Rooz

آقا فرانسه مي دانيد؟

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - دوشنبه 13 آذر 1385 [2006.12.04]

po_behnoud_01.jpg
به اين ميزان حساسيت که نودولتان و نومحافظه کاران ايراني نسبت به باخت در انتخابات شوراها نشان مي دهند، به باورم هر کس، هر اندازه بي اعتنا و هر مقدار ناباور به اثر راي، تحريک مي شود به دادن راي. و تحريص مي شود به دادن راي به کسي جز هواداران دولت و اطرافيانش.

اطلاعيه شرکت مخابرات دال بر اين که اس ام اس هاي مخرب انتخاباتي را با استفاده از تکنولوژي مي بندد، آخرين اين حساسيت هاست.

"وفا عفاريان، رييس هيات مديره شرکت مخابرات ايران به خبرگزاري ايسنا گفته است که اين شرکت به منظور جلوگيري از انتشار آنچه وي پيام هاي مخرب انتخاباتي خوانده، ارتباط اينترنت با سرور «اس ام اس» مخابرات را قطع مي کند و به اين ترتيب کسي نخواهد توانست به طور ناشناس براي مشترکان تلفن هاي همراه، پيام هاي کوتاه ارسال کند."

دو سئوال کلي:

از ديد حفظ سلامت انتخابات، کاري که هيات هاي نظارت کردند و در شهرستان ها نامزدها را به نفع همفکران خود قلع و قمع کردند تا پيروزي دوستان ميسر و حتمي گردد، مخرب ترست يا ارسال پيام هائي که حداکثر لطيفه اي است و حکايتي غيرواقعي درباره نامزدها که احتمال اثرگذاريش اندک است؟

چطور اين همه فغان که هفده سال است موقع انتخابات مجلس و رياست جمهوري، به گوش ها مي رسد که از رد صلاحيت ها توسط دبير شوراي نگهبان مي نالند و آن را خللي آشکار به موازين مردم سالاري مي دانند و انتخابات ايران را "انتصابات" مي خوانند، موجب نشد راهي بهتر براي سرند کردن محترمانه و مقبول نامزدهاي بي زمينه جست و جو شود، اين نظارت استصوابي مانند لکه اي بر پيکر صندوق هاي راي ماند و ماند، اما اين اس ام اس هاي مخرب هنوز دو سه سالي از حضورشان نگذشته راه جلوگيري شان کشف شد.

چند سئوال جزئي:

آيا شرکت مخابرات خود به اين نتيجه رسيده و غيرت شهروندي رييس هيات مديره، براي حفظ سلامت انتخابات به چنين کارش ترغيب کرده است. در زمانه بي تفاوتي ها عجيب مي نمايد اگر پاسخ سئوال مثبت باشد.

آيا پيامي از طرف وزارت اطلاعات، وزارت کشور، دادستاني، رياست جمهوري ارسال شده که شرکت مخابرات چنين کند. هر کدام از اين مراجع وضعشان نسبت به موضوع متفاوت است.

آيا کسي از رييس شرکت مخابرات [ يا خودش از خود] پرسيده است "مخرب انتخاباتي" يعني چه. و تشخيص اين امر که پيام مخرب [به فرض وجود تعريفي مشخص] شامل کدام پيام مي شود، با کدام اپراتور مخابرات است.

آيا احتمال [يک هزارم حتي] وجود دارد که يک پيام در هواداري جناح راست و يا هواداران دولت و افرادي که به خود لقب اصولگرا داده اند در زمره فرستندگان پيام هاي مخرب انتخاباتي باشند. اگر بگويند آري چرا که نه، در مقابلشان ده ها نشانه مي آوريم که در گذشته ها چنين نشده است. از جمله: استاندار وقت استاني که در انتخابات دوم خرداد در چند شهرش چند برابر راي به نفع رقيبان محمد خاتمي خوانده شد، چنان که تعداد آرا از ميزان جمعيت فزون شد، نه تنها در زمره تعقيب شدگان نبود بلکه به مقامات عالي رسيد. آن که در مترو تهران – کرج در شب هاي انتخابات به بهانه نهي از منکر جواني را کشت و متعلق به ستاد انتخاباتي دکتر معين نبود، به مجازاتي چنان نرسيد. شايد از همه مهم تر در شهري که يک هفته آخر خرداد و اوايل تير سال 84 تبديل به کاباره ليدو شده بود، مطابق گزارش ها چند دسته دستگير شده اند و از قضا فيلمبردار و عکاس هم بودند که چيزي از تاريخ بي سند نماند تا نشان دهند که اين ها بر سربندشان نوشته شده بود هاشمي. در يک مورد هم معين.

اين سرعت عمل و دقت و ظرافت تکنولوژيک که شرکت مخابرات براي جلوگيري از گردش پيام هاي مخرب انتخاباتي به کار گرفته آيا هميشگي است و هر کس گذارش به دباغخانه مخابرات افتاد مي تواند مطمئن بود که تکنولوژي به سرعت برق، چنين ظريف و دقيق عمل خواهد کرد، يا هر چند سال يک بار که اوضاع دوستان همفکر و اصولگرا در خطر مي افتد چنين نازک کاري لازم مي آيد و وسائلش را هم خدا فراهم مي آورد.

آيا امکان دارد که مديران حساس و متبحر شرکت مخابرات فهرستي از خدمات مشابه را که مي توانند با يک کليک ارائه دهند، اعلام دارند که آدمها بيخود دلشان شور نزند و در مواقع خاص تصور کنند که فيبر نوري قطع شده و يا وقت و عمر بگذارند و هي شماره بگيرند و دلشان به شور بيفتد که فرزند يا عزيزانشان چرا گوشي را بر نمي دارند و از اين قبيل.

و يک حکايت:

بعد از شهريور 1320 يکي از سي چهل نفر کارمند شرکت [غيردولتي] تلفن خود را به آقاي فرهاد معتمد سهامدار و عضو هيات مديره رساند و به رهنمائي وي نزد محمد ولي ميرزا فرمانفرمائيان رفت که در غياب فرمانفرما [عبدالحسين ميرزا] و فرزندان بزرگش [ نصرت الدوله و سالار لشکر] که در همان دو سه سال درگذشته بودند، بزرگ خانواده فرمانفرمائيان شده بود. آن مرد اعتراف کرد که از سوي نظميه مامور گوش دادن به تلفن هاي نصرت الدوله شده بود، و از آن جا که از حساسيت رييس نظميه درباره اين موضوع خبر داشته، چند روز پي در پي گزارش دروغ داده که نصرت الدوله با سفير فرانسه درباره مسائل پولتيکي حرف زده که از آن ميان نکته هائي درباره مرگ تيمورتاش و سردار اسعد بختياري تکرار شده است.

وقتي آن کارمند شرکت تلفن براي طلب حلاليت نزد محمد ولي ميرزا رفته بود، خود نمي دانست که اين خبر چه غوغائي در سر خانواده اي بزرگ مي سازد. چرا که نظميه وقت بر اساس خفيه نويسي اين کارمند دون پايه شرکت تلفن گزارش موشحي براي اعليحضرت تدارک ديد از [مثلا] مکالمات خصوصي نصرت الدوله با سفير فرانسه، از قضا در همان روزها يکي از نشريات فرانسوي گزارشي عليه حکومت ايران نوشته بود. اين ها در ذهن سرپاس به هم متصل شد. فرمان اعدام فرزند تحصيل کرده و با استعداد فرمانفرما صادر شد که در آن زمان پنجاه ساله بود.

محمد ولي ميرزا وقتي حکايت شنيد سئوالي کرد که در زمان خود کس از کارمند شرکت تلفن نپرسيده بود: آقا فرانسه مي دانيد. مرد گفت: خير قربان.

محمد ولي ميرزا فرمانفرما زير لب گفت: اما تملق به قصد قربت به مقام و قدرت خوب مي داني.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.