نيروهاي غيبي
نگاه هفته - پنجشنبه 9 آذر 1385 [2006.11.30]
مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com
هفته اول "آذر ماه آخر پاييز" با انتشار عکس هاي رهبر جمهوري اسلامي ايران در حلقه نظاميان آغاز شد. برخي ناظران اين تصاوير را با دوران بنيانگزار جمهوري اسلامي مقايسه کردند که همواره در ميان روحانيون بود و به استناد سخنان محسن رضايي از آغاز "دوران جديدي" در جمهوري اسلامي خبر دادند. دوراني که نظاميان در مرکز قدرتي قرار گرفته اند که فرماندهي آن در "بيت رهبري" است.
رهبر جمهوري اسلامي هم که به نوشته نيويورک تايمز در"پناه فرماندهان نظامي" سخن مي گفت از "حکومت سپاهي" دفاع کرد. او گفت: "برخي تفکرات شبه روشنفکري مبني بر مخالفت با نظامي گري تفکري انحرافي است. نبايد نظاميان جمهوري اسلامي با نظاميان خشن آمريکايي و اسراييلي مقايسه شوند."
محمود احمدي نژاد هم که رئيس جمهور برکشيده فرماندهان نظامي است، چفيه بر گردن در حلقه آنها عکس گرفت.سردار سرتيپ پاسدار محمد نجار، وزير دفاع دولت هم که يکي از آن فرماندهان است، چفيه عربي را نشانه "مبارزه با ظلم و ستم" خواند و اعلام داشت: "حضور معجزه ساز بسيج در انتخابات آينده تکرار مي شود."
منظور او انتخابات همزمان مجلس خبرگان و شوراهاست که دو هفته ديگر برگزار مي شود و وزير کشور ـ مصطفي پور محمدي ـ براي آن صندوق هاي رنگارنگ راي تدارک ديده است تا "نشاط" و "تنوع" را چاشني "انتصاباتي" کند که در لباس "انتخابات" عرضه مي شود.
فرماندهان حاکم بر ايران هم که بايد نشان بدهند مانند نظاميان آمريکايي و اسراييلي نيستند، اين هفته چند سند ديگر را به ثبت تاريخ دادند. همفکران آنها در شوراي نگهبان در خبرگان و شوراها دو صافي ريز و درشت را به کار گرفتند. مصطفي معين، وزير علوم دولت خاتمي و نامزد شکست داده شده انتخابات رياست جمهوري در اصفهان گفت: "انتخاباتي که يک عده را فيلتر کند، آزاد نيست."
و صافي ريز شوراي نگهبان چنان نامزدهاي مجلس خبرگان را سرند کرد که به گفته مهدي کروبي حتي "دو برابر نامزدهاي مورد نياز" هم تاييد صلاحيت نشدند تا حداقل "رقابت" معنا پيدا کند. اصلاح طلبان درون حکومتي و از جمله دو ارگان روحاني براي اولين بار اعلام کردند دليلي براي شرکت در انتخابات نمي بينند. اما کروبي و حزب اعتماد ملي در انتخاباتي شرکت کردند که در صدر دو فهرست اصلي آن هاشمي رفسنجاني و مصباح يزدي قرار دارند.
سيد احمد خاتمي، از تندروترين طرفداران مصباح يزدي هم از ماهيت مجلس خبرگان جديد خبر داد: "شورا و مشورت، بي شورا و مشورت. حتي يک رهبري که نمره اش کمي پايين تر از رهبري فعلي نظام باشد، بر شورايي شدن رهبري ارجحيت دارد."
صافي درشت در انتخابات شوراها به کار گرفته شد که برخلاف مجلس خبرگان در شمار ارکان اصلي و تعيين کننده نيست. با وجود رد صلاحيت هاي گسترده به ويژه در شهرستان ها، ليست کم رمقي باقي ماند که اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي بر سر آن توافق کردند.
شايد به دليل همين اتفاق بود که دبيرکل جبهه مشارکت گفت: "ماه عسل دولت رو به اتمام است. همگرايي مطلوبي بين اصلاح طلبان ايجاد شده است."
حسين شريعتمداري هم از شرايط متفاوتي در اردوي "طالبان ايراني" خبر داد. او در کيهان نوشت: "همزمان با درس آموزي جبهه اصلاحات از گذشته و پايين آمدن از پله هاي نردبام غرور، عزيزان اصولگرا پاي بر اين نردبام نهاده و بي توجه به واقعيات موجود از پله هاي آن بالا مي روند."
سايت امروز هم که ديدگاه هاي اصلاح طلبان حکومتي را بازتاب مي دهد، در تمام روزهاي هفته، جاي اصلي را به اختلافات ميان اصولگرايان اختصاص داد. هنوز معلوم نيست اين اختلافات ناشي از مسابقه دستيابي به قدرت و ثروت است و يا بخشي از برنامه "چند لايه و پيچيده اي" است که اجرا مي شود تا "معجزه بسيج" تکرار شود و يا به گفته کروبي "نيروهاي غيبي" را به ياري فرماندهان حاکم بر ايران بياورد.
فرماندهاني که قلع و قمع نامزدها، تنها نشانه مهرباني آنها نبود. در اين هفته سياست"مشت آهنين" در داخل کشور دنبال شد. اوايل هفته صدور حکم بازنشستگي براي 53 استاد دانشگاه علم و صنعت به موضوع مورد بحث محافل سياسي مبدل گرديد که برخي از آنهابه ياد "انقلاب فرهنگي به سبک چين" افتاده بودند. اين استادان که اکثرشان داراي "وزن علمي بالا" هستند روانه خانه شدند تا جاي خود را به استادهاي دلخواه "فرماندهان نظامي مهربان" بدهند.
سازمان گزارشگران بدون مرز هم در اعلاميه اي که " ايران را زندان بزرگ روزنامه نگاران" معرفي کرد، فهرست طولاني روزنامه نگاران بيکار را در اختيار عموم گذاشت. روزنامه نگاراني که ظاهرا اعضاي خبرگزاري ايلنا هم بايد به آنها بپيوندند. اين هفته تلاش دولت مهرورزي براي از کار انداختن اين خبرگزاري که هنوز" برخي اخبار کم رمق کارگري" را منعکس مي کند، شکل امنيتي به خود گرفت.
سياست خارجي تهديد و نشان دادن دستکش مخملين ادامه يافت.به نوشته مجله تايم، ايران و آمريکا"سيگنال هاي متفاوت" ارسال کردند. هم سخن از حمله نظامي بود و هم حرف از مذاکره مي رفت.
جلال طالباني همان طور که انتظار مي رفت به تهران آمد. ناظران استقبال از او را "سرد" ارزيابي کردند. سوريه هم که طبق نقشه دولت احمدي نژاد براي حضور در نشست سه جانبه تهران دعوت شده بود، پاسخي به اين دعوت نداد. سايت آفتاب نوشت: "در شرايط کنوني به نظر مي رسد سوريه بيشتر از آنکه به فکر حفظ اتحاد خود با ايران باشد به دنبال گشودن راهي براي مذاکره با آمريکاست."
جلال طالباني هم در ديدار با رهبر جمهوري اسلامي"عوامل نا امني و کشتار مردم در عراق را کساني دانست که از عراق دمکراتيک و نوين با دولتي مردمي به شدت نگرانند."
طبق روال مرسوم جمهوري اسلامي، از مضمون اصلي مذاکرات جلال طالباني و نتايج آن، هيچ خبري منتشر نشد. اما جرج دبليو بوش در آستانه کنفرانس سران ناتو گفت:" عراق به ايران پيغام داده که راحت مان بگذاريد."
بوش در اجلاس ناتو که در خاک اتحاد شوروي سابق ـ ريکا، پايتخت جمهوري ليتواني ـ برپا شد و بر سر طرح جديدي براي افغانستان به توافق کامل رسيد، خواستار پايان دخالت جمهوري اسلامي در عراق و لبنان شد و توقف غني سازي را پيش شرط مذاکره با ايران دانست.
سايت آفتاب به نقل از نيويورک تايمز نوشت:"بوش با طرح جيمز بيکر" مخالفت کرده است. استفان هيدلي، مشاور امنيت ملي بوش گفت:" مسئله اين است که چه شرايطي بايد ايجاد شود تا سوريه و ايران حاضر به ايجاد تغيير 180 درجه اي در سياست هاي خود شوند."
در هفته اي که در روزهاي آخر آن پيش نويس قطعنامه تازه براي تحريم جمهوري اسلامي آماده شد و منابع اطلاعاتي اسراييل و عربستان سعودي اعلام کردند که ايران همچنان از طريق سوريه به تسليح حزب الله لبنان ادامه مي دهد، همه چيز به جايي که پيش از پيروزي دمکرات ها بود، برگشت.
