Rooz

جمهوري اسلامي انتقال قدرت آرام را قبول ندارد

اکبر گنجي در کانادا: - چهارشنبه 4 بهمن 1385 [2007.01.24]

ganjicanadab.jpg

حسن زارع زاده اردشير
zarezade@gmail.com

روز شنبه هفته جاري، اکبر گنجي به دعوت "مرکز مطالعات ايران دانشگاه تورنتو" در سالن علوم زمين در مورد ساختار نظام کنوني ايران سخنراني کرد. گنجي در اين سخنراني با اشاره به نحوه انتقال قدرت در کشورهاي ديکتاتوري، گفت:" اما در نظام جمهوري اسلامي قبول نميکنند که انتقال قدرت به آرامي صورت بگيرد و ولي فقيه در جايگاه فائقه اي نشسته و عده اي هم در پائين نمايش اجازه هيچ حرکتي را نمي دهند."

سخنراني گنجي که براي شرکت در چند مراسم، از جمله براي دريافت جايزه سالانه سازمان روزنامه نگاران کانادايي مدافع آزادي بيان، درکانادا به سر مي برد، با شرکت گسترده دانشجويان و ايرانيان مقيم تورنتو در اين دانشگاه رو به رو شد.

وي ابتدا به بررسي ساختار نظام جمهوري اسلامي و جايگاه نهادهايي چون شوراي نگهبان و نيز غيردمکراتيک بودن نظام سياسي ايران پرداخت و با اشاره به نمونه هايي از انتقال قدرت در کشورهاي مختلف، گفت: "در شيلي پينوشه حاضر شد با مخالفانش بر سر انتقال قدرت مذاکره کند. مخالفان پينوشه از او انتخابات آزاد مي خواستند تا فرايند انتقال قدرت صورت بگيرد. پينوشه با ارائه چند شرط در خواست آنها را پذيرفت و البته بعد هم شکست خورد. در آفريقاي جنوبي هم همين روند انتقال قدرت انجام شد و يا در لهستان که با پذيرش انتخابات آزاد بود که انتقال قدرت انجام گرفت. اما در نظام جمهوري اسلامي قبول نميکنند که انتقال قدرت به آرامي صورت بگيرد و ولي فقيه در جايگاه فائقه اي نشسته و عده اي هم در پائين نمايش اجازه هيچ حرکتي را نمي دهند."

اکبر گنجي افزود: "ادعاي من اين است که، گذار به دمکراسي از طريق التزام به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران غير ممکن است، چون اصل ولايت فقيه اشکال دارد. لذا مهم نيست که چه کسي در راس باشد بلکه مهم اين است که اين مشکل وجود دارد و بايد برداشته شود."

وي در ادامه گفت: "شرط لازم دمکراسي، سکولاريزم و جدايي نهاد دين از نهاد دولت است. اما در قانون ايران نمي شود از اين راه تحولي ايجاد کرد و اين ساختار به ما اجازه چنين کاري را نمي دهد. در اين ساختار اگر حتي دکتر مصدق هم باشد نمي تواند به جايي برسد. البته ما مبارزه مسلحانه، انقلاب و شورش نمي خواهيم اما راهي جز نقض قوانين ناعادلانه نداريم و بايد نافرماني مدني را در پيش بگيريم و هر قانون نادرستي را نفي کنيم."

به گفته اين روزنامه نگار: "اگر کسي ادعا کند که با اين قانون مي خواهد به دمکراسي برسد، در عمل در همان ابتداي راه مي ماند چون ساختار رژيم چنين اجازه اي به او نمي دهد."

وي سپس گفت: "آقاي خاتمي مي گفت اجازه نمي دهند کاري از پيش ببرد و حتي گفته بود چون جلوي او را گرفته اند، استعفا خواهد داد، اما نداد. البته او رئيس جمهور قانوني مملکت بود و کسي که قانون را پذيرفته ديگر استعفاي او فايده اي ندارد. خود خاتمي مي گفت من رئيس جمهور قانوني مملکت هستم ولي عده اي انتظار داشتند رهبر اپوزيسيون باشم."

گنجي ابزار عقيده کرد: "خاتمي راست مي گفت چون قانون به کسي که به آن التزام دارد اين اجازه را نمي دهد که رهبر اپوزيسيون باشد. حتي آقاي قاليباف هم ادعا مي کند نمي گذارند برنامه هايش را عملي کند. اما حرف من اين است که اگر مي بينيم نمي گذارند کاري بکنيم پس چه دليلي دارد وارد ساختارقدرت بشويم."

گنجي افزود: "يکي از دوستان مي گفت مهم نيست چه کسي کانديداي ماست بلکه مهم اين است که در قدرت نفوذ مي کنيم و از اين راه جلو مي رويم؛ اما آيا مي شود با کساني که اعتقادي به دمکراسي ندارند و يا خودشان در جنايت ها دست دارند در چارچوب قوانين ايران به نتيجه اي رسيد؟ کساني که در سال 67 جنايت کردند حالا کانديداي ما مي شوند."

اکبر گنجي سخنان خود را با بيان اين جمله که "حرف من اين است که در اين چارچوب راهي براي گذار به دمکراسي نيست" به پايان رساند.

در پايان، اکبر گنجي به سئوال هاي حاضران پاسخ داد. در اين بخش يکي از حاضرين از گنجي خواست به راهبرد مشخص و نتيجه اي از صحبت هاي خود برسد چرا که اين حرفها تازگي ندارد.

گنجي در پاسخ گفت: "با گفتگوهاي جمعي و نقد نظرات همديگر است که مي شود به نتيجه خوبي رسيد."

سپس يکي از دانشجويان ايراني دانشگاه تورنتو خطاب به گنجي گفت: "انصافا در ايران شرايط عوض و وضع بهتر شده، ضمن اينکه در کشورهاي آزادي مثل کانادا و آمريکا نيز مشکلات مشابهي وجود دارد."

گنجي در پاسخ گفت: "ما کاري به آمريکا و کانادا نداريم و راجع به ايران صحبت مي کنيم. در کدام کشور به اين شکل دسته دسته آدم مي کشند و جنايتکاران را بدون مجازات رها مي کنند؟"

وي در ادامه در پاسخ به دانشجوي ديگري که در حوزه فقه صحبت مي کرد، گفت: " ما در ايران يک خدا نداريم؛ علما و فقها هر کدام تصوير متفاوتي از خداوند ساخته ند که من هم قبول ندارم و خيلي ها با اين خدايان ارتباطي ندارند. البته اين در فرهنگ هاي مختلفي و اديان ديگر نيز بوده است. مثلا آنچه در مورد ارتداد گفته مي شود برخاسته از فقه است و در اين مورد فقها و حتي آيت الله منتظري معتقدند اگر از روي عناد امري صورت بگيرد فرد مرتد است."

به گفته اين روزنامه نگار: "شرط دمکراسي، جدايي دو نهاد دين و دولت از يکديگر است. اگر چه هر دو هم مي توانند فعال باشند، به مانند آنچه در آلمان اتفاق مي افتد و آلماني ها پذيرفته اند که هر دو نهاد فعال باشند و نمي شود يکي را حذف کرد."

اکبر گنجي در پاسخ سئوال ديگر اظهار داشت: "يکي از دلايل مهم تحول و پيشرفت دمکراسي، فرهنگ دمکراسي در جامعه است. در ساختن اين دمکراسي همه مي توانند نقش داشته باشند. هيچ کس نمي تواند منکر آزادي و دمکراسي شود بخصوص که در حال حاضر اين مسئله جهانشمول شده است و همين نگاه ها، روند تحولات را به سمتي ديگر مي برد."

او در ادامه گفت: "بعد از انقلاب عده اي را اعدام کردند و روزنامه هايي مثل کيهان در صفحه اول تيتر درشت زدند، عده اي کف زدند و خيلي ها حتي چپ ها هم از اين اعدام ها حمايت کردند. اما پس از آن روند تحولات اجازه نمي داد به اين روشني کسي از هر اقدام ضد انساني حمايت کند. در سال 67 خيلي ها اعدام شدند اما کسي جرات نمي کرد خبر آن را اعلام کند و حتي منکر چنين کاري بودند. در قضيه قتل هاي زنجيره اي هم ديديم که رهبر در نماز جمعه گفت کساني راکه در قتل ها نقش داشتند بگيريد."

گنچي سپس با اشاره به تاثير فشار مردم بر نظام سياسي کشور، گفت: "مسير28 سال گذشته نشان مي دهد تحولات به سمت دمکراسي روي سران نظام هم تاثير گذاشته، اما عوض شدن رفتار آنها به خاطر فشار مردم است. حدود 10 سال پيش آقاي جنتي مي گفت مردم مثل گوسفند هستند اما الفاظي که الان بکار مي برند فرق کرده است. اينها نشان مي دهد که به سبب تحولات جامعه، در قوانين و مواضع مسئولان نيز تغييراتي يوجود آمده است."

در بخشي ديگر از پرسش و پاسخ ها، اکبر گنجي در پاسخ به دانشجوي ديگري، به فعاليت هاي اقشار مختلف جامعه براي رسيدن به حقوقشان اشاره کرد و از جمله گفت: "راه اندازي کمپين يک ميليون امضا از طرف فعالان حقوق زنان يکي از اقداماتي است که تاثير زيادي دارد. اينها چون مبارزه ميکنند و هزينه هم پرداخت مي کنند پس نتيجه هم مي گيرند و همين در تحولات داخل کشور تعيين کننده است."

گنجي افزود: "در جامعه ايران نارضايتي هاي عميقي وجود دارد که جلوه هاي گوناگون آن را مي بينيم. مانند موضوع زنان و يا کارگران که سنديکا مي خواهند، اقليت هاي قومي و ديني که مشکلات زيادي دارند. بهايي ها را که اصلا آدم حساب نمي کنند. اما با همه اينها، جنبش نمي تواند پيوند درستي با اين موضوعات ايجاد کندو در حاليکه آرمان هاي جنبش و مطالبات مردم بايد در ارتباط با هم باشند. کساني که براي دمکراسي مبارزه ميکنند بايد همه اين مسائل را مورد توجه قرار دهند. جنبش دمکراسي خواهي راهي ندارد جز اينکه مطالبات مردم و همه اقشار را در نظر بگيرد و بدون توجه به آن و سطح توقعات و مشکلات جامعه نتيجه اي نمي گيريم. از طرفي نخبگان ما هم مشکل دارند چون همه چيز را بدون هزينه مي خواهند. در خانه نشستن و منتظر ماندن نه تنها نتيجه اي ندارد بلکه وضعيت را بدتر هم مي کند."

گنجي سپس در مورد خطرات عدم توجه به مسير درست مبارزه هشدار داد و در ادامه گفت: "يک عده اي نشسته اند و فقط منتظرند آمريکا نظام را تحويل آنها بدهد."

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.