رقیب اصلی چراغ خاموش می آید
علي اصغر سيدآبادي - چهارشنبه 15 آذر 1385 [2006.12.06]

رقيب اصلي چراغ خاموش مي آيد، هم چنان که در انتخابات شوراهاي دوم اين کار را کرد و همچنان که در انتخابات رياست جمهوري اين کار را کرد و نتيجه گرفت. دعواي اين روزهاي اصولگرايان هم در اين ماجرا به نظرم تاثيري ندارد. رقيب اصلي مي داند که نتيجه انتخابات را فهرست اصولگرايان و شوراي معتمدين و هوادارا قاليباف و... تعيين نمي کند و آنان فقط بخشي از آراي اصلاح طلبان را مي گيرند. رقيب اصلي در حالي که بقيه اصولگرايان به جنگ زرگري يا واقعي مشغول اند، دارد کار خود را مي کند و نيروهاي پيدا و پنهانش را سازماندهي مي کند تا معجزه دوم هزاره سوم را رقم بزند و در همين حال برخي به خيال اين که برنده اين بازي هواداران قاليباف اند و با انتخاب قاليباف دعواي ميان حاکميت افزايش مي يابد، بر کناره نشستن و تماشا را پيشنهاد مي کنند و يا حتي راي به هواداران قاليباف را.
نمي خواهم با ساختن تصوير هولناکي از رقيب، خود و ديگران را به راي دادن مجاب کنم که پيش از اين در روز چهارم تير، آن روزي که نوميدي موج مي زد و همه نگران فردا بودند، من نظر ديگري داشتم و همان روزها هم در هنوز ثبتش کردم و هنوز فکر مي کنم که "هزار باده ناخورده در رگ تاک است" و اگر اصلاح طلبان موفق نشدند کار زيادي از پيش ببرند، بنياد گرايان هم نمي توانند و اتفاقا نکته عميق و غايب از تحليل برخي از بزرگاني که به آن ها ارادت دارم، اين جاست. تا توافق عمومي روي چيزي نباشد، ممکن نمي شود و فعلا در فضايي که ما هستيم از چنين توافقي خبري نيست، زيرا اغلب اين يزرگواران به گونه اي سخن مي گويند که انگار سياست امري فردي است. آقاي عبدي فکر مي کند اگر به ايده هاي او توجه مي شد در جايي جز اين جا بوديم، آقاي گنجي خيال مي کند اگر بهمان مي کرديم در جاي بهتري بوديم و هرکس جدا جدا ايده اي دارد و بر اساسش برنامه اي پيشنهاد مي کند، اما به اين نکته کوجک نمي انديشيند که چرا نمي توانند حتي دوستان نزديک خود را مجاب کنند و وقتي نمي توانند آنان را مجاب کنند چگونه مي توانند، مردم را مجاب کنند؟ البته اين نکته را توضيح بدهم که حق هر کسي است که در مقام يک روشنفکر، ديدگاه ها و ايده هاي خود را بيان کند، اما کنش گران سياسي به نظرم، در تصميم گيري هاي خود نمي توانند سياست را امري فردي بدانند، براي همين است که به نظرم نظر بد احزاب بر نظر به ظاهر خوب افراد ارجحيت دارد، زيرا پشتوانه اي از توافق حتي اندک با خود دارد و نتيجه مخالفت ها و موافقت هاي بسيار است.
رقيب اصلي چراغ خاموش مي آيد. اين را نظر سنجي ها ي معتبر مي گويند. هواداران قاليباف در رقابت اصلي حضور ندارند. اين را هم نظر سنجي هاي معتبر مي گويند. رقابت اصلي بين هواداران خاتمي و هواداران احمدي نژاد است، با فاصله اي بسيار کم. اين را هم نظر سنجي هاي معتبر مي گويند. نظر سنجي هايي که توسط چند نهاد به صورت جدا جدا انجام شده است. نظر سنجي ها نشان مي دهند که آراي هواداران شهردار پايين تر از هواداران احمدي نژاد و اصلاح طلبان است و رقابت اصلي بين اصلاح طلبان و هواداران احمدي نژاد است.
به نظرم هر تحليلي بايد بر اين مبنا صورت بگيرد. من کاري ندارم که احمدي نژاد و يارانش چه چهره اي دارند و چه مي کنند و چه بر سر ما مي آيد، اما مطمئنم که پيروزي آن ها اين جريان را تقويت مي کند و جرياني که راي مردمي داشته باشد مي تواند در مقابل فشار هاي خارجي هم بياستد. اين را براي کساني مي نويسم که خيال مي کنند، براي ايران هم مي توانند سرنوشتي مثل عراق پيش بيني کنند.
با اين حساب فکر مي کنم ما که به همين روزن کوچک اميد بسته ايم و فکر مي کنيم راهي به رهايي جز باز تر کردن همين روزن نيست، بايد بيش تر کوشش کنيم. من در مقايسه با هنر و ادبيات علاقه زيادي به سياست ندارم و رمان خواندن و نمايش ديدن و سينما رفتن را به کنش سياسي ترجيح مي دهم و هيچ هفته اي در زندگي ام سراغ ندارم که بدون اين ها گذشته باشد، اما اين هفته و هفته بعد همه اين ها را تعطيل مي کنم. اگر بخواهيم بنياد گرايي در ايران تويت نشود، هيچ راه ديگري نداريم. بسياري از بستگان، خانواده ها، دوستان، همسايه ها و همه کساني که با آن ها سرو کار داريم، براي آراي خود برنامه اي ندارند و باري به هر جهت راي مي دهند، مي توانيم با اين ها صحبت کنيم، از همين حالا.
منبع: وبلاگ هنوز
