Rooz

جنگ فرقه اي

احمد زيدآبادي - پنجشنبه 21 دی 1385 [2007.01.11]

po_zeydabadi_01.jpg
رواج اتهام ارتداد و عواقب هولناک ناشي از چنين اتهامي، جرات متفکران مسلمان ايراني را براي نوآوري در عرصه چالش برانگيز رابطه دين و مدرنيته از آنها گرفته و جامعه را با خلائي پرناشدني در حوزه انديشه و فکر روبرو کرده است.

ما همه از اينکه نهايتا حکم ارتداد حسن يوسفي اشکوري و هاشم آغاجري به اجرا گذاشته نشد، خوشحال شديم، غافل از اينکه صرف صدور حکم ارتداد براي اين دو متفکر تاثير خود را گذاشته و انديشمندان ايراني را براي ورود خلاق به عرصه هاي فکر ديني بيش از حد محتاط و محافظه کار کرده است.

نمونه اي از اين محافظه کاري را مي توان در سکوت انديشمندان مسلمان ايراني در برابر اوج گرفتن اختلافات فرقه اي ويرانگر در جهان اسلام به عيان ديد.

آيا بروز اختلافات فرقه اي در جهان اسلام در شرايط حاضر فقط توطئه اي استعماري و يا بحثي صرف سياسي براي مهار ايران است و يا اينکه زمينه هاي عميقتري نيز دارد؟

حتي اگر بروز اختلافات فرقه اي را برنامه اي استعماري و با هدف هاي سياسي خاص بدانيم؛ دست کم جاي اين پرسش همچنان باقي است که چرا پيروان ساير اديان ديگر به اختلافات فرقه اي وقعي نمي نهند، ولي مسلمانان همچنان مستعد شعله ور کردن اختلافات فرقه اي و مذهبي خويش اند؟

متاسفانه اين پرسش، پاسخي بسيار تلخ دارد و آن اينکه، ما مسلمانان به لحاظ فکري هنوز وارد عصر ملت – دولت نشده ايم، هر چند که به ناگزير در فضاي عيني آن به سر مي بريم.

من پيش از اين، يکبار رابطه نظام حقوقي برآمده از ملت ـ دولت با نظام حقوق ناشي از مذهب را در عصر کنوني در مقاله اي تحت نام «پرسش از فقيهان» در مجله "نامه" طرح کردم، اما همانگونه که انتظار مي رفت فقيهان آن را بي پاسخ گذاشتند.

البته انتظار از فقيهان براي پاسخ به آن پرسش بي هوده بود، چرا که پرسش حاوي برخي از مفاهيم مدرن بود که قاعدتا در دستگاه فقه سنتي ما معنا و مفهومي ندارند.

به نظرم اما زمان آن فرا رسيده است که متفکران نوانديش مسلمان به پديده دولت ـ ملت به عنوان امري که عصر مدرن با شکل گيري آن آغاز شده است، توجهي ويژه کنند و تکليف فراموش شده خود را نسبت به مقوله دولت ـ ملت روشن کنند.

به گمان من، متفکران نوگراي مسلمان در بن ذهن خود همچنان به نوعي انترناسيوناليسم مذهبي پايبندند و به ملت ـ دولت اصالت لازم را نمي دهند.

اين مساله ناشي از عبور آنان از عصر ملت ـ دولت و ورود به دوران فرامدرن نيست، بلکه ريشه در پارادايم ماقبل مدرن دارد. به سخن ديگر، ما مسلمانان از نقطه نظر فکري پديده دولت ـ ملت را هضم نکرده ايم و آن را به مثابه امري عارضي پنداشته ايم.

دقيقا به همين دليل است که جنگ فرقه اي و مذهبي در بين جامعه مسلمانان قابل اشتعال است. يعني ما مسلمانان استعداد آن را داريم که به عصر جنگ هاي سي ساله مذهبي اروپا و پيش از قرارداد وستفالي بازگرديم.

آنچه امروزه نگراني همه ما را نسبت به درگيري مذهبي و فرقه اي در سطح جهان اسلام برانگيخته و سبب خونريزي هاي فرقه اي وحشيانه بخصوص در عراق شده است، فقط جلوه اي از همان معضل حل نشده جايگاه و ميزان اصالت ملت ـ دولت در انديشه اسلام به طور کلي و اسلام نوگرا به طور اخص است.
چنانچه کوشش آزاد فکري در جوامع مسلمان براي حل اين مشکل آغاز نشود، خونريزي فرقه اي بين مسلمانان به هر دليل و انگيزه اي امري چندان غريب نخواهد بود.

اين در حالي است که در ايران نه فقط شرايط مساعد براي طرح چنين بحثي وجود ندارد، بلکه بيم از فرود آمدن تيغ ارتداد، همه ما را از ورود بنيادي به اين نوع بحث ها برحذر مي دارد. بنابراين من نيز بحث را همين جا درز مي گيرم، به اميد آنکه بزرگي با صلاحيت بيشتر به آن پردازد.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.