Rooz

ايراني ها ديگر احمدي نژاد را دوست ندارند

ديدگاه لااستامپا: - یکشنبه 15 بهمن 1385 [2007.02.04]

ahmadinejadidnb.jpg

ميمو کانديتو

طبق آمارهاي رسمي تلويزيون دولتي، محبوبيت رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد، به اندازه محبوبيت دشمنش جورج بوش در آمريکا است: 35 درصد [؟] توجيه اين مسئله در مورد جورج بوش آسان است، اما افول ستاره محبوبيت رئيس جمهور کشوري که دموکراسي در آن به کالايي بدل شده است که فقط ملاها مي توانند قيمتش را تعيين کنند و فقط به شکلي که قادر الهي با آنها ارتباط برقرار مي کند شکل مي گيرد، غير منتظره است.

مساله اينجا است که هم درآمريکا و هم در ايران، نومحافظه کاران در حال افول هستند. مقايسه کارل روور و تئوريسين هاي دوران اوج جورج بوش، با آيت الله مصباح يزدي و گروهي که با عنوان "حلقه حقاني" شهرت دارد و دور و بر احمدي نژاد را گرفته اند، ممکن است به نظر افراط در چارچوب هاي تعيين شده سياسي باشد، اما هر دو گروه با توجه به تفاوت سيستم حکومتي، نشان داده اند که از مفهوم قدرت برداشتي يکسان دارند.

حمله اعتراض آميز دانشجويان در يک جلسه عمومي به رئيس جمهور ايران، باعث تعجب افراد زيادي شد؛ نه به اين دليل که نمي دانستند که جوانان خشمشان را به راحتي ابراز مي کنند، بلکه به اين دليل که به نظر مي رسيد که پيروزي انتخاباتي احمدي نژاد ثابت کرده بود که اصلاح طلبان تنبل و خاموش، از هم پاشيده شده اند. اما با توجه به تحولات دانشگاه ها، تحليلگران به اين نتيجه رسيده اند که بايد متوجه بقاي جنبش هاي اصلاح طلبانه، حتي در ساختار هايي که به شدت کنترل مي شوند، بود.

البته، احمدي نژاد از حمله "جناح چپ" آنقدر ها غافلگير نشد که از حمله " جناح راست". مسلما در ايران، لابي هايي مثل لابي جمهوريخواهان آمريکا که منتقد جورج بوش هستند، وجود ندارد؛ با اين حال نامه اي به امضاي 150 نفر از 290 نماينده مجلس رسيده است که تعداد زيادي از آنها شبيه به همان جمهوري خواهان منتقد بوش هستند که جزو متحدان اسمي رئيس جمهور ايران محسوب مي شوند، اما او را به دليل سياست هاي اقتصادي اش، بالا رفتن تورم، و ناتواني اش در کاهش دادن نرخ بيکاري بخصوص در مورد جوانان، بي کفايت مي دانند.

اما سيستم سياسي ايران پيچيده تر از يک دموکراسي لائيک است، زيرا بايد توجه داشت که ساختارهاي مذهبي وجود دارند که برعملکرد هاي سيستم، نظارت سختگيرانه اي مي کند. در راس اين ساختار رهبر، آيت الله علي خامنه اي و وارث خميني، قرار گرفته است که ولي فقيه و تنها مفسر مشروع خواست پيامبر و الله است. خامنه اي خود "قدرت" است و قانون اساسي که او را به رسميت مي شناسد، قدرت عظيمي نسبت به رئيس جمهوري دارد که در نهايت خود رهبر او را انتخاب کرده است. رهبر يک محافظه کار سنتي است و نه يک نو محافظه کار. خامنه اي از احمدي نژاد، از تندروي هايش در سخنراني ها و از خطراتي که براي سياست کشور ايجاد کرده است، ناراضي است. تا آنجايي که روزنامه "اعتماد ملي" با ياد آوري اين موضوع که "چاوز و رفقايش براي صحبت کردن در کافه خوب اند و به درد همفکري درباره امنيت کشور و ارجحيت هاي اقتصادي و راهکار هاي سياسي، نمي خورند"، به خودش اجازه مي دهد که به او طعنه بزند.

احمدي نژاد به ايفاي نقش منجي اسلام گرا ادامه مي دهد، اما اگرتهديد تحريم به دليل برنامه هاي اتمي او به نتايج وخيمي برسد و درنتيجه نامه محرمانه مجلس، ثبت شود، آن رقم ناچيز 35 درصد، به خطر بحران اجتماعي دامن مي زند که مسلما آيت الله خامنه اي خواهان آن نيست.

منبع: لاستامپا، 2 فوريه 2007


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.