زمستان است
نگاه هفته - شنبه 9 دی 1385 [2006.12.30]
مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com
5 دهه پيش، مهدي اخوان ثالث، شاعر بزرگ معاصر براي تصوير استبداد شاهي، شعر جاودانه اي سرود به نام "زمستان است". و اکنون زمستان 1385 با هفته اي آغاز مي شودکه آن شعر را به ياد مي آورد و عواقب استبداد کنوني را براي کشورو مردم ايران در فهرست طويلي از اخبار رقم مي زند.
هفته با تصويب قطعنامه تحريم جمهوري اسلامي در شوراي امنيت سازمان ملل آغاز مي شود. محمود احمدي نژاد که دولت نظامي ـ امنيتي او نقش اساسي در اين تصويب دارد، طبق معمول بلندگوي عوامفريبي را به دست مي گيرد. او خطاب به غرب و شوراي امنيت مي گويد: "به زودي شما از اين اقدام ناچيز و سطحي خود به شدت پشيمان خواهيد شد." حداد عادل که کمي عاقل تر است، نمي داند در "برابر وضع موجود" بخندد يا گريه کند. و اعضاي مجلس تحت رياست او، منوچهر متکي را به جلسه غير علني مي خوانند تا دريابند چه شده است.
اعضاي مجلس تازه متوجه شده اند که "بيهوده به چين و روسيه اعتماد" کرده اند. و بدون اينکه از ميلياردها دلاري که به اين کشورها باج داده شده سخني به ميان بياورند فرياد وامصيبتا برداشته اند.علاءالدين بروجردي، رئيس کميسيون امنيت ملي که با مرکز قدرت رابطه خويشاوندي دارد، هم از برگزاري سمينار هولوکاست در تهران انتقاد مي کند، و هم به شدت سياست خارجي دولت احمدي نژاد را مورد انتقاد قرار مي دهد.او که حتما بيانيه سراسر ستايش گروهي از روحانيون قم از هاشمي رفسنجاني را خوانده است، سئوال با معنايي مطرح مي کند: "چرا در اين زمينه از تجارب ارزشمند هاشمي رفسنجاني و خاتمي استفاده نمي شود؟" مجلس بعد از اين جلسه مصوبه اي را درباره قطعنامه تصويب مي کند که داد حسين شريعتمداري را در مي آورد و آن را خلاف شعارهاي آتشين مي داند. قاعدتا اعضاي مجلس هم مانند علاء الدين بروجردي متوجه شده اند "صدور قطعنامه عليه ايران تحريم هايي را در پي دارد که باعث خواهد شدمشکلات اقتصادي در کشور بيش از پيش شود."
بيانيه ملي ـ مذهبي هاي ايران که امضاي 11 شخصيت برجسته سياسي را بر پاي خود دارد، خطر را بسيار فراتر از اين مي بيند. بيانيه که از"جنگ و تخريب" نگران است، نتيجه مي گيرد: "گو اين كه به نظر ميرسد قطعنامه شوراي امنيت ظاهراً معطوف به منع هرگونه تعاملات در رابطه با تكنولوژي هستهاي و موشكهاي بالستيك و همچنين منع صدور ويزا در رابطه با افراد و متخصصين فعال در اين دو عرصه و بلــوكه كردن داراييهاي مربوط به آن ميباشد، ولي بايد توجه داشت چنان كه از قرائن و شواهد مشاهده ميشود مسئله به همين جا ختم نخواهد شد. در صورتي كه تحريمهاي اعمال شده به نتايج مورد نظر نرسد، مسئله به تدريج روند پلكاني را در پيش خواهد گرفت. طرف مقابل به استناد شكست راهحلهاي مسالمتآميز برآن خواهد شد در جهت بسيج جامعه بينالملل و آماده كردن افكار داخلي خود به منظور اتخاذ تصميمات و اقدامات شديدتر از محدوده ماده 41 منشور گام بردارد كه به نوبه خود فرآيند فاجعهباري را در پي خواهد داشت. به همين جهت اعلام اعزام ناوگان گسترده به منطقه خليجفارس را بايد در اين رابطه و فراتر از يك تهديد سياسي – نظامي تلقي نمود."
عطاء الله مهاجراني که سخنان توني بلر را در سفرهفته قبلش به خاورميانه ارزيابي مي کند، از زاويه اي ديگر به همان نتيجه ملي ـ مذهبي ها مي رسد. نخست وزير انگلستان که خواستار اتحاد کشورهاي ميانه روي عرب عليه جمهوري اسلامي شده بود، گفته است: "ايران مهم ترين خطر براي اين منطقه است." وزير فرهنگ دولت خاتمي که به ناچار ساکن غربت لندن است، مي نويسد "با ايجاد موج مصنوعي قصد صيد ماهي بزرگ تر ر ا دارند." رابرت گيتس، وزير خارجه جديد آمريکا هم از "تقويت حضور نظامي ايالات متحده در خليج فارس" خبر مي دهد. نيروهايي که دارند آماده صيد ماهي بزرگ مي شوند.
خانم کوندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا چنان حر ف مي زند که حضور قويترنيروي نظامي آمريکا در خليج فارس، همان "پيام محکمي" است که "شوراي امنيت به اتفاق آرا"به جمهوري اسلامي داده است. روزنامه آمريکايي کريستين ساينس مانيتور، حرف او را باز مي کند: "قطعنامه 1737 سکوي آمريکا و اروپا براي اقدام هاي بين المللي ديگر عليه ايران است." که به قول وزير خارجه فرانسه اگر "سرکشي" کند، به انزواي کاملش منجر خواهد شد. همان کاري که تندروهاي نظامي ـ امنيتي مشغولش هستندتا سايت "ضد جنگ" بنويسد: "ايران با رد اين قطعنامه عملا جنگ را انتخاب کرده است."
جنگي که اخبار هفته نشان مي دهد جمهوري اسلامي در آن تنها خواهد بود. در آستانه آشتي سوريه -اسراييل که بشار اسد به استقبالش رفت تا کشور خود را از خطر نجان بدهد؛ محمود عباس رئيس حکومت خودگردان فلسطين هم اين هفته به ديدار اوهودالمرت نخست وزير اسراييل مي رود.
دولت عربستان سعودي حاصل تحقيقي را که سفار ش تهيه اش را داده بود، منتشر مي کند: "ايران با حمايت هاي لجستيکي و مالي از احزاب سياسي شيعه در عراق در صدد است تا نوعي «دولت در دولت» در اين کشور به وجود بياورد." و درست در روزهايي که نيروهاي آمريکايي دو مقام امنيتي جمهوري اسلامي را در عراق دستگير کرده اند؛ ژنرال "کادول" که از فرماندهان نظامي- امنيتي امريکا مستقر در عراق است، در گفتگو با نيويورک تايمز مدعي مي شود که اسناد و مدارکي از دستگير شدگان بدست آمده که حکايت از نقش آنها در انتقال مهمات و مواد انفجاري از داخل خاک ايران به عراق دارد.
نيويورک تايمز سپس مي نويسد: "با دستگيري هاي اخير، اکنون ارتش امريکا مستقر در عراق نقشه ها، عکس و نوارهاي ويدئوئي در اختيار دارد که ثابت کننده نقش دستگير شدگان حداقل در يکي از انفجارهاي اخير در عراق است."
دادگاه فدرال آمريکا هم در همين اوضاع و احوال ايران را مسئول انفجار پايگاه"خبر" در سال 1996 مي شناسد.
در هفته اي که زمستان سرد سياسي با آن شروع مي شود، بيانيه 542 نفر از فعالان سياسي، اجتماعي و دانشجويي کشور در اعتراض به سرکوب و افزايش فشار در دانشگاه ها انتشار مي يابد. اعدام هاي اهواز، موج تازه اي را در جهان عليه نقض حقوق بشر در جمهوري اسلامي بر مي انگيزد.
نيروهاي سياسي که تدارک انتخابات مجلس در سال آينده را مي بينند، همچنان درباره انتخابات 24 آذر بحث مي کنند. بهزاد نبوي اين انتخابات را "شکست بزرگ تماميت خواهي" مي داند و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که او عضو برجسته رهبري آن است، در بيانيه تحليلي خود "24 آذر" را "روز شکست اقتدارگرايان پوپوليست" ارزيابي مي کند .سايت انتخاب ـ متعلق به جناح راست ـ هم "بالا پريدن مصباح يزدي از نفر شانزدهم به رده ششم" را نتيجه ريختن آراي کس ديگري به نام او مي داند.
در هفته اي که دولت "مهرورزي"حتي يک کافه را هم نمي تواند تحمل کند و دستور پلمب "کافه تيتر" را مي دهد که توسط دو روزنامه نويس جوان بيکار شده برپا شده بود؛ يک مقام امنيتي از ظهور "هفته اي يک امام زمان قلابي" اظهار نگراني مي کند.
هفته اول "زمستان" به پايان مي رسد، اما هنوز خبرهاي هولناک در راه است. در حاليکه وزير جهاد کشاورزي دولت امنيتي ـ نظامي از "توان ايران براي تامين غذاي 300 ميليون نفر" خبر مي دهد قيمت نفت باز هم سقوط مي کند. دولت عربستان سعودي بودجه سال آينده اش ر ابا احتساب نفت بشکه اي 35 دلارمي بندد. اقتداگرايان هم که خواب شيرين بالا رفتن قيمت نفت را مي ديدند، با خوش خيالي روي بشکه اي 45 دلار حساب مي کنند.
و هنوز، خبرهايي که از يخبندان زمستان امسال مي گويند، ادامه دارند.عباس عبدي مي نويسد که تاکنون 1/ 5 ميليون نامه درخواست کمک از نوع بهزيستي و کميته امدادي به دولت احمدي نژاد رسيده است. و اين تنها بخشي از کساني اند که محتاج حداقل کمک براي ادامه زندگي خود هستند. دولتي هم که قرار بود پول نفت را سر سفره آنان ببرد، در روزهاي آخر هفته اعلام مي کند که يک ميليارد دلار به عراق وام مي دهد. روز چهارشنبه نامه سرگشاده "سنديکاي صنعت برق ايران" به سران سه قوه از بحران صنعت برق خبر مي دهد. اين صنعت در آستانه ورشکستگي کامل است. نامه هشدار مي دهد که کشور در زمستان با "بحران خاموشي" روبرو خواهد شد.
آري زمستان است. زمستاني که تصوير شعر اخوان در قياس با سرما وخاموشي آن به بهار مي ماند.
