Rooz

روزهاي تصميم يا ماه هاي تصميم

روزبه ميرابراهيمي - چهارشنبه 11 بهمن 1385 [2007.01.31]

po_rozbeh_mir_ebrahimi.jpg

کنار هم نشستن - البته بر اثر حروف الفباي لاتين - سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق و جان کري رقيب انتخاباتي جورج بوش پسر که هم اکنون سناتور ايالت ماساچوست است در رسانه هاي خبري و مطبوعاتي ايران جدي تلقي شده و از آن به عنوان گفت و گوي اين دو شخصيت مطرح ايران و امريکا تفسير کرده اند.

البته در بين برخي از اصولگرايان همين همنشيني کوتاه نيز تحمل نشده است و همچون گذشته همه افراد غير خود را سازشکار و خائن و ... مي خوانند. از همه جالب تر اينکه برخي سايت ها و خبرگزاري ها با طعنه از اين واقعه ياد کرده اند.

برخي نيز ظاهرا فضا را براي اقدامات بعدي آماده مي کنند. در اين فرصت کوتاه اين ماجرا بهانه اي شد براي ذکر نکاتي که در شرايط کنوني مي تواند خطري که کشور را تهديد مي کند، افزايش يا کاهش دهد.

ايران را بابت عملکردش در چند مقوله به چنين روزهاي بحراني نزديک شده است. 1- سياست خارجي 2- سياست داخلي.

در زمينه سياست خارجي: تصميمات نابخردانه و آرمانگرايانه و پوچ تصوير ايراني را به تصويري زشت و خطرناک تبديل کرده است که نه تنها شايسته ايرانيان نيست بلکه هر روز بيشتر از ديروز باعث شرمساري مي شود. پنهانکاري 18 ساله نظام در مورد فعاليت هاي هسته اي، اعتبار نظام را آنقدر خدشه دار کرده است که ترميم اين اعتبار ضربه خورده کار سختي بوده و هست. چه درست و چه غلط در طول اين سال ها ميلياردها دلار از بيت المال و از کيسه ايرانيان هزينه ساخت نيروگاه ها و اجراي پروژه هاي هسته اي شده که هر حرکتي در جهت نابودي آن خيانت به آينده کشور است. در اين شرايط حفظ اين سرمايه براي آينده ملت اصلي اساسي است و تاکيد بايد کرد که هر حرکتي از جانب حکومت که اين سرمايه را در خطر نابودي هميشگي قرار دهد خيانت محسوب مي شود.

مطمئنا پرسش از چرايي هزينه هاي ميلياردي در اين زمينه کمرنگ تر از پرسش هاي مهمي در مورد چرايي پرداخت هاي ميلياردي به گروه هاي در فلسطين و لبنان و عراق و ... از سوي ملت است. حداقل در مقابل هزينه مالي براي تاسيسات هسته اي در آينده مي توان جوابگوي نسل آينده بود اما براي پرداخت پول ملت ايران براي برهم زنندگان صلح در نقاط ديگر پاسخ درستي نداريم.

اما به دليل همان بي اعتمادي جهاني که مسئولان حکومتي اولين مسئولش هستند عقل حکومتداري مي گفت از ابتدا نبايد ماجرا را اينکونه پيچيده مي کرديم. با پذيرش تعليقي ده ساله يا بيشتر مي شد ماجرا را خيلي پيشترها حل کرد. اما تحليل هاي نادرست و شعارهايي با مصرف خطابه اي و تهييج کننده، اکنون نظام را در برابر موضوعي به اصطلاح «ناموسي» قرار داده است. از نگاه حکومت هر گونه نرمشي در شرايط کنوني رفتن به سوي ناکجا اباد تلقي خواهد مي شود.

حکومت در يک سال و اندي گذشته با هر وسيله اي سعي کرد در داخل يکدستي کاذبي را بوجود آورد که از پيش ناکامي در اين زمينه مشخص بود. به هر حال اکنون حکومت در شرايطي قرار دارد که در زمينه هسته اي اجماعي کامل عليه آن تشکيل شده است. البته مي توانند در تريبون هاي رسمي منکر اين قضيه شوند اما مطمئنا در خلوت خود به اين موضوع اذعان دارند. ايدئولوژي در سياست خارجي جمهوري اسلامي به سمي مهلک تبديل شده است که در صورت عدم سم زدايي، همين يک مقوله مي تواند نظام را در سراشيبي سقوط قرار دهد. البته اگر خيلي دير نشده باشد.

سياست خارجي جمهوري اسلامي و نه دولت احمدي نژاد به دو راهي سختي نزديک مي شود. در شرايط کنوني از نگاه قدرت هاي جهاني جمهوري اسلامي ايران مخل صلح جهاني است و عامل فتنه در منطقه.

در زمينه سياست داخلي: در اين بخش نيز وضعيت اسفبار تر از مقوله سياست خارجي است. شايد اگر در اين زمين اوضاع به سامان بود در سياست خارجي موفق تر عمل مي شد. هرچند قدرت هاي جهاني همه توان کنوني خود را بر پرونده هسته اي نهاده اند اما از اين موضوع ( حقوق بشر) به هيچ عنوان غافل نبوده اند و حکومت نيز در اين زمينه ياريگر وفاداري براي آنان بوده است. هر روز سوژه اي نو و پرونده اي جديد را بر پرونده هاي باز، گذشته مي افزايد. جمهوري اسلامي در اين زمينه با دستان خود همواره پل هاي پشت سر خود را ويران کرده و مي کند. و اتفاقا از هراس همين پرونده هاست که بازي را در زمين پرونده هسته به شکل جنون آميزي ادامه مي دهد.

در طول 28 سال حکومت جمهوري اسلامي هيچ دوره اي در اين زمينه خالي از سوژه و پرونده نبوده است. از دهه اول انقلاب و تاريخ دردناکش تا دوره اصلاح طلبان که غده هاي سرطاني از جاهاي ديگر بيرون زده بود و چه الان که صاحبان قدرت با روش هاي بي منطق هر روز جرياني را بر خود مي شورانند – آخرين مورد هم دستگيري فعالان جنبش زنان که باعث همه گير تر شده حرکت زنان ايران خواهد شد.

سخن در اين زمينه فراوان است اما با آن مقدمه و اين اجمال به اين موضوع مي رسيم که از نگاه صاحب اين قلم نظام با وضعيت اسفبار سياست خارجي ( پرونده هسته اي – بازي هولوکاست – تقويت عرب ها وسني ها عليه کشور) و سياست داخلي ( اوضاع اقتصاد – فرار سرمايه ها – بالا رفتن ريسک سرمايه گذاري – نبود آزادي بيان وپس از بيان – تهديد رسانه ها – سانسور کتاب – بازداشت منتقدان – برخورد با جنبش زنان - ...) در لحظات تصميم گيري قرار دارد و هر کسي که نقشي در آن دارد بايد تصيم خود را بگيرند.

- هر نظامي را پايه هاي مشروعيت مردمي اش مستحکم مي دارد. نه بمب و انواع و اقسام مانورهاي تبليغاتي مي تواند اين نقش را داشته باشند و نه دوستاني چون چاوز و بشار اسد و امثال خالد مشعل ها و سيد حسن نصرالله ها و ....

- نظام ها براي ماندگاري نيازمند پويايي و تغييرات اساسي بعد از طي هر دوره اي تاريخي هستند. در کوتاه مدت تداوم حضور و سياست هاي محمود احمدي نژاد مصادف است با تهديد عملي کشور و آسيب رسيدن به سرمايه هايي که از کيسه ملت برايش هزينه شده است. هر چند در سيستم سياسي و حقوقي جمهوري اسلامي سياست گذار اصلي رهبري است.

- مطمئنا با سياست هاي تند و خشن در برخورد با فعالان داخلي در زمينه هاي مختلف عملي شدن و توجيه تهديدات تسريع مي شود. همانگونه که در طول اين چند دهه اين نوع عملکرد نه تنها بر هواداران نظام نيافزود که هر روز نيز از آن کاست.

- برخلاف نظر مقامات ارشد نظام يکدستي کنوني بر قدرت نظام نيافزود بلکه بعکس باعث ضعف و شکننده گي بيشتر شد. اصولا يکدستي زماني موثر است که يکدستي دموکراتيک و در جهت منافع مردم باشد نه بعکس آن.

بايد اين تفاصيل فکر مي کنيد در جمهوري اسلامي کسي هست که در چنين لحظاتي تصميم درست را بگيرد. البته تجربه گذشته پاسخ مثبت به اين پرسش را کمرنگ کرده است. آينده نزديک پاسخ به اين پرسش ها را واضح تر خواهد. بايد صبر کرد و ديد....

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.