Rooz

يک سکوت، یک نامه

حسین باستانی h.bastani@roozonline.com - پنجشنبه 28 دی 1385 [2007.01.18]

po_bastani_01.jpg

روز چهارشنبه، وزیر امور خارجه آمریکا تاکيد کرد که نیازی به میانجیگری دیگران میان ایالات متحده و ایران وجود ندارد. این سخنان، دو روز پس از آن بیان می شد که وزیر امور خارجه عربستان نيز گفته بود کشورش حاضر به میانجیگری میان ایران و آمریکا نیست. اظهارات مزبور هم، به نوبه خود یک روز پس از آن انتشار می یافت که رویتر، به نقل از یک مقام عربستان سعودی، خبر داده بود يک نامه ارسال شده از سوي رهبر جمهوری اسلامی ایران به پادشاه عربستان، خواستار ميانجيگري رياض میان ایران و آمریکا شده است. اگر چه ساعتی بعد سخنگوی وزارت امور خارجه ایران "درخواست میانجیگری" توسط ایران را رد کرد، اما حتی این سخنگو نیز از تکذيب اصل ارسال نامه خودداري نمود. در نتیجه، با توجه به اظهارات بعدي وزراي امور خارجه عربستان و آمريکا، می توان حداقل این قسمت از خبر رویتر را به اندازه کافی صحیح دانست که نامه اي به پادشاه عربستان ارسال شده و در آن، از اين کشور خواسته شده به "نزدیک کردن دیدگاه های ایران و آمریکا" کمک کند؛ گذشته از آنکه به قول سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، نام این کار، دقيقا "درخواست میانجیگری" باشد یا خیر.

ارسال چنین نامه ای - به ویژه در شرایطی که روابط دو کشور ايران و عربستان، دوران خوبی را سپری نمی کند- نشانه بسیار مهمی است: نشانه ای از شدت نگرانی مقامات ارشد حکومت ایران از امکان از کنترل خارج شدن تبعات پرونده هسته ای ایران. پرونده ای که در ماه های گذشته، محمود احمدی نژاد اصرار داشته که در ارتباط با آن، به بیان پی در پی مواضع آشتی ناپذیر خطاب به جامعه جهانی بپردازد؛ و این رویکرد، در هفته های پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت، حتی با واکنش علنی تریبون های اولترا- اصولگرایی چون روزنامه جمهوری اسلامی نیز مواجه شده که رئیس جمهور را به خاطر مواضع تحریک آمیزش در مورد پرونده هسته ای، مورد انتقاد شدید قرار داده اند.

اما آنچه حتی بیشتر از ارسال نامه به پادشاه عربستان سعودی، حکایت از نگرانی مقامات ارشد ایران از سیاست های حساب نشده آقای احمدی نژاد در مورد پرونده هسته ای ایران داشت، رفتار اين مقامات در روزهاي پس از تصویب قطعنامه تحریم شورای امنیت بود. در همين ارتباط، اتفاق بسیار تأمل انگیزی که طي روزهای پس از تصویب قطعنامه به وقوع پیوست، اظهار نظر نکردن رهبری در مورد این قطعنامه مهم بود.

البته، در 18 دي ماه جاري، اظهاراتي از جانب رهبر ايران منتشر شد مبني براين که مسئولان حق ندارند از دستاورد هاي هسته اي کشور صرف نظر کنند. اما نمی توان فراموش کرد که این موضع گیری، 16 روز پس از تصویب قطعنامه، و پس از یک دوره طولانی و غیر معمول سکوت صورت گرفت. دوره ای که طی آن، نه تنها در مورد تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، که حتی در مورد اعدام صدام هم اظهار نظری از سوی رهبری منتشر نشد (اگر چه در عوض، در فرداي روز تصويب قطعنامه، پیامی مکتوب در مورد حج انتشار یافت). در حالی که در شرایط طبیعی، حتی تصور آن غیر ممکن به نظر می رسد که رهبران ارشد ایران، که نه تنها در پیام های خود به مناسبت هاي مختلف، که در قالب ملاقات های هفتگی عمومی نیز به بیان موضع در مورد مسائل مختلف داخلی و خارجی می پردازند، در مورد اتفاقاتی در حد تصویب اولین قطعنامه هسته اي شورای امنیت علیه ایران یا اعدام بزرگترین دشمن ایران طی سه دهه اخیر، هیچ گونه اظهار نظری نکنند.

چنین رفتاری، منطقا عمق نگرانی و ترديد رهبران ایران از نتایج رفتار دولت آقاي احمدي نژاد در مورد پرونده هسته ای، و به عبارتی "شوکه" شدن آنها از صدور قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی را نشان مي دهد. به میزانی که در کوتاه مدت، امکان اظهار نظر از سوی رهبران را (که طبیعتاً نمی تواند در خلاف جهت سیاست های دولت باشد) سلب کرده است. برای درک بهتر زمینه هایی که می تواند به چنین حالت شوکی بیجامد، کافی است به تیترها و تحلیل های مهمترين تريبون هاي محافظه کار ايران - چون روزنامه کیهان- در هفته های پیش از تصویب قطعنامه شورای امنیت توجه کنیم. تیترها و تحلیل هایی که وجه مشترک آنها، یک چیز است: هیچ اتفاقی در شورای امنیت نخواهد افتاد! به عبارت دیگر، به زعم تریبون های همسو با آقاي احمدي نژاد، عواملي چون اختلافات میان اروپا و آمریکا در مورد نحوه برخورد با پرونده هسته ای از يک سو و "حمایت" روسیه و چین از ایران از سوی دیگر، هرگز به ایالات متحده امکان ایجاد اجماع در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه علیه جمهوری اسلامی را نمي دهد، گذشته از آن که خود آمریکایی ها هم به علت ملاحظاتی، از جمله وضعیت نابسامان نیروهای خود در عراق، مایل به افزایش تنش با ایران از حد معینی نیستند.

این نوع تحلیل های منتشر شده از سوي تريبون هاي "عمومی"، تنها نمونه هایی کوچک از اطلاعات هدایت شده مشابهی هستند که در قالب انبوهی از گزارش های "غیرعمومی" دستگاه های دولتی برای مقام هاي ارشد حکومتی ایران ارسال می شوند تا گیرندگان گزارش ها را مطمئن سازند که سیاست های هسته ای دولت آقای احمدی نژاد، در حال پیشرفت هستند و هیچ خطری را متوجه نظام جمهوري اسلامی نمی کنند.

طبیعی است که در چنین شرایطی، اتفاقی در حد تصویب قطعنامه شورای امنیت، می تواند موضوعي کاملاً غیر منتظره و نگرانی آور تلقی شود و حداقل در کوتاه مدت، امکان دفاع علنی از سیاست های هسته ای دولت را، از مسوولان ارشد نظام بگیرد. این وضعیت، وقتی اهمیت بیشتری می یابد که توجه داشته باشیم اغلب رهبران جمهوری اسلامی ایران، بر خلاف آقای احمدی نژاد (که سياست هاي خود را بر مبناي تاکيداتي چون اتصال به منابع حمايتي آسماني توجيه مي کنند) معمولا موافق"پافشاری بر سیاست های سازش ناپذیر حتي به قيمت به خطر افتادن نظام" نبوده و نیستند.

رهبران ايران، قطعا ترجيح مي دهند- مي دادند- که پيش بيني هاي رييس جمهور و همفکرانش در مورد "بي خطر" بودن راهي که در پيش گرفته اند، اشتباه از آب در نيايد. اما در صورتي که مطمئن باشند که هزينه سياست هاي آقاي احمدي نژاد براي نظام در مورد پرونده هسته اي قابل کنترل نيست، در قطع همراهيشان با اين سياست ها، به خود ترديد راه نخواهند داد.

اين مهم، تنها در گرو يک اصل است: اين که رهبران ايران، از وضعيت "واقعي" پرونده هسته اي ايران، که با تصوير "بي خطر" به نمايش در آمده توسط تريبون هاي همسو با رييس جمهور به کلي متفاوت است، آگاهي داشته باشند. اتفاقي که رسانه هاي "عمومي" و "غير عمومي" همسو با رييس جمهور، البته تمام تلاش خود را براي جلوگيري از آن به کار گرفته و خواهند گرفت.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.