياست بر فرهنگ غلبه دارد.
منظور من سياست هايي است که دولت در عرصه هايي چون سينما و کتاب در پيش گرفته که مثلا باعث شکايت اتحاديه ناشران هم شده است. يعني با اصول اوليه انقلاب منطبق است؟
در بعضي جاها قابل نقد است و در بعضي جاها هم قابل دفاع.
موارد قابل نقد و قابل دفاع را جزيي تر مي فرماييد؟
الان من بايد نقد شوم. زماني من قلم داشتم الان قلم در دستان ديگران است.
وضعيت مطبوعات را چطور مي بينيد؟ مطبوعاتي ها مي گويند اين دوره محدوديت هابيشتر شده.
نه. محدوديت در همه دنيا و در همه دولت ها وجود دارد، ولي در کشور ما فقط اسم عوض مي شود. يعني همان آدم ها همان حرف ها را مي زنند فقط با تعويض يک لوگو. تازه در دولت جديد نشريه اي تعطيل نشده يااگر شده بسيار کم بوده.
روزنامه هايي مثل شرق، نامه و مطبوعات محلي.
دردوره آقاي خاتمي هم خيلي از مطبوعات تعطيل شدند.
در آن دوره دولت اگر مخالف تعطيلي نبود لااقل موافق هم نبود.
چرا نشريه خود ما يعني شلمچه را دولت اصلاحات تعطيل کرد.
به چه جرمي؟
مي گفتند توهين به مراجع.
البته شما خيلي سريع مجوز گرفتيد. راستي چرا ديگر کار مطبوعاتي را ادامه نداديد؟
چون فکر مي کنم تاثير کمتري دارد. يعني تاثيرشان بسيار بسيار کم است، زيرا به شدت سياست زده شده اند و دنبال هياهو هستند. الان خيلي از نشريات آن قدر کم تيراژ هستند که مايلند تعطيل شوند.
در عرصه اقتصادي دولت را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
فکر مي کنم در عرصه تبعيض بد عمل نکرده اند. يعني الان در حال حاضر پز مديريتي وجود ندارد. اين کمي به زخم هاي مردم التيام مي بخشد. اما در مسايل معيشتي کار بيشتري مي طلبد.
مثلا چه مسايلي؟
من کارشناس اقتصادي نيستم. بايد صبر کرد و در سال آينده ديد.
يعني شما نمي خواهيد وارد بحث نقادي بشويد؟
من الان حرف هايم را با کمک فيلم و سينما مي زنم.
