اختلافات را پنهان نکنیم
امير محبيان در گفت و گو با روز: - پنجشنبه 28 دی 1385 [2007.01.18]

آرش بهمنی
امير محبيان، از نظریه پردازان اصلي جناح اصول گرا و نويسنده ستوني ثابت در روزنامه رسالت است. او که می کوشد تا گروه هاي اصول گرا را با مفاهيم جديد فلسفه سياسي آشتي دهد، در مصاحبه با روز تاکيد مي کند تا زمان شناسايي مشکلات به طور علمي و تصميم گيري در يک ساختار دموکراتيک، اصول گرايان قادر به حل مشکلات نخواهند بود. با وي در مورد وضعيت اصول گرايان بعد از انتخابات شوراها به گفت و گو نشسته ايم.
در انتخابات شوراها ما شاهد دو رويکرد اصلي در ميان گروه هاي اصول گرا بوديم. اگر بخواهيم ريشه هاي فکری گروه هاي سياسي اصول گراي موجود و اختلافات آن ها را شناسايي کنيم، به چه ديدگاه و نظري مي رسيم؟ عقبه اين نيروهاي سياسي به کجا مي رسد؟
من فکر مي کنم در ميان اين دو گروه، جريان و خطي که خود را پيرو رييس جمهور مي داند و خط فکري دکتر احمدي نژاد را پيروي و نمايندگي مي کند، در پي دفاع از خط عدالت است اما نه براساس تکيه بر ساختارهاي سياسي موجود. وقتي مي گويم ساختار سياسي، يعني ساختار مدني هم را شامل مي شود. يعني اینها احزاب را چندان بر نمي تابند و با مسايل و مشکلات برخورد توده اي دارند؛و تلاش مي کنند به صورت مستقيم به سراغ مسايل بروند. به بيان ديگر، به جاي نگاه پروسه اي به مسايل و مشکلات، نگاهي پروژه اي دارند و بر آنند تا مستقيما مسايل را حل کنند. در مقابل، جريان ديگر نگاه کاملا متفاوتي به مسايل دارد.
بعد از انتخابات شوراها، فکر مي کنيد چه تغييراتي در نيروهاي سياسي اصول گرايان پديدار شود؟
در واقع وجود اختلاف بين اصول گرايان از زمان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري آغاز شد و فرايند رسيدن به اجماع در زمان انتخابات رياست جمهوري را با مشکلاتي مواجه کرد. اين مساله نشان داد مشکلاتي در زمينه هاي تئوريک و همچنين در زمينه عمل در ميان اصول گرايان وجود دارد. بحث بر سر اينکه عمق اختلافات تا چه حد است به صورت وجودي داشت. بعضي معتقد بودند اين مشکلات فقط در عرصه تاکتيک هاي سياسي است، بعضي ها آن را تا حد استراتژي گسترش مي دادند و پاره اي هم بر اين عقيده بودند که ما حتي در مباني تئوريک نيز داراي اختلافاتي با بعضي از جريان هاي خط اصول گرايي هستيم. مجموعه اين ها نشان دهنده اين بود که ما در هر حضور انتخاباتي، بخش ديگري از اختلافات موجود را به نمايش خواهيم گذاشت. بروز اختلاف سليقه يا اختلاف ديدگاه در ميان اصول گرايان و یا در ميان هر جريان سياسي طبيعي است، اما لازمه اين امر آن است که اختلافات، مديريت شود تا در زمان رسيدن به فرايند تصميم گيري و اجماع، باعث خلل و مشکل نشود. بر همين مبنا وقتي انتخابات رياست جمهوري دوره نهم را با انتخابات دوره سوم شوراها مقايسه مي کنيم، نشان دهنده اين است که هر چه به انتخابات شوراها نزديک تر مي شويم، اختلافات بيشتر مي شود، به تعدد ليست ها مي رسد و خود اين نشان دهنده بروز مشکلاتي است.
يعني اين اختلافات در آينده هم ادامه پيدا خواهد کرد؟
مسايل سياسي مسايلي نيست که بتوان با اغماض از آن ها گذشت. جريان اصول گرا بايد هم در حوزه مفاهيم و مباني و در حوزه استراتژي و هم در چهارچوب تاکتيک ها به نوعي وحدت نظر برسد. به همين دليل بايد به صورت هوشمندانه و در عين حال واقع گرايانه، تا حدود زيادي نسبت به نقد گذشته دست يازدتا پس از آن بتواند ريشه هاي اختلاف را شناسايي کند. بعد از رفع حوزه هاي اختلاف، چه در زمينه مفاهيم و مباني و چه در زمينه ساختار و تشکيلات، نهايتا مي تواند در زمان انتخابات به ليست واحدي دست پيدا کند. رسيدن به يک ليست واحد در انتخابات هم مي تواند به اين طريق باشد که از طريق شناسايي عناصري که باعث اختلاف هستند، آن ها را حذف کند ـ که البته اين راه به هيچ وجه توصيه نمي شود ـ راه ديگر هم اين است که فراکسيون پذيري را در جناح گسترش دهيم و بپذيريم که گروه هاي مختلف مي توانند در جناح با ديدگاه هاي مختلف ولي در چارچوب واحد عمل کنند. اما نکته مهم تر از همه اين بحث ها اين است که بايد ساختاري را ايجاد کرد که بتوان در نهايت به نوعي وحدت رسید.
با این حساب شما اختلافات اصول گرايان را از چه جنسي مي دانيد؟ يعني اختلافات به نوع نگاه متفاوت گروه هاي سياسي اصول گرا در شيوه هاي مختلف کشورداري و عمل سياسي بر مي گردد؟
در اين مورد بايد بررسي دقيقي صورت بگيرد. ديدگاه هاي بسيار متنوع و مختلفي در اين زمينه وجود دارد. مثلا ما صحبت اشخاصي مثل آقاي محسن رضايي را مي شنويم که مي گويند اصول گرايان بايد تکلیف خودشان را با محافظه کاران سنتي روشن کنند. از دید وی اشکال اصول گرايان در محافظه کاران سنتي است، لذا بايد از اين به بعد با آن ها صف بندي کرد و به سمتي رفت که با اصول گرايان طيف چپ هم بتوان نزديک شد. ديد گاه هاي دیگری هم هست. اما به نظر من تا اين مسايل به صورت دقيق و علمي، عمق يابي نشود، به نتيجه دقيق و مشخصي دست پيدا نمی کنيم. يک نکته دیگر هم در اين جا وجود دارد و آن اين است که ريشه هاي واحدي در ميان اصول گرايان وجود دارد، اما در اينکه اين ريشه هاي واحد تا کجا بتوانند در هنگام تصميم گيري سياسي منجر به رسيدن به وحدت بشود، بحث وجود دارد. در واقع جواب سئوال شما را تنها زماني مي توان داد که به صورت دقيق، ريشه هاي اختلاف مابين اصول گرايان بررسي شود.
يعني شما چندپارگي ميان اصول گرايان را ـ همانند اتفاقي که چند سال گذشته براي اصلاح طلبان افتاد ـ محتمل مي دانيد؟ مثلا اين گونه که برخی ها راه خود را به طور کلي از اصول گرايان فعلي جدا کنند؟
تنها نکته اي که برداشت من است، اين نکته است که اگر ما بخواهيم مسايل و اختلافات پيش آمده را پنهان کنيم، هيچ گاه قادر به حل اين مسايل و مشکلات نخواهیم بود. ما بايد با درايت مشکلات را دقيقا شناسايي کنيم، آن ها را مورد بررسي قرار دهيم، عمق آن ها را ارزيابي کنيم و نهايتا مشخص کنيم چه رويکردي را براي مقابله با آنها مي توانيم داشته باشیم. به گمان من زمينه هاي فکري و عملي در بين اصول گرايان در اين زمينه وجود دارد، اما لازمه حل اين مشکلات اين است که در يک پروسه عملي ما شاهد اين اتفاقات باشيم.
به عنوان آخرين سئوال، شما اوضاع و احوال گروه مقابل خودتان، يعني اصلاح طلبان را چطور مي بينيد؟ ائتلاف اصلاح طلبان را تاکتيکي مي دانيد، يا تصور مي کنيد اين ائتلاف تا زمان انتخابات مجلس ادامه پيدا می کند؟
ائتلاف در ميان گروه هاي اصلاح طلب گرچه راحت تر پديد آمد، اما هنگام رسيدن به بزنگاه هاي حساس و رسيدن به قدرت، اين مسايل را کنار مي گذارند واختلافات خودشان را نشان مي دهند.ائتلاف موجود در ميان اصلاح طلبان، ائتلاف در هنگام ضعف است، چنانچه به قدرت برسند تا مدتي مي توانند خودداري کنند اما بعد احتمال بروز اختلاف در ميان آن ها زياد است.
