Rooz

پيروزی دموکرات ها؛ دلخوشی تازه تهران

متن گزارش برژينسکی – گيتس درباره ايران اميد معماريان - حميد احدی o.memarian@roozonline.com - یکشنبه 21 آبان 1385 [2006.11.12]

po_memarian_01.jpg
يک روز بعد از پيروزی دموکراتها در انتخابات مياندوره ای مجلسين آمريکا، امامان جمعه و رسانه های حکومتی و هوادار دولت، در تبليغاتی هماهنگ شکست جمهوری خواهان را پيروزی ايرانيان خوانده و با تمام نيرو به مانور بر آن مشغولند، اما ورای اين تبليغات کارشناسان سياسی به بررسی اسناد و داده ها و از جمله خواست های دموکرات های آمريکا انگشت نهاده و می کوشند از آن ميان استخراج کنند که آيا مساله ايران و تغيير حکومت و حمله نظامی به طور کلی از دستور حکومت آمريکا خارج می شود يا نه.
gates_b.jpg

در اولین واکنش به پيروزی دموکرات ها در انتخابات مياندوره ای آمريکا، روزنامه کيهان که معمولا نظر بالاترين تصميم گيرندگان جمهوری اسلامی را منعکس می کند نوشت اين پيروزی از نظر ما نه بدان دليل مهم است که دموکرات ها فرقی با جمهوری خواهان دارند بلکه هر عاملی که جامعه آمريکا را فشل کند به سود ماست و اينک که دو حزب با يکديگر درگير خواهند شد فرصتی است برای نفس کشيدن ديگران.

در دومين روز رسانه ملی و امامان جمعه سرمشق ديگری را تکرار کردند. همان که رييس جمهور احمدی نژاد نيز در سخنرانی برای جوانان ياخچی آباد گفت اين نتيجه نشان می دهد که مردم آمريکا هم به جان آمده اند و سياست های جنگ طلبانه بوش شکست خورده است. اما حسين شريعتمداری مدير روزنامه کيهان با عنوان "کابوی در آخر خط" برای هزارمين بار در سال های اخير سقوط حکومت آمريکا را قطعی دانست و نوشته آن چه در انتخابات مياندوره ای کنگره آمريکا رخ داد فراتر از از محدوده دو حزب بود. به نظر وی تغييراتي كه پيش از اين به گونه اي كمرنگ در اسپانيا، ايتاليا و اخيراً در انگليس، نشانه هايي از آن بروز كرده بود و در آمريكاي لاتين علائم آشكارتر آن ديده مي شود، حكايت از آن دارند كه دوران سلطه «كابوي» های تندرو چه دموكرات و چه جمهوريخواه آن، بر جهان در حال طي شدن است و اين يكي ديگر از صدها، بلكه هزاران نشانه عصر خميني است. عصري كه با ظهور خميني كبير آغاز شد.

در اين ميان کسانی مانند محمد امامی کاشانی، امام جمعه موقت تهران از ياد بردند که دموکرات ها گرچه با حمله نظامی به ايران و گشودن جبهه نظامی تازه ای برای آمريکا قبل از حل ماجرای عراق مخالفند اما در امور مربوط به دموکراسی، مقابله با تروريستم و ناامنی بر جمهوری خواهان پيشی دارند. آقای امامی کاشانی گفت "در حزب جمهوريخواه بوش گوشها کر بود و صداها را نمی ‌شنيد، آنها نه صدای دنيا را می ‌شنيدند و نه صدای مردم آمريکا را، در نهايت اين بی ‌اعتناييها کار خود را کرد و حتی يک مشت الفاظ دروغين آنها مثل دموکراسی، مقابله با تروريسم و مقابله با نا امنی هم کاری برايشان نکرد".

اما آن چه از ديد کارشناسان سياسی ايران و اروپا پنهان نبوده، تغيير وزير دفاع و انتخاب رابرت گيتس به جای رونالد رامزفيلدست که باعث شده است بسياری از نشريات جناح راست در ايران همين موضوع را نشانه پايان جنگ عراق و دوران جنگ طلبان ديده اند. امری که برای اثبات آن راهی دراز بايد پيموده شود.

دکتر ابراهيم يزدی وزير خارجه دوم جمهوری اسلامی [در دولت بازرگان] در رابطه با همين تحليل ها گفته است دولت آمریکا به همراه دولت های اروپایی در چهار موضوع با ایران اختلاف دارند که عبارتند از؛ فعالیت های هسته ای، نقض مستمر حقوق بشر، مخالفت با صلح خاورمیانه و حمایت از تروریسم. که اين بين هر دو حزب مشترک است و آن ها مواضع مشترکی عليه ايران دارند.

دبيرکل نهضت آزادی که به علت سال های طولانی اقامت در آمريکا و فعاليت های سياسی، با بافت و ترکيب سياست خارجی آن کشور و عملکرد عوامل موثر در آن آشناست تاکيد خود را بر گزارشی گذاشته که دو سال پیش شورای روابط خارجی آمریکا [ که گروهی فوق حزبی است و چند ماه پيش از روی الگوی آن نهادی به عنوان سياست های راهبردی خارجی با عضويت چند وزير با سابقه در ايران راه اندازی شد] به یک گروه 22 نفره سفارش داد تا زیر نظر برژینسکی[ دبير شورای امنيت ملی دولت کارتر و درگير در انقلاب ايران و گروگان گيری]، رابرت گیتس [ رييس سازمان سيا که افتضاح ايران – کنترا در دوران رونالد ريگان در زمان وی رخ داد] اوضاع ایران و راهکارهای بهتر ايالات متحده برای تعامل با تهران را بررسی کنند.

اين گزارش [ که "روز" همراه شماره امروز خود آن را منعکس می کند تا خوانندگان علاقه مند و پی گير بتوانند به اين سند دسترسی داشته باشند ] در تهران ترجمه شده و در اختيار مقامات تصميم گيرنده هست، از آن جهت در دو روز گذشته در تهران دست به دست می گردد که رابرت گيتس از جانب جورج بوش به عنوان جانشين رمزفيلد معرفی شده است. در گزارش هفتاد صفحه ای این گروه، مسائل ایران در ابعاد گوناگون با توجه به همان چهار موضوع مورد اختلاف بررسی شده و در نهایت به صورت توصیه های مشخصی برای تدوین کنندگان سیاست خارجی آمریکا در آمده است. گمان اين که رابرت گيتس امکان خواهد داشت در وزارت دفاع خود گزارش مزبور را مو به مو به اجرا بگذارد گرچه بيش از اندازه خوش بينانه است اما سرخط روشنی است که از آن تهران می کوشد سياست آينده آمريکا را اندازه گيری کنند و مهم تر از همه اين که مطمئن شوند در دو سال باقی مانده جمهوری خواهان حرکت تندی عليه نظام جمهوری اسلامی به وقوع نخواهد پيوست. اما نکته مهم تر همان است که دکتر يزدی بر آن انگشت می نهد. هنوز معلوم نيست دموکرات ها که اکثريت هر دو مجلس را در اختيار گرفته اند بگذارند رابرت گيتس رييس سابق سيا و درگير افتضاح ايران – کنترا به شغل مهم وزارت دفاع منصوب شود. چه بسا اينک بهترين موقع باشد که دموکرات ها آمدن و قدرت خود را به رخ افکارعمومی بکشانند و جای رمزفيلد را به شخصيتی آرام تر از گيتس بسپارند.

در گزارش گيتس – برژيتسکی، قطع کامل غنی سازی اورانیوم توسط ایران مورد تاکيدست اما به موازات آن ادامه ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر توسط روسیه، با شرط تحویل سوخت هسته ای توسط مسکو و برگشت زباله های آن مورد تایید گرفته است. تجدیدنظر در سیاست های فعلی آمریکا توصیه شده است، و تاکید شده که تلاش آمریکا برای سرنگونی رژیم ایران از راه حمله نظامی از خارج موفقیت آمیز نیست.

پرونده هسته ای
همزمان با اعلام ننيجه انتخابات مياندوره ای آمريکا، ايران سفر منوچهر متکی را به مسکو به هم زد و به جايش علی لاريجانی را که خود گفته همه کار پرونده هسته ای دست من است، به مسکو فرستاد که در عين حال با ولاديمير پوتين هم ديداری کند که می تواند تحولی در روند پرونده هسته ای باشد.

اتخاذ ابتکار عمل گفت وگو بین روسیه وایران نیز در چنین شرایطی، برای استفاده از ظرفیت های تحولات اخیر، حائز اهمیت فراوانی به شمار می رود. مقامات ایرانی اتخاذ تصمیم نهایی و موافقت با هر پیشنهادی را طی ماه های گذشته تا پایان انتخابات آمریکا به تعویق انداختند تا پس ازمشخص شدن نتایج این انتخابات، گزینه ای که بیشترین منافع را به دنبال دارد و کمترین فشار سیاسی اقتصادی را به کشوروارد می کند، برگزينند با فرض اين که مسکو هم با چنين روشی موافقت کامل دارد.

بعد از ديدار لاريجانی و پوتين، لاوروف وزیر امورخارجه روسیه اظهار امیدواری کرد که درجریان دیدار دورروزه لاریجانی از مسکو، بحران هسته ای ایران مسیر دیگری را بپیماید. در همين زمان بود که گفته شد طرح مشارکت روسيه در طرح غنی سازی اورانيوم هنوز روی ميزست. همان طرحی که تاکنون بارها از روی ميز به سبد رفته و باز با افزايش فشارهای آمريکا به روی ميز بازگشته است. همزمان با اين بازگشت که به نوعی پيروزی مسکو به حساب می آید که منتظر اين فرصت مانده بود اعلام گرديد که در پروژه بزرگ ديگری هم سهم مسکو پيش بينی شده است. طرح پروژه گاز ايران به پاکستان و هند که آمريکا با توافق هائی با دهلی آن را عملا بی حاصل کرد، بعد از ديدار وزيران انرژی هند و روسیه اعلام شد که با حضور روسيه بنياد می گيرد و ايران هم موافقت دارد.

اين همه باعث شد که در تهران کسانی جمله سه ماه قبل یک کارشناس مسائل ايران و آمريکا را به ياد آورند که گفته بود افتادن در تله مسکو دامی است که آمريکا برای تهران پهن کرده است. آيا سرانجام ايران با علم بر اين که دام است ناگزير شد به طرح تن بدهد.

هر چه هست هم پيروزی دموکرات ها و هم گفتگوهای لاريجانی در مسکو مقامات ايران را اميدوار تر و صدای آن ها را بلند تر کرد. فضای غالب می گويد هم امکان مذاکره با آمريکا و هم معامله با روسيه برای ايران بازست.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.