Rooz

وقتي جنگل ها را زباله داني مي کنند

نابودي جنگل ها در ايران - دوشنبه 25 دی 1385 [2007.01.15]

jangalb.jpg

حديث ايراني

"سالانه معادل يک درصد جنگل‌هاي کشور از بين مي‌رود و براي جبران آن 130 هزار هکتار جنگل کاري لازم است." اين را معاون محيط زيست طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست کشور مي گويد، وقتي مي بيند صدايش به جايي نمي رسد و درختان پارک ملي لويزان را به بهانه اتوبان سازي قطع مي کنند، در جنگل سراوان کوهي 70 متري از زباله هاي خطرناک ايجاد مي کنند و از وسط پارک ملي گلستان، جاده عبور مي دهند و ده ها مورد مشابه ديگر اتفاق مي افتد، اما کسي را غم از دست دادن اين سرمايه ملي نيست.

ايران را 2.14 ميليون هکتار جنگل مي پوشاند که 7.8 درصد کل عرصه هاي طبيعي کشور است. حدود 11 ميليون هکتار از اين جنگل ها محافظت شده است که 3 هکتارش جنگل هاي شمال هستند. ايران چهل و پنجمين کشور دنيا از لحاظ پوشش جنگلي است که به اين ترتيب سهم هر ايراني از جنگل هاي کشور تنها 2.0 هکتار است که با توجه به سرانه جهاني جنگل که هشت دهم درصد هکتار است حکايت از فقر و کمبود شديد پوشش جنگلي در ايران دارد.
ايران همچنين از نظر شاخص هاي پايداري محيط زيست با کسب رتبه 132 در بين 146 کشور جهان در انتهاي جدول قرار گرفته است که اين نشان از بي توجهي به مسايل زيست محيطي و نگهداري جنگل هاي محدود کشور دارد. ايران در اين جدول فقط توانسته از کشورهايي چون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبي و چاد بالاتر باشد.

اما اوضاع از اين هم بحراني تر است. طبق گزارش سازمان هاي غيردولتي زيست محيطي اگر "روند شتابان تخريب جنگل هاي ايران ادامه يابد در 60 سال آينده اثري از جنگل هاي امروزي ايران باقي نخواهد ماند". روندي که بنابه اين گزارش با تخريب 33 درصدي جنگل هاي ايران، مساحت جنگل هاي باقي مانده "تا چند سال آينده به 8 ميليون هکتار خواهد رسيد" که اين رقم از نظر فائو يک بحران تلقي مي شود. چه آنکه اگر سطح جنگل هاي يک کشور کمتر از 25 درصد خاک آن باشد آن کشور از نظر محيط زيست انساني در وضعيت بحراني به سر مي برد. در حاليکه سطح پوشش جنگل و مرتع در ايران 5.7 درصد از مساحت کشور است؛ اما با اين حال تخريب جنگل هاي ايران به شدت ادامه دارد.

جنگل هاي در خطر

پارک ملي گلستان از مهم ترين جنگل هايي است که در چند سال اخير چه از سوي نيروهاي انساني و چه از سوي بلاياي طبيعي در معرض خطر و آسيب قرار گرفته است. همين سال گذشته بود که طي يک آتش سوزي 200 هکتار از جنگل ها و مراتع مشجر پارک ملي گلستان طعمه حريق شد. پارکي که ثلث پرندگان کشور را در خود جاي داده بود طي يک آتش سوزي مهيب و به خاطر دو روز تاخير در امر امداد 40 درصدش سوخت. پارکي که سال قبل ترش با سيل مهيب گلستان، صدمات جبران ناپذيري ديده بود.

حال دولت برآن شده است تا خود جاي بلاياي طبيعي را بگيرد و خسارتي وارد آورد که هيچ کدام از آفات طبيعي تابه حال نکرده بودند. در همين راستا دولت، برغم اعتراضات شديد NGO هاي زيست محيطي، در حال قطع درختان کمياب پارک ملي گلستان است تا جاده گلستان را ترميم کند. جاده اي که با سيل هاي هرساله اين منطقه خراب مي شود و به گفته يکي از مهندسان که سابقا ناظر احداث اين جاده بود از همان ابتداي احداث" کاملا معلوم شد که اين طرح غيرکارشناسانه و غيراستاندارد است." اما با اين حال دولت همچنان اصرار دارد که اين جاده ساخته شود. تخريب جنگل گلستان آنچنان شديد است که به گفته محسن شهرياري، مدير کل اداره حفاظت محيط زيست خراسان شمالي "احياي گلستان 100 سال طول مي کشد ".

نمونه بعدي پارک ملي لويزان است که به دنبال هماهنگي شهرداري تهران با جهاد کشاورزي 8 هزار اصله درخت آن قطع شد تا راه اتوبان گشوده شود. فاجعه اي که نه سازمان جنگل ها و مراتع کشور به آن اعتراض کرد و نه دادستان شهر تهران به خاطر حقوق از دست رفته شهري در آن مداخله کرد. تنها سخني که مطرح شد توسط رييس سازمان جنگل ها و مراتع بود که حقيقتي دردناک را برملا مي کرد: "طبق برآوردهاي اوليه شهرداري، چنانچه اتوبان از داخل پارک ‏عبور مي‌کرد مي‌بايست 12000 درخت قطع مي‌شد که تا به الان هم حدود 70 درصد(معادل 8400 اصله ‏درخت ) مسير مورد نظر را تخريب کرده‌اند.‏"

جنگل هاي باستاني زاگرس که از ميليون ها سال پيش همچنان استوار ايستاده اند نيز در خطر قرار گرفته اند. وسعت اين جنگل ها 5 ميليون هکتار است و از جنوب آذربايجان غربي تا استان فارس ادامه دارد که به دليل بهره برداري بي رويه بخش اعظمي از آن درحال تخريب است. فرم غالب جنگل شناسي اين منطقه شاخه زاد است ، فرمي که به گفته متخصصان دلالت بر تخريب ناشي از حضور طولاني مدت جوامع انساني در اين مناطق دارد.

در دي ماه نيز چند مورد تخريب جنگل هاي کشور گزارش شد. اولينش مربوط به جنگل هاي حرا در جزيره قشم بود که بنا به گزارش سازمان حفاظت محيط زيست براثر آلودگي آب دريا چندين هکتار آن از بين رفته است.

سيد محمد باقر نبوي مدير کل دريايي سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: "تاکنون به دليل آلودگي آب دريا چندين هکتار از اين جنگل هاي زيبا خشک شده و در معرض نابودي قرار گرفته است ." وي مي افزايد: "متاسفانه به دليل افزايش آلودگي، اين منطقه حفاظت شده در معرض خطر آلودگي قرار گرفته است که بايد هرچه سريعتر به شناسايي عوامل تهديد کننده اين بخش اقدام شود."

نبوي مي گويد : "افزايش مواد آلاينده و آلوده کننده، استفاده غير اصولي از منابع آب منطقه و ورود پساب هاي صنعتي، دستيابي به داخل آب سواحل، تغييرات نامطلوبي در شاخ و برگ درختان اين جنگل بوجود آورده است." وي مي افزايد : "گروهي از کارشناسان در حال بررسي و علت يابي خشک شدن درختان اين جنگل هستند" . گفتني است جنگل هاي حرا در نوار ساحلي خليج فارس و درياي عمان قرار دارد و اين منطقه جزو مناطق حفاظت شده قشم استان هرمزگان بشمار مي آيد که در سال 1351 تحت حفاظت قرار گرفته است.

اما وضعيت جنگل سراوان در گيلان با بقيه متفاوت تر و از آنها عجيب تر است. اگر جنگل هاي ايران را اتوبان سازي، جاده کشي، آتش سوزي و آلودگي دريا خراب کرده، جنگل سراوان به خاطر تبديل به يک زباله داني بزرگ در معرض خطر قرار گرفته است.

هم اکنون کوهي به ارتفاع 70 متر و مساحت 6 هکتار از زباله در جنگل سراوان ايجاد شده که در ميان زباله ها، زباله هاي صنعتي و بيمارستاني نيز ديده مي شود. زباله هاي بيماري زا که محيط پيراموني اين منطقه را با خطرات جاني روبرو کرده است. به طوري که طبق گزارش يک سازمان غيردولتي زيست محيطي دو مورد آلوده به ويروس ايدز در اين منطقه به چشم خورده است. خبري که از سوي مقامات دولتي نه تکذيب شد و نه تاييد.

ازدياد اين زباله ها آنقدر است که ديگر اثري از طبيعت سبز منطقه باقي نمانده و سروان را تبديل به يک زباله دان عظيم کرده است. اين فاجعه زيست محيطي در حالي صورت مي گيرد که ادارات مربوطه مانند محيط زيست، شهرداري، جهاد کشاورزي، منابع طبيعي، سازمان جنگل ها و ... پاسخگوي سئوالات خبرنگاران در خصوص فجايعي که در اين منطقه در حال رخ دادن است نمي شوند و مسئوليت اين فجايع را به گردن ادارات ديگر مي اندازند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني ايران پاد از ميان مناطق چهارگانه طبيعي ايران بسياري از آن ها در حال حاضر با بحران هاي جدي زيست محيطي رو به رو هستند که براي نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد: تالاب انزلي، پناهگاه حيات وحش توران، پارک ملي خجير، پارک ملي سرخه حصار، تالاب گوري گل تبريز، مناطق حفاظت شده ورجين و البرز مرکزي، اکوسيستم طبيعي درياي مازندران، پارک ملي لار، جنگل هاي پارک لويزان، تالاب گاوخوني اصفهان، زاينده رود اصفهان، پارک ملي گلستان، منطقه حفاظت شده غرب مازندران، مناطق حفاظت شده شرق هرمزگان، جنگل هاي حرا، دشت مغان، درياچه گهر درود لرستان، پوشش گياهي و جانوري تنگه بلاغي شيراز، جنگل هاي مازندران، تالاب هاي زمزم و چکر ايلام، دشت بوئين زهرا، پارک ملي بختگان فارس، درياچه اروميه ، تالاب منطقه شکار ممنوع قره قشلاق مراغه ، درياچه استيل آستارا، گرگان رود تالش، تالاب آلماگل گنبدکاووس، تالاب پير احمد کندي ماکو، رودخانه اروند، تالاب شادگان خوزستان، تالاب حسن خان مهاباد، منطقه حفاظت شده قميشلو اصفهان، سپيد رود گيلان، پناهگاه حيات وحش لوندويل آستارا، رودخانه کارون، تالاب ترعه خوران هرمزگان، تالاب ميانکاله مازندران، تالاب هاي ارژن و پريشان فارس، نرگس زارهاي دهلران، تالاب بند عليخان ورامين، منطقه حفاظت شده جهان نماي گرگان، عرصه هاي جنگلي چاهک استان يزد و ...

به خاطر اين گزارش هاست که مهندس سيد خلاق ميرنيا، معاونت توسعه و مديريت و امور مجلس سازمان محيط زيست، شاخص هاي محيط زيست انساني در کشورمان را بسيار پايين تر از استانداردهاي جهاني مي داند و معتقد است بايد سال هاي متمادي طي شود تا بتوان با اجراي طرح هاي تدوين شده در حفاظت محيط زيست، به درجه مطلوبي از محيط زيست انساني رسيد . به گزارش روزنامه انديشه نو وي مي گويد: "متاسفانه در کشور شرايطي حاکم شده است که در صورت فراهم کردن استاندارد هاي جهاني محيط زيست انساني، بسياري از صنايع کشور بايد فعاليت خود را متوقف کنند". وي مي افزايد : " 75 در صد از فقراي روستايي و 76 در صد فقراي شهري در نواحي ساکن هستند که محيط زيست آنجا به شدت تخريب شده است يا خطرات ديد محيط زندگي آنها را تهديد مي کند" . ميرنيا همکاري تمامي نهاد ها و ارگان هاي کشور را با حفاظت محيط زيست ضروري مي داند و مي گويد" حفاظت از محيط زيست نيازمند عزمي ملي است و علاوه بر نهادها تمامي مردم کشور نيز بايد در اين امر فعاليت داشته باشند".

تخريب ها و نابودي جنگل ها اعتراضات شديد فعالان زيست محيطي را نيز در بر داشته است. معروف ترين اين اعتراضات که متاسفانه در روزنامه هاي کشوري انعکاس چنداني نيافت نامه سرگشاده ۱۴۴ تن از اساتيد، اعضاي هيات علمي و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور به رييس جمهور بود. اين اساتيد چند روز پيش در نامه اي سرگشاده به رييس جمهوري، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده "بلده – نور" به گرمابدر لواسان از داخل پارك ملي لار، مصوب در بيست و دومين سفر استاني دولت در مازندران، شدند و از محمود احمدي نژاد خواستند اجازه ندهد به بهانه احداث اين جاده، عملا آخرين شريان هاي حيات البرز قطع شود و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران زمين باشيم.

تمام اين "جنايات" در کشوري انجام مي شود که طبق اسناد معتبر تاريخي خشايار شاه هخامنشي 2500 سال پيش، نخستين پارك جنگلي و حفاظت شده جهان را در آن بنا كرد. اما اکنون در هر ثانيه 360 متر مربع از سطح جنگل ها و مراتع کشور تخريب مي شود. به بيان ديگر در هر 5 سال يک ميليون هکتار از جنگل هاي ايران نابود مي شود و يا سالانه يک و نيم درصد از جنگل هاي ايران از دست مي رود. آيا اين جنايت نيست؟


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.