حمله "از بالا" به مطبوعات
ظهور طبقه جديد - 205 - یکشنبه 8 بهمن 1385 [2007.01.28]
جلال يعقوبي
در حالي كه بحران كنفرانس برلين به اوج خود ميرسيد، بعدازظهر روز پنجشنبه اول ارديبهشت 79، آيت الله خامنه اي، رهبر ايران در اجتماع گروهي از هواداران خود انتقادات شديدي عليه مطبوعات مطرح کرد. البته او چندي پيش از آن در روز تاسوعا و در خطبه هاي نماز جمعه تهران، زمينه اين حرفها را فراهم كرده بود. چنانچه روزنامه جمهوري اسلامي در تحليلي از اظهارات وي در آن زمان نوشت: "سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز جمعه تهران در روز تاسوعاي حسيني، مورد توجه ويژهي نيروهاي سياسي و عناصر فعال در صحنه قرار گرفته است. ايشان، در يک تحليل جامع و کامل، به بررسي شرايط امروز کشور پرداختند و نکاتي را خاطرنشان ساختند که طرح آن از سوي ايشان، از مدتها پيش انتظار مي رفت. حتي برخي از دلسوزان انقلاب احساس نگراني ميکردند که چرا رهبري در اين قبيل موارد، موضع گيري صريح و آشکاري نميکنند و به بلاتکليفي و سردرگمي کسانيکه از مشاهده حوادث روزمره دچار حيرت شده اند، خاتمه نمي دهند."
"نيروهاي مخلص و فداکار انقلاب که با دلواپسي شاهد گستاخي روزافزون برخي عناصر، ناراحت بودهاند. گهگاه اين سؤال را با خود و در جمع عناصر زجرکشيده انقلاب و جنگ تحميلي مطرح ميکردند که چرا رهبري در اين زمينه ها سخن قاطع و روشني را مطرح نميکنند و آيا سکوت ايشان به منزله رضايت از روند حوادث جاري در کشور است؟ متن کلام هوشمندانه رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران ثابت کرد که ايشان هم از اين روند تأسف بار، ناراضي هستند. به همين جهت، بيانات رهبر معظم انقلاب در روز تاسوعاي حسيني را بايستي به اين حساب بگذاريم که حجت بر رهبري تمام شده و ايشان براي حضور جدي در اين صحنه و «نقش آفريني مستقيم» در روند تحولات جاري کشور احساس تکليف کرده اند و حتي اين تمامي سخن و کلام ايشان نيست و به همين جهت وعده داده اند که در فرصت هاي مناسب ديگري در مقولات مرتبط با اين مسائل، با مردم باز هم سخن خواهند گفت." [روزنامه جمهوري اسلامي – سيام فروردين 1379] اين سخن جمهوري اسلامي كه انتظار بنيادگرايان از رهبر ايران را مطرح ميكرد علاوه بر آنكه افزايش قدرت و گستاخي طبقه جديد را نشان ميداد از برنامههاي آينده نيز سحن ميگفت.
روز پنجشنبه، اول ارديبهشت نيز، رهبر ايران در سخنان خود اعلام كرد كه برخي از مطبوعات به پايگاههاي دشمن تبديل شدهاند و آنچه را كه اهتمام برخي از مطبوعات به تشويش افکار عمومي، ايجاد اختلاف و بدبيني در مردم و خوانندگان نسبت به نظام ميناميد محكوم نمود و گفت: "گويا 10 تا 15 روزنامه، از يک مرکز هدايت ميشوند، از تيترهاي شبيه به هم در قضاياي مختلف استفاده ميکنند که هر کس به آنها نگاه کند، تصور خواهد کرد که در اين کشور همه چيز از دست رفته است. آنها روح اميد را در جوانان مي ميرانند، روح اعتماد به مسئولين را در آحاد مردم تضعيف ميکنند و نهادهاي اصلي کشور را مورد اهانت قرار مي دهند."!
وي از روش مطبوعات مزبور به عنوان «شارلاتانيزم مطبوعاتي» ياد کرده و افزود: "در دنيايي که روزنامه نگاري آنها، مدل برخي از روزنامههاي ما محسوب ميشود، به قانون اساسي و مجلس قانونگذاري حمله نميکنند و در قبال يک قانون هوچيگري نميشود، اما اين دسته از مطبوعات ما از صاحبان اصلي اين روش ها هم قدم جلوتر گذاشتهاند، قانون اساسي و سياست هاي اصلي کشور را مورد اهانت قرار ميدهند، قضاياي کوچکي را درشت نمايي ميکنند و در هر حادثهاي که واقع ميشود، فضاي کشور را از تهمت و افترا پر مي سازند." البته وي توجه نداشت كه اتفاقا در تمام كشورهايي كه "روزنامه نگاري آنها، مدل برخي از روزنامههاي ما محسوب ميشود" نه تنها نهادهاي اصلي كشور و قانون اساسي بلكه حتي اعتقادات مردم نيز با شديدترين انتقادها مواجه است و اصولا آزادي مطبوعات جز اين چيزي نيست و اگر قرار باشد از قانون اساسي و نهادهاي قانونگذاري و مسئولين انقاد نشود ژس از چه چيزي ميتوان تانتقاد كرد. رهبر فرزانه ايران البته به اين نكات توجهي نداشت!
آيتالله خامنه اي در ادامه سخنان خود، متهم کردن بسيج، سپاه و روحانيت از سوي برخي روزنامه ها را برملاکننده انگيزه هاي باطني آنها دانسته و گفت: "من مي دانم که در بسياري از مطبوعات، عناصر خوب و مؤمني در ميان قلم بهدستان و اداره کنندگان آنها وجود دارند اما در لابلاي همين ها اثر انگشت عبداللهبن ابيها را مي بينيم که کارشان تفرقه افکني، ايجاد اختلاف، تشنج آفريني، تشويش افکار عمومي و يأس پراکني است. آنها، عناصر وابسته به دشمن و مريد دشمن را چهره سازي ميکنند و ميکوشند عناصر مؤمن، دلسوز و مفيد را از نظرها بياندازند هر چند که اين کارها به جايي نخواهد رسيد و خداي متعال آنها را رسوا مي کند."
رهبر ايران سپس در اظهاراتي عجيب مدعي شد كه رئيس جمهوري نيز از وضعيت مطبوعات کشور ناراضي است و از تلاش خاتمي براي هدايت و نصيحت اين دسته از مطبوعات سخن گفت! و با بعيد دانستن تأثير اين نصيحتها افزود: "به مسئولان دولتي بارها تذکر دادهام و بطور جدي از آنها خواستهام که جلوي اين وضعيت را بگيرند. اين کار محدود کردن مطبوعات و جلوگيري از انتقال آزاد اطلاعات نيست، انتقال سالم اطلاعات مورد تأييد ماست و معناي اين کار جلوگيري از نفوذ دشمن و به ثمر رسيدن توطئه تبليغاتي اوست. اين دسته از مطبوعات پيوسته درصدد قداست شکني از مسائل اساسي اسلام هستند، مباحث اسلامي را زير سؤال مي برند و نه با بيان منطقي بلکه با روش هاي بسيار غلط، انقلاب را مورد حمله قرار مي دهند."
رهبر ايران البته اضافه کرد: "من قوياً توصيه مي کنم که مبادا بر خلاف قانون و به خاطر طرفداري از رهبري، هيچ اقدامي انجام بگيرد. من به هيچ وجه اجازه چنين کاري را نمي دهم و شما بايد مراقب نفوذي هاي دشمن براي ايجاد اغتشاش و درگيري باشيد." [روزنامه رسالت – سوم ارديبهشت 1379]
