Rooz

وقتي کسي بازداشت مي شود، چه کنيم؟

روزبه مير ابراهيمي - پنجشنبه 21 دی 1385 [2007.01.11]

po_rozbeh_mir_ebrahimi.jpg

اين يادداشت را در حالي مي نويسم که براي شخص خودم اين تکرار تلخ است، اما چون خبر بازداشت ها در ايران هر روزه جمعي را به غم فرو مي برد و در نمونه اخير که يکي از همکاران روزنامه نگار(علي فرحبخش) در بازداشت بسر مي برد و با تاسف فراوان پس از 40 روز خبرش منتشر شده است، برخود لازم ديدم تا با مروري بر تجربه شخصي خود نکاتي را يادآور شوم. نکاتي که هم براي دوستان اين همکار و هم براي خانواده اين عزيز مي تواند مفيد باشد.

ابتدا بايد بگويم که صاحب اين قلم سابقه همکاري در هيچ روزنامه اي با دوست در بند نداشته ام. اين را مي گويم تا برادران بازجو "بور" نگيرند و با انتشار هر مطلبي فرد در بند را سئوال پيچ نکنند.

متاسفانه اين شيوه بازداشت (در فرودگاه و در بازگشت از سفر) ناجوانمردانه ترين شکل بازداشت است و آنهم با اهالي عرصه فرهنگ. بازداشت کنندگان پس از اجراي اوليه تصميم شان در بازداشت يک فرد اولا سعي وافري دارند تا نگذارند هيچ خبري از او منتشر شود. از اين کار چند هدف دارند. ابتدا به ساکن قصدشان جلوگيري از جو اعتراض است تا در فضاي سکوت خبري با خيال راحت هر سناريويي که داشته باشند اجرا کنند و انتشار هر خبري اين آرامش در اجراي سناريو را بر هم مي ريزد.

در مرحله بعدي فرد دستگير شده را در خلايي اطلاعاتي قرار مي دهند و مطمئنا در مورد اخير بر اين نکته بارها تاکيد کرده اند که «هيچ کس پي گير کارت نيست و اصلا کسي که به خبرنگار حوزه اقتصادي توجه نمي کند» و مثلا «بدبخت! تو همه چيزت در دست ماست. يا خودت همه چيز را مي گويي يا که حالا حالا اينجا هستي تا بپوسي. دوستانت هم که نه از تو خبري دارند ونه حتي آن قدر مهم هستي که کسي پيگير کارت باشد پس....» و گفته هايي مشابه.

خاصيت سلول انفرادي هم فرد را در خلايي قرار مي دهد که به حس غريب «فراموش شدگي» دچار مي کند. حسي که اولين تلنگر نااميدي است. در تقويت چنين حسي بازجويان از هر حربه اي بهره مي برند. در پي بازداشت اين همکار روزنامه نگار نيز احتمالا ابتدا به او گفتند براي پاسخ به چند پرسش بايد کمي صبر کند و پس از 48 ساعت اين چند پرسش تبديل به زماني بي انتها مي شود. احتمالا به خانواده نامبرده هم گفته اند که فلاني چند روز ديگر آزاد خواهد شد و مشکلي نيست!!! و به احتمال قريب به يقين از خانواده هم خواسته اند تا از انتشار خبر خوداري کنند چون به نفع فلاني است!! متاسفانه خانواده ها هم در شرايطي قرار مي گيرند که براي عدم اعمال فشار به عزيزشان که در بند است به اين خواسته تن مي دهند. اما اشتباه بزرگ از همين جا شروع مي شود. چون اين موضوع تنها به نفع بازجويان است و نه متهم در بند.

عدم انتشار خبر ها و پيگيري بازداشت هر فردي بخصوص در عرصه فرهنگي و سياسي بزرگ ترين خيانت است و بيشترين جفا به فرد در بند.

متاسفانه در شرايط کنوني متهم دستش به هيچ چيز، حتي براي دفاع از اولين حقوقش بند نيست و بايد تلاش همه آزاد کردن يک فرد دربند باشد و يا حداقل ايجاد فضايي که از حقوق اوليه اش بهره مند باشد.
40 روز بازداشت يعني گذراندن چندين دوره بازجويي و احتمالا پر شدن صفحات بسياري از برگه هاي بازجويي از سئوالات شاخ دار و بي ربط.

اگر آن سوي ميدان (يعني بازجو و متهم ) را به کناري بنهيم چون در آن کمترين نقش را داريم در اين سوي ميدان مسئوليت سنگيني بر عهده داريم. ابتدا نبايد يک لحظه هم اجازه دهيم تا به لحاظ خبري اين موضوع يا هر موضوع مشابه اي به حاشيه برود.

از سوي ديگر حساب خانواده ها را هم جدا کنيم چون آنان هم در شرايط احساسي قرار دارند. نبايد بگذاريم مسئولين پرونده يک لحظه هم به حال خود وا داشته شوند. هر خبر، هر مصاحبه، هر بيانيه، هر اعتراض در مسير سرنوشت فرد در بند تاثير گذار است. در حال حاضر فقط بايد کاري کرد تا فرد در بند آزاد شود ادامه اش دست خودش است.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.