درخواست آزادي براي دو تبعه خارجي
از سایت استفان لربیه: - شنبه 9 دی 1385 [2006.12.30]

استفان لربيه، پدري 33 ساله و عاشق ورزش ماهيگيري. از سن 4 سالگي به اين ورزش علاقه مند شد و هميشه اين رؤيا را در سر مي پروراند که يک روز شرکتي در اين رشته ورزشي تأسيس و از اين راه امرار معاش کند. او طي 8 سال زندگي در جزاير آنتيل فرانسه [سن مارتين]، به دليل نداشتن سرمايه کافي اين ورزش را به صورت سرگرمي دنبال کرد، ولي در تمام اين مدت به اين فکر بود که متناسب با امکانات محدود خود، مقصد مناسبي براي تأسيس يک شرکت و تحقق بخشيدن به رؤياي هميشگي اش انتخاب کند.
او پس از تأمل و مشورت هاي فراوان، به کشور امارت متحده عربي رسيد؛ مقصدي تقريباً ناشناس [ازنظر ماهيگيري]، ولي با آينده اي بسيار اميدوارکننده و درخشان. امنيت و آرامش، سطح زندگي و مراحل ساده در تأسيس يک شرکت اين خانواده کوچک فرانسوي را مجذوب خود کرد و آنها در اواخر سال 2004 زندگي جديد خود را دور از وطن و به اميد آينده اي روشن آغاز کردند.
به کمک شما نياز داريم...
پس از 8 ماه فعاليت و درحالي که شرکت کوچک اين خانواده به نام "مارلين آبي" [مارلين: نوعي نيزه ماهي] درحال کسب درآمد کمي بود، استفان به همراه يک توريست آلماني به نام دونالد کلاين توسط قايق گشت نيروي دريايي ايران در تنگه هرمز دستگير و بازداشت شد. آنها هر دو محاکمه و سپس به دليل ورود غيرقانوني به آب هاي مرزي ايران به يک سال و نيم زندان تعزيري محکوم شدند؛ با اينکه وضعيت آنها به سادگي قابل حل بود و گارد ساحلي ايران نيز مي توانست با يک چشم پوشي ساده و نه غيرقانوني، آنها را در ازاي يک جريمه نقدي از آب هاي مرزي ايران خارج کند، ولي حکم دادگاه به محکوميت هاي سنگيني براي اين دو علاقه مند به طبيعت منجر شد.
اکنون استفان در خانه خود حضور ندارد و همسر و دختر او [دو سال ونيمه] بدون درآمد کافي در يک کشور خارجي که تمامي مسايل ازسوي پدر خانواده حل و فصل مي شود، درمانده اند. در مدت 13 ماه حبس استفان، ورونيک همسر او، و لولا دخترش، مشکلات روحي و مادي بسياري را تجربه کرده اند و اکنون تحمل اين وضعيت به واقع بسيار دشوار مي نمايد.
اين سايت با هدف کمک به اين خانواده کوچک طراحي شده تا بلکه بدين طريق کمک معنوي و مادي ناچيزي را براي آنها تأمين نمايد. عليرغم اين تجربه دردآور، انگيزه هاي استفان هنوز به قوت خود باقي اند و او همچنان به ادامه رؤياهاي خود مصمم است. ولي براي انجام اين مهم، خانواده کوچک او بايد حداقل بتوانند سرپا بايستند و اين وضعيت را تحمل کنند و بتوانند حداقل امکانات لازم براي بازسازي زندگي خود را دراختيار داشته باشند.
حقيقت داستان
در سحرگاهان روز 29 نوامبر 2005، استفان لربيه به قصد گذراندن يک روز زيبا از خانه خارج شد و طبيعتاً به دليل ترک خانه قبل از طلوع آفتاب، همسر و دخترش او را مشايعت نکردند. ساعت 6 صبح، دوست او به همراه يک توريست آلماني [دونالد کلاين] در "پلاژ ساحلي فلامينگو" واقع در اميرنشين ام القوين و در کنار قايق استفان منتظر رسيدن او هستند. دريا بسيار آرام است. استفان از مصاحبت با دونالد لذت مي برد. او مانند توريست هاي ديگر نيست؛ توريست هاي فرانسوي، روسي و حتي اماراتي که او قبلاً همراهي کرده است. اين هنرمند مجسمه ساز در سن 52 سالگي در تمامي درياهاي جهان ماهيگيري کرده و اگر استفان و دونالد داراي زبان مشترکي در هنر نباشند، مطمئناً از دريا و ماهيگيري حرف هاي زيادي براي گفتن به يکديگر دارند: ماهيگيري و دریا.
استفان براي اولين بار مطلع شده که شرکت کوچکش در فعاليت هاي سالانه سود متوسطي کسب کرده و اکنون آينده را بسيار درخشان مي بيند. او در مدت 8 سال زندگي در جزيره سن مارتين ديوانه وار کار کرده و هر چه را که به دست آورده در راه تأسيس اين شرکت و خريد قايق ماهيگيري گذاشته است.
قايق را به سوي شرق مي راند و پس از مدت کوتاهي در محلي مناسب براي ماهيگيري توقف مي کنند. پس از يک ساعت تلاش بي ثمر، هر دو به اين نتيجه مي رسند که تجمع انبوه تري از ماهي ها بيابند، ولي باز هم بي نتيجه است. در اين لحظه، آنها در جنوب جزيره ابوموسي واقع در تنگه هرمز هستند. هر ماهيگير خوبي مي داند که يک جزيره معمولاً تجمعات بزرگي از ماهيان را در اطراف خود پناه مي دهد. با نزديک شدن به اين جزيره، هر دو مطمئن مي شوند که صيد فراواني در انتظار آنهاست. کاملاً همين طور است. با هر قلابي که به آب مي اندازند، يک ماهي به صيد مي افتد و آخرين عکس آنها گواه اين ماجراست.
در نقشه دريايي استفان، جزيره ابوموسي به عنوان خاک امارات درنظر گرفته شده است. زماني که استفان مجدداً قلاب خود را به آب مي اندازد، يک قايق گشت متعلق به نيروي دريايي ايران به آنها نزديک و سپس چند نظامي وارد قايق آنها مي شوند. نظاميان به اين دو خارجي مي فهمانند که به آب هاي مرزي ايران وارد شده اند. استفان اعتراض مي کند و نقشه اي را که در دوبي خريده به آنها نشان مي دهد. کاري نمي توان کرد. آنها دستگير شده و قايق شان نيز به جزيره ابوموسي يدک کشيده مي شود.
در دوبي شب فرا رسيده، ولي استفان هنوز از سرکار بازنگشته. او هميشه قبل از غروب آفتاب به منزل مي آمده و اکنون همسرش مطمئن مي شود که اتفاقي افتاده است. ورونيک مي گويد: "با تلفن همراهش تماس گرفتم، ولي جواب نداد." او با گارد ساحلي ام القوين تماس مي گيرد و آنها جستجوي خود را آغاز مي کنند. ورونيک دو روز تمام را در سکوت و اضطراب مي گذراند. تنها اميد او اين است که هيچ باد تند يا طوفاني در منطقه گزارش نشده؛ پس دليلي وجود ندارد که در دريا اتفاقي براي استفان افتاده باشد.
ورونيک در پايان روز دوم به بندر شارجه مي رود تا ازطريق لنچ هايي که در مسير شارجه-ابوموسي تردد مي کند، خود را به اين جزيره برساند. او مي داند که در گذشته يک زوج انگليسي و همچنين ماهيگيران بومي، در اين منطقه که ايران و امارات بر سر آن اختلاف ديرينه دارند دستگير شده اند که البته هيچ يک از آنها بيش از يک هفته در بازداشت نبوده اند. او عکسي از استفان و عکس ديگري از قايق او را به ناخداي لنچ نشان مي دهد و خوشبختانه ناخدا از اين ماجرا چيزهايي مي داند. او قايق استفان را در ساحل ابوموسي ديده و از اطرافيان شنيده است که دو خارجي توسط نيروهاي ايراني دستگير شده اند.
يک هفته بعد، سفارت فرانسه در تهران خبر زنداني شدن استفان و دونالد را تأييد مي کند. آنها را به بندرعباس منتقل کرده اند تا بزودي در آنجا محاکمه شوند، ولي بايد تا تاريخ 12 دسامبر منتظر ماند تا ديپلمات هاي آلماني و فرانسوي بتوانند براي اولين بار آنها را ملاقات کنند. پس از آن، هفته ها مي گذرند و هيچ خبري از آنها نيست. پس از مدتي، ورونيک مطلع مي شود که دادگاه آنها در تاريخ 5 ژانويه برگزار خواهد شد. يک اتهام جاسوسي نيز بر آنها وارد است. ورونيک اميد دارد که در جلسه دادرسي اين سوء تفاهمات حل و فصل شوند. شوهر او هيچ مشابهتی با يک جاسوس ندارد و دارای نيت خصمانه اي نيز نيست. اگر به آب هاي مرزي ايران وارد شده، دليل آن صرفاً بي اطلاعي است و بس.
روز دادگاه فرا مي رسد و استفان همچنان اظهار مي دارد که بيگناه است. ولي در نهايت در تاريخ 18 ژانويه حکم دادگاه اعلام و استفان لربيه به همراه دونالد کلاين به 18 ماه زندان محکوم مي شوند.
اکنون استفان از خانواده خود دور است و شاهد بزرگ شدن دختر کوچکش در اين سن نيست. او بسيار نحيف شده، ولي هنوز روحيه خود را حفظ کرده است. مي گويد که در ايران با او خوشرفتاري مي شود و به طور مرتب تحت معاينه پزشک قرار دارد. حتي هم بندهاي او در زندان از آنچه که بر او گذشته است اظهار تأسف مي کنند.
در تاريخ 6 فوريه، وکلاي اين دو تبعه خارجي تقاضاي فرجام مي کنند. ورونيک نگران اين است که قاضي هاي جديد پرونده نيز سخت گير باشند و سپس از دولت ايران التماس مي کند شوهرش را که ناخواسته وارد آبهاي مرزي ايران شده مورد عفو قرار دهند و به يک مادر و دختر کوچک که از نظر معنوي و مادي شرايط بسيار سختي را مي گذرانند، رحم کنند. اکنون به دليل عدم حضور استفان در امارات متحده، اجازه اقامت آنها دچار مشکل شده است، ولي با تلاش و ميانجيگري کنسولگري فرانسه دولت امارات رواديد آنها را تمديد مي کند و مهلت پرداخت مجوز کار استفان را به تعويق مي اندازد.
ولي مشکلات بسيار ديگري کماکان بر قوت خود باقي هستند: اجاره خانه در امارات و هزينه زندگي؛ حق الزحمه وکيل مدافع؛ هزينه بيمه و سفر به ايران و... . ورونيک و دختر کوچکش در اين شرايط به بندرعباس رفتند تا در دادگاه استفان شرکت کنند. او درحالي که لولا را به بغل گرفته خطاب به قاضي پرونده مي گويد: "آينده دخترم در دستان شماست." ولي متأسفانه سخت گيري قاضي همان گونه است که انتظار مي رفت و محکوميت اين دو تبعه خارجي به 18 ماه حبس در تاريخ 15 مارس تأييد مي شود و بدتر از آن اينکه آنها را به تهران و به زندان "متأسفانه معروف" اوين منتقل مي کنند. بالاخره استفان در تاريخ 21 مارس تماس مي گيرد و مي گويد که در شرايط خوبي هستند و اجازه دارند که 2 بار در روز تماس تلفني داشته باشند، ولي فعلاً اجازه ملاقات ندارند.
مراجعه به سفارت ايران در پاريس
علي آهني، سفير ايران در پاريس اظهار مي دارد که درخصوص اين پرونده و آزادي استفان لربيه "نظر مساعد" داده است. او دراين رابطه مي گويد: "من اخيراً نامه خانم لربيه را که در آن براي شوهرش تقاضاي عفو کرده بود، به همراه نظر مساعد خود به تهران فرستاده ام. به هرحال، جاي تأسف دارد که چنين مسأله اي بر روابط دوطرفه فرانسه و ايران تأثير بد بگذارد."
ژان باپتيست ماتئي، سخنگوي وزارت امور خارجه فرانسه نيز مي گويد: "اميدوارم که اين اظهارات باعث آزادي سريع هموطن ما و آقاي دونالد کلاين [توريست آلماني] شود." وي در ادامه مي افزايد: "آقاي آهني به وزارت امور خارجه فرانسه فراخوانده شد و به او اعلام کرديم که نسبت به وضعيت اين دو زنداني بسيار نگران هستيم و محکوميت آنها به هيچ وجه با جرمي که مرتکب شده اند تناسب ندارد."
به دنبال درخواست دولت فرانسه براي آزادي آنها و مخالفت سيستم قضايي ايران، پاريس با اشاره به ابعاد سياسي اين مسأله در بحبوحه بحران هسته اي ايران اعلام کرد: "بسيار متأسفيم که اين درخواست جديد نيز رد شد و کماکان سؤالات بسياري نسبت به انگيزه موجود در اين مخالفت ها باقي ماند."
آقاي آهني نيز به نوبه خود در روزنامه فيگارو خاطرنشان کرد که "اين پرونده صرفاً يک پرونده قضايي و کنسولي است" و همچنين افزود که چنين جرمي مي توانست تا 3 سال زندان به همراه داشته باشد و درواقع سيستم قضايي ايران آن را براي آقايان لربيه و کلاين کاهش داده است.
ملاقات شخصيت هاي فرانسوي
به دنبال ملاقات جک لانگ، وزير پيشين فرهنگ فرانسه و نماينده سوسياليست پارلمان اين کشور، از استفان لربيه [در زندان اوين] که به نوبه خود اقدامي بي سابقه بوده است، آقاي زاويه دورو، يکي ديگر از نمايندگان مجلس نيز طي مأموريت خود به تهران تلاش کرد تا آزادي اين ماهيگير جوان را تسريع بخشد.
يک ماهيگير الزاماً نمي تواند به طور روزانه به "اسرار ژئوپليتيکي" پي ببرد. جزيره ابوموسي به دليل اقليمي که در اطراف خود دارد، گونه هاي بسيار متفاوتي از ماهي ها را به آبهاي خود جذب مي کند که براي هر ماهيگيري بسيار اغواکننده است. ولي پس از مدتي استفان و دونالد بازداشت مي شوند و با چشمان بسته تحت بازجويي قرار مي گيرند: سؤالاتي درخصوص تجربه نظامي اين دو تبعه خارجي.
استفان لربيه خدمت سربازي خود را نزد هنگ "شکارچيان آلپ" گذرانده است؛ هنگي از نخبگان پياده نظام ارتش فرانسه که در کوهستان براي انجام مانورهاي بسيار سريع به آموزش هاي نظامي مي پردازند. اين هنگ داراي سه گردان است که پايگاه هاي آنها در کوهستان آلپ فرانسه قرار دارند. افسران نيروي دريايي ايران به آموزش هاي نظامي استفان درخصوص زندگي در ارتفاعات بالا علاقه بسياري نشان مي دهند؛ تجربه اي که بي شک در بيابان هاي شبه جزيره عربستان جايگاهي ندارد. پس از مدتي بازجويي افسران اطلاعاتي ايران به اين مهم پي مي برند که اين دو خارجي مطمئناً جاسوس نيستند.
به همين دليل وظيفه قضاوت در مورد پرونده آنها به دادگاه مدني بندرعباس واگذار مي شود و پس از آن محکوميت 18 ماه حبس. به راستي که ماهيگيري يک ورزش پرهزينه است تا جايي که حتي بايد بهاي آن را با تحمل حبس هاي طولاني پرداخت. به واقع چرا "سرزمين هزار و يک شب" براي توريست ها تا اين حد خطرناک مي نمايد؟
نامه درخواست عفو استفان
لولا، کودک دو ساله و نيمه: "پدرم در ايران زنداني است."
استفان لربيه، هموطن ما به دليل ورود غيرقانوني به آب هاي مرزي جمهوري اسلامي ايران به يک سال و نيم زندان تعزيري محکوم شده. و اين درحالي است که وي به همراه توريست آلماني، دونالد کلاين، در تنگه هرمز ماهيگيري مي کرده است.
هموطن ما دزدي نکرده، کلاهبرداري نکرده و هيچ کس را هم به قتل نرسانده... او مدت کمي است که در اين منطقه سکونت يافته و به همراه همسرش ورونيک و دختر کوچکش لولا ازطريق ورزش ماهيگيري امرار معاش مي کرد.
او سهواً از مرز آبي که دو کشور ايران و امارات را جدا مي کند عبور کرده و آن هم به دليل عدم شناخت کافي و بي تجربگي در منطقه خليج فارس بوده است. استفان لربيه و دونالد کلاين، توريست آلماني که به صورت بسيار اتفاقي در اين ماجرا گرفتار شده، از تاريخ 29 نوامبر 2005 به حبس هاي طولاني مدت محکوم شده اند. درحالي که کشورهاي ديگر نسبت به يکچنين اقدامي، صرفاً در ازاي پرداخت جريمه توسط شخص خاطي، او را مجدداً به خروج از مرز دعوت و هدايت مي کنند.
با توجه به اين مسأله که اکنون بيش از 13 ماه مي شود که اين دو در ايران زنداني هستند، از مقامات و مسؤولين ايراني عاجزانه درخواست مي کنيم که:
- بخاطر همسر و فرزند خردسال هموطن ما که امروز بدون هيچ درآمدي در يک کشور خارجي، محروم از هرگونه ثبات خانوادگي، بسر مي برند و تقاضاي بخشش آنها از جمهوري اسلامي نيز تاکنون هيچ نتيجه اي دربر نداشته،
- بخاطر احترام به روابطي که از ديرباز بين فرانسه و ايران وجود دارد واخيراً به دليل اين سوء تفاهم قدري مخدوش شده،
- و همچنين بخاطر احترام به دوستي ديرينه مردم ايران و فرانسه،
نسبت به هموطن ما استفان لربيه و توريست آلماني دونالد کلاين بخشش قائل شده و اين دو را آزاد نمايند.
فراموش نکنيم که لولا، دختر کوچک دو ساله و نيمه استفان لربيه، براي رشد و بالندگي خود به محبت پدر نياز دارد...
آدرس اينترنتي اين عريضه: www.ipetitions.com/petition/lherbier-klein-iran
سايت شخصي استفان لربيه: www.helpstephanelherbier.org
منبع: سايت شخصي لربيه، 27 دسامبر 2006
مترجم: علي جواهرفروش
alijava_rooz@yahoo.es
