اطلاع رساني بيمار
محمد جواد اکبرين mj_akbarein@yahoo.com - دوشنبه 20 آذر 1385 [2006.12.11]

"خبر، مقدس است و نظر، نامقدس"؛ اين اصل، محور تعهد در روزنامه نگاري محسوب مي شود به اين معنا که خبر همواره بايد منطبق با واقع باشد و هيچ کس �¬ق ندارد گزارش از واقعيت را به نفع خواسته ها، ارزش ها و آرمانهاي خود تحريف کند.
اما "نظر"، اين گونه نيست و هرکس �¬حق دارد فارغ از "هست ها"، "بايد هاي" ذهني و آرماني اش را بگويد و مخالفانش نيز حق دارند نظرات وي را منتشر نکنند و يا بيحر�¬مانه آن را مورد نقد قرار دهند.
دقيقاً به همين دليل است که هيچ مرجعي �¬حق ندارد خبرنگاري را براي گزارش بي پرده اش از واقعيت، مورد عتاب قرار دهد و يا رسانه اي را مجبود به سانسور نمايد. با اينهمه اما، روزنامه نگاري ايدئولوژيک در ايران و جهان سرنوشتي وارونه دارد؛ آن جا که "خبر" به عنوان "گزارش واقعيت"، هيچ اصالت و قداستي ندارد و "مصلحت"، هرگونه دستبرد در آن را مجاز و مباح¬ مي سازد اما "نظر" پاره اي از صا�¬بنظران، چنان مقدس است که همه ي اخبار بايد به نفغ آن " نظر" تغيير يابند يا سانسور شوند.
در اين ميان، دورترين نقطه از اخلاق روزنامه نگاري، توليد خبر و آگاهي کاذب بر عليه مخالفان است. اين همان نکته اي است که "هوبرت شلايشرت" از آن به عنوان شگردهاي رايج دولت هاي بنيادگرا عليه روشنفکران ياد مي کند و مي نويسد: "حمله بردن به حريف از طريق نسبت دادن نظري به او، که او مدافعش نيست، شگرد رايجي است. با اين کار کوباندن او ساده مي شود. روشن است که به عنوان جايگزين نظري يا کاري برگزيده مي شود که شنيع و دهشب آور باشد و خشم همگان را بر انگيزد. مثلا کسي معتقد است که بيماران بايد حق داشته باشند زمان پايان زندگي خود را خود تعيين کنند. �¬ريف او اين نظر را جايگزين نظر واقعي وي مي کند که پزشکان بايد �¬ق داشته باشند بيماران را بکشند! "
(... بحث با بنياد گرايان/ ترجمه ي م�¬مد رضا نيکفر/ ص 68/ طرح نو)
در تجربه ي ايراني، هنگامي که حاکمان "حقيقي" ايران به اين نتيجه رسيدند که بايد جريان اصلاح طلبي را به هر قيمتي نابود کنند اخباري بر عليه دولتمردان و روزنامه نگاران اصلا�¬ح طلب در روزنامه هاي �¬حکومتي و تلويزيون منتشر شد که توليد و پرداخت چنان اخباري با هيچ نظام اخلاقي سازگار نبود چه رسد به نظامي که مدعي انحصاري ارزشهاي اسلامي و اخلاقي است اما اين روش تنها به �¬حوزه ي خبررساني داخلي محدود نشده و سال هاست که گريبانگير اطلاع رساني خارجي ما نيز هست و روشن ترين نمونه ي آن وضعيت اسفبار اطلاع رساني در �¬حوزه ي خاور ميانه است.
مخاطبان خبر در ايران عادت کرده اند که اخبار خاور ميانه را پس از گذشتن از فيلتر ايدئولوژيک حاکم بر رسانه ها، دريافت کنند و ذهنيتي يافته اند که با واقعيت ها فاصله ي بسيار دارد. ذهنيتي که در اين روزها ـ که خاور ميانه پيچيده ترين شرايط خود را تجربه مي کند ـ تحليل هاي مخاطبان ايراني ـ اعم از مسئولان و مردم ـ را همچون
پيشفرض هاي شان بيمار و يک جانبه نگر ساخته است.
به عنوان نمونه ـ و از موضع يک شاهد عيني ـ آنچه اين روزها در لبنان مي گذرد با آنچه در رسانه هاي ايران ـ �حتي اصلاح�¬ طلب ـ گزارش مي شود بسيار متفاوت است.
درست است که در يک سو، صدها هزار نفر از هواداران و هم پيمانان حزب الله، با تظاهرات بي نظير و اجتماعات شبانه روزي خود قصد سرنگون کردن دولت را دارند و سيد �¬حسن نصر الله نيز ـ به همان روشي که شيلايشرت از آن ياد مي کند ـ بدترين فسادها و خيانت ها را به دولت نسبت ميدهد، اما در سوي ديگر اين ماجرا، صدها هزار نفر از هواداران دولت لبنان نيز پيش از اين، در چند نوبت به خيابانها آمده اند و به دخالتهاي مستمر سوريه و ايران در لبنان اعتراض کرده اند و �¬حتي در مراسم پر شکوه تشييع وزير صنايع لبنان (که در 21 نوامبر گذشته ترور شد) عکسهاي رئيس جمهور ايران را به نشانه ي اعتراض، پاره کرده اند. اما رسانه هاي ايران که پيشفرض حقانيت مطلق حزب الله و باطل بودن (و اسرائيلي بودن) هرکس که مخالف و منتقد اوست را پذيرفته اند از دفاعيات دولتمردان لبناني در برابر اتهامات �حزب الله و دبير کل آن با بي اعتنايي مي گذرند تا مخاطب، نتواند ميان آن اتهامات و اين دفاعيات، عقده هاي و عقيده ها را از هم تمايز بخشد و آزادانه و آگاهانه داوري کند و �¬حداقل دريابد که چگونه اکثريت منتخب پارلمان و دولت، از منتقدان سياست هاي �¬زب الله و مخالفان محور سوري ـ ايراني در منطقه هستند اما صدها هزار نفر از مردم همين کشور قبل از پايان دوره ي قانوني مجلس و دولت و فرا رسيدن انتخابات جديد، خواستار سرنگوني دولت اند؟!
چنين آفتي، مي تواند در تحليل شرايط آينده ي منطقه، بسيار گمراه کننده باشد و �¬حتي مسئولان و کارشناسان را نيز به اشتباه بيندازد.
براي رسيدن به تحليلي واقع گرايانه از پيچيدگي هاي کنوني خاور ميانه ـ به ويژه لبنان ـ رسانه هاي ايدئولوژيک، هرگز منابع قابل اعتمادي نيستند و حکومت نيز شايد بتواند در کوتاه مدت از اين منابع بيمار، براي آرمان هايي مشروعيت کسب کند و با سانسور "خبر" و تقديس "نظر" از خطر هرگونه "آگاهي آزاد و غير دولتي" در امان بماند اما در دراز مدت، تحليل ها و تصميم هاي ناشي از اين روند کاذب، ايران و منطقه را گرفتار دشواري هايي خواهد کرد که خروج از آن به سادگي ممکن نيست.
