Rooz

پايان محاكمه

ظهور طبقه جديد - 201 جلال يعقوبي - چهارشنبه 20 دی 1385 [2007.01.10]

در ادامه جلسه دادگاه محاكمه عوامل ترور حجاريان، رئيس دادگاه سعيد عسگر را به جايگاه فراخواند و سن و شغل وي را پرسيد و گفت آيا اتهامات مطرح شده از سوي مدعي العموم را قبول دارد يا نه.سعيد عسگر گفت: «20 ساله و دانشجو هستم و اتهامات مطرح شده را قبول دارم.» قاضي سپس از متهم خواست درباره نحوه ترور و شکل گيري گروه توضيح دهد.عسگر گفت: «ما پس از اتمام ورزش شبانه در باشگاه دور هم جمع مي شديم و به خاطر فسادي که در محل بود تصميم گرفتيم براي اصلاح اين فساد دور هم جمع شويم.» وي افزود: «اين تصميم پس از جريانات کوي دانشگاه تهران بود.»

وي در خصوص ترور حجاريان گفت: «مقدمي به مجيدي گفته بود که نيت شما خير است و براي اصلاح فساد کار مي کنيد، عامل اصلي فساد حجاريان است و با دلايلي که آورده بود گفته بود حجاريان دين شما را زير سؤال مي برد و قصد ضربه زدن به دين اسلام را دارد.مقدمي با اين سخنان مجيدي را اغفال کرده بود که بعد ما نيز فريب خورديم و اين کار انجام شد.» گفتني است كه در ميان متهمان تنها مقدمي بود كه با اين گروه از قبل كار نكرده بود و همو بود كه در جريان بازجويي هاي دادگاه انقلاب شكنجه شده بود. در دادگاه نيز متهمان كوشيدند تا اتهام برنامه ريزي ترور را متوجه مقدمي كنند تا ديگر نيازي به معرفي طراح اصلي نباشد.

عسگر سپس گفت: «مقدمي تأکيد کرده بود که حتماً حجاريان را بکشيم ولي مجيدي گفته بود که ما قصد نداريم کسي را بکشيم بلکه وي را مورد ضرب و شتم قرار خواهيم داد ولي مقدمي گفته بود که حجاريان با ضرب وشتم اصلاح نمي شود. يکشنبه 22 اسفندماه سال گذشته ساعت 7 صبح من با اتوبوس و تاکسي به ميدان حر رفتم و طبق قرار ساعت 8:02 دقيقه مجيدي نيز با يک موتور سوزوکي هزار سر قرار آمد و من به وي گفتم مگر قرار نبود که با هوندا 125 بيايي که وي گفت قرار عوض شد.» وي گفت: «با همان موتورسيکلت به نزديکي ساختمان شوراي شهر رفتيم و ساعت 8:20 دقيقه يک نفر با باراني سرمه اي آمد که مجيدي گفت وي مقدمي است و مقدمي وارد ساختمان شورا شد و سپس بيرون آمد و با اشاره گفت که هنوز حجاريان نيامده است.» وي افزود: «بعد از اين يک خانمي نيز با مقدمي صحبت کرد و به سمت شهرداري تهران رفت و سپس مقدمي با اشاره گفت که حجاريان مي آيد و به دنبال آن وي به سمت حجاريان رفت و با دادن نامه وي را متوقف کرد.»عسگر گفت: «من نيز به سمت آنان رفتم و وسط خيابان بهشت اسلحه را مسلح کردم ولي قصدم زخمي کردن حجاريان بود و به همين لحاظ فک وي را نشانه رفتم ولي وي صورت خود را برگرداند و گلوله به صورتش اصابت کرد.» وي فاصله خود را با حجاريان نيم متر عنوان کرد. وي اضافه كرد: «پس از ترور حجاريان به اتفاق مجيدي به سمت ميدان منيريه رفتيم و من آنجا از موتور پياده شدم و با اتوبوس به ميدان وليعصر (عج) رفتم و از آنجا نيز پياده به فروشگاه قدس که محل قرار من با روغني و جان نثاري بود، رفتم.جان نثاري به من گفت تير زديد؟ که من گفتم بعداً توضيح مي دهم و آنجا سلاح را به وي دادم.» قاضي پرسيد: «چه ساعتي از منزل خارج شديد و آيا کسي شما را به هنگام خروج از منزل ديد.» عسگر گفت: «ساعت 7 صبح خارج شدم و مادرم ديد که من از منزل بيرون رفتم.»

قاضي رازقندي پرسيد: «آيا ادعاي پدرتان را که گفته است شما آن روز از منزل خارج نشده ايد قبول داريد؟» متهم گفت: «نخير [...]» قاضي در ادامه پرسيد: «آيا قبلاً از اين اسلحه استفاده کرده بوديد؟» عسگر: «بله؛ در زدن شفيعي» در بخش ديگري از اين جلسه زندي، نماينده مدعي العموم پرسيد: «آيا مجوز شرعي براي اين کار را مي گرفتيد؟» متهم: «نخير؛ خودمان انجام مي داديم.» در پايان جلسه قاضي از سعيد عسگر خواست که درباره ترور شفيعي نيز توضيح دهد. او گفت: «صبح وقتي وي از منزل خود خارج شد من با مجيدي او را تعقيب کرديم و وقتي به ميدان نماز در شهرري رسيد به سمت کتف وي شليک کردم و براي بار اول بود که با آن اسلحه تيراندازي مي کردم که بعداً گفتند به قلب وي اصابت کرده است.» وي ادامه داد: «بعد از شليک گلوله، شفيعي ما را تعقيب کرد و اگر تند نمي رفتيم ما را زير مي گرفت که به اين لحاظ چند گلوله نيز به سمت ماشين وي شليک کردم.» قاضي: «دقيقاً در اين ترور چند نفر بوديد.»عسگر: «من و مجيدي بوديم که مجيدي راننده موتور و من ضارب بودم.»

سعيد عسگر به هنگام حضور در دادگاه چند برگ و دستنوشته به همراه داشت و به هنگام قرار گرفتن در پشت تريبون از آنها استفاده مي کرد. همچنين در آخرين لحظه و زماني که دادگاه به پايان رسيد در رديف هاي چهارم و پنجم افرادي نشسته بودند که برخي از متهمان را با نام کوچک آنها صدا مي زدند، در اين ميان علي پورچالويي بيش از ديگران برايش دست تکان داده و عرض ارادت شد. دومين جلسه دادگاه روز چهاردهم ارديبهشت ماه و به رياست محمدحسن رازقندي تشکيل شد. در اين جلسه نيز به اتهامات سعيد عسگر رسيدگي شد و او همان حرف هاي پيشين را تکرار کرد و سپس دادگاه به اتهامات محسن مجيدي در خصوص معاونت در ترور حجاريان، شفيعي و کاوه رسيدگي کرد. مجيدي با معرفي خود گفت: «29 سال سن دارم و 24 ساعت به نگهباني و 48ساعت بقيه را به فعاليت در زمينه خريد و فروش موتور اشتغال دارم.» وي اتهامات خود در خصوص حجاريان و شفيعي را قبول کرد اما گفت: «اتهام شرکت در ترور کاوه را قبول ندارم» متهم گفت: «مقدمي به منزلمان مي آمد و مطالبي در مورد حجاريان مي گفت از جمله اينکه وي، دانشجويان را به بيراهه مي کشاند، عامل فساد است و قصد سرنگوني نظام را دارد»وي افزود: «بر اساس صحبت هاي مقدمي به او گفتم آدرس حجاريان را بده تا او را کتک بزنيم و او را تنبيه کنيم.»مجيدي گفت: «يک هفته قبل از ترور حجاريان، مقدمي نزد من آمد و با گوشزد کردن خطرات حجاريان گفت که او را بايد با اسلحه بزنيد. قرار بر اين بود که راننده موتور من باشم و زحمت تيراندازي و شليک را آقا سعيد بکشد.»! او همچنين گفت: «خدا را شکر، سعيد عسگر اين کار را کرد و اگر من بودم تيرم خطا نمي رفت.» وي درباره چگونگي آشنايي با سعيد عسگر هم گفت: «من خودم بسيج نوجوان را اداره مي کردم و از همين طريق با آقاي سعيدعسگر آشنا شدم.»
آخرين جلسه دادگاه روز سه شنبه بيستم ارديبهشت 1379 تشکيل شد. در اين جلسه متهمان رديف دوم تا هشتم گزارش خود را ارائه کردند. در ابتدا قاضي از محمدعلي مقدمي خواست در جايگاه متهمان قرار گيرد و از خود دفاع کند. قاضي گفت: «نامه اي را که به حجاريان داديد، قرائت کنيد.» متهم گفت: «در نامه اي که با سربرگ شوراي شهر است، آمده است آقاي مقدمي که از برادران فعال است و سابقه شش سال حفاظت از مجلس را دارد، به خدمت مي رسند.» وي افزود: «پس از ترور حجاريان به اتفاق حکيمي پور وي را به بيمارستان برديم.» متهم گفت: «در بيمارستان کارهاي مربوط به پذيرش و آزمايش خون حجاريان را انجام دادم.» وي افزود: «حکيمي پور از من خواست بعدازظهر به شوراي شهر بروم که من نيز رفتم و هيأت رئيسه شوراي شهر سؤالاتي از من کردند.» مقدمي گفت: «پس از انجام کار حجاريان در بيمارستان به دليل اينکه حالم مناسب نبود از محل خارج شدم.» قاضي با اعلام کفايت مطالب مطرح شده از سوي مقدمي گفت: «اگر به عنوان آخرين دفاع حرفي داريد، مطرح کنيد» که متهم پاسخ داد: «پشيمانم» مقدمي تنها كسي بود كه اعلام پشيماني كرد.

حاجيان وکيل مدافع مقدمي نيز در سخناني گفت: «عسگر و مجيدي اقدام به تشکيل گروه براي انجام ترور کرده بودند و مقدمي عضو اين گروه نبوده و در اقدامات اين گروه شرکت نکرده بود.» وي افزود: «مقدمي فقط مجيدي را مي شناخته و بدون حضور مقدمي نيز امور انجام مي شد.» حاجيان تأکيد کرد: «پيشنهاد ترور از سوي مجيدي مطرح شده بود نه مقدمي.» وي خاطرنشان کرد: «موکل من پشيمان است و با دادگاه و مأموران نيز همکاري کامل داشته است.» مقدمي در دادگاه نتوانست زياد سخن بگويد و برخلاف ديگر متهمان كه در حال خنده و شوخي بودند به شدت وحشت زده بود.

در ادامه جلسه قاضي، موسي جان نثاري را به اتهام معاونت در ترور حجاريان به جايگاه فراخواند تا از خود دفاع کند. وي در پاسخ به اتهامات مطرح شده گفت: «فکر مي کردم اگر خودم را در ترور دخيل بدانم، جرم بچه ها کمتر مي شود.»! وي افزود: «در صحنه حادثه بودم اما نه براي ترور.عسگر کيسه اي را به من داد که داخل آن يک شلوار بود و بعداً متوجه شدم اسلحه نيز داخل آن بوده است.سعيد عسگر ساعت 12 شب به در منزل آمد و نايلوني را که تحويل داده بود، پس گرفت.»

در اداده دادگاه، مهدي روغني 24 ساله، در جايگاه قرار گرفت تا به اتهامات خود پاسخ دهد. قاضي از روغني سؤال کرد: «شما از چه موقعي با اين جمع آشنا شديد.» او گفت: «من با بچه ها از قبل در باشگاه آشنا بودم ولي براي اصلاح فساد در داخل محل از اوايل اسفندماه گذشته دور هم جمع مي شديم.»قاضي گفت «چه کسي شما را توجيه کرد که به عنوان مراقب در آنجا حضور داشته باشيد؟» و او پاسخ داد: «آقاي عسگر»قاضي گفت: «شما چرا پذيرفتيد؟»متهم پاسخ داد: «ايشان مي گفتند که سعيد حجاريان براي براندازي نظام فعاليت مي کند.»

در ادامه متهم بعدي، علي پورچالويي در جايگاه قرار گرفت تا از اتهامات خود دفاع کند.او ظاهرا سردسته گروه ترور بود. پورچالويي خود را چنين معرفي كرد: «ديپلمه، فرزند حسن، متولد 1354، شغلم مربي ورزش هاي رزمي و ساکن شهرري هستم.» قاضي گفت: «اتهام شما شرکت در ترور آقاي کاوه به نحو مراقب بود. آيا اتهام را قبول داريد؟» متهم گفت: «در خصوص نحوه ترور، خير» نماينده مدعي العموم گفت: «ايشان عضو اين گروه بودند و در ترور کاوه به عنوان متهم رديف اول و در ترور آقاي شفيعي نيز به عنوان معاونت دخالت داشتند.» وي افزود: «پورچالويي اقرار صريح و اعتراف صريح دارد مبني بر اينکه در ترور کاوه نقش اول را داشتند و در ترور آقاي شفيعي به عنوان معاون عمل کرده است.»

قاضي گفت : «ترور آقاي کاوه از ناحيه چه کسي عنوان شد؟» و متهم پاسخ داد: «ترور کاوه از ناحيه خودم عنوان شد.» قاضي پرسيد: «تصميم ترور کاوه در کدام جمع از گروه مطرح شد؟» و پورچالويي گفت: «تصميم ترور گرفته نشد، بعد از باشگاه و کلاس با آقاي گگوناني، روغني، جان نثاري و عسگر درباره کاوه صحبت کردم. به در منزل کاوه رفتيم و زنگ زديم و به کاوه گفتيم چند لحظه بيايد داخل مغازه با ايشان کار داريم.پس از شليک، بلافاصله بيرون آمدم و سوار موتور شدم. گگوناني من را تا سر کوچه مان رساند.بعد اسلحه را تحويل مجيدي دادم.» پس از اين جلسه ديگر جلسه اي تشكيل نشد و قاضي محاكمه را كافي دانست!

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.